دردناکترین تجربۀ مریم صحنۀ هولناک صلیب بود. مریم میدانست که خدا هم میداند که درد از دست دادن تنها فرزند چیست. خدای پدر با قلبی شکسته مرگ تنها فرزند خود را نگریست و آنچه که ما اغلب از یاد میبریم اینست که مریم هم مرگ فرزند خود را مینگریست. او نه میتوانست دخالت کند و نه کاری از دستش برمیآمد. همانطور که شمعون پیر هم ۳۰ سال قبل پیشگویی کرده بود، خنجری قلب او را میشکافت. مریم تنها شخص حاضر هم در زمان تولد و هم زمان مرگ عیسی بود. او فردی بود که افتخار بزرگی نصیبش شد ولی این افتخار بزرگ بهای سنگینی هم داشت. شاید زمانی که عیسی عذاب میکشید قدرت تحمل دیدن او را نداشت ولی در عین حال نمیتوانست آن صحنه را ترک کند.
آنجا در پای صلیب در حالیکه عیسی آخرین نفسهای خود را میکشید تمامی زندگی او از مقابل چشم مریم میگذشت، تولد او در آخور، دستهای کوچک او که دستهای مریم را میگرفت، دستهای ماهر و قوی نجارگونۀ او، دستهایی که مریضان را شفا میداد و حالا همان دستها روی صلیب میخکوب شده بود. او برای کودکی که روزی در آغوش داشت، برای مرد جوانی که بزرگش کرده بود و برای پسری که اکنون بر روی صلیب میمرد، گریه میکرد. شاید تمامی وجودش از غصه پر بود که صدای عیسی به گوشش رسید: "بانو . . ." عیسی در آخرین لحظات زندگی خود، مواظبت از مریم را بهعهدۀ یوحنا گذاشت. در یوحنا ۱۹:۲۵-۲۷ آن سخنان گرانقدر آخر، که از آن بهبعد در سراسر زندگی مریم میتوانست انعکاس داشته باشد، نوشته شده است. کلماتی که مریم میتوانست به آنها بچسبد و بارها و بارها آنها را بهیاد آورد. کلماتی که ارزش همه چیز را داشت. مریم فقط پسر خود را بر روی صلیب ندید، او برهای را دید که قربانی شده است: «تو باید او را عیسی بنامی، زیرا او قوم خود را از گناهانشان نجات خواهد بخشید.»
عیسی زندگی خود را فدای بشریت کرد. در رسالۀ قرنتیان میخوانیم، که اگر عیسی از مردگان برنخاست، ایمانمان ارزشی ندارد و هنوز در گناهان خود هستیم. خدا را شکر که عیسی از مردگان زنده شده است و ما امیدی داریم که محکم و استوار است. مریم هم مانند دیگر شاگردان، او را در باغ ملاقات کرد و او را پرستش نمود و شاهد این پیروزی بود.
مریم بر روی کوه زیتون زمانیکه عیسی به شاگردان در مورد روحالقدس تعلیم میداد حضور داشت. عیسی در مقابل چشمان آنها به آسمان بالا برده شد. در روز پنطیکاست ۱۲۰ نفر در بالاخانه مشغول دعا کردن بودند و مریم هم در میان آنها منتظر "وعدۀ پدر" بود.
مریم ثابت کرد که زندگی در سرسپردگی و اطاعت از خدا، زندگی پرثمری است. مریم با کلیسای اولیه همگام بود. او به آن گلۀ کوچک خدمت کرد. نه از آنها کنارهگیری نمود و نه خود را بالاتر از آنها قرار داد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر