جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ تیر ۲۷, چهارشنبه

چرا خدا به ما چهار انجیل داد؟


چند دلیل برای اینکه چرا خدا به جای یک انجیل، چهار انجیل داده مطرح شده است:
 در حالیکه تمام کتاب مقدس الهام خداست (دوم تیموتائوس فصل 3 آیه 16)، اما خدا از نویسندگان بشری با پیش زمینه ها و شخصیتهای متفاوت استفاده کرده تا مقاصدش را از طریق نوشته هایشان محقق کند. هر یک از نویسندگان انجیل ها در پسِ انجیل خود هدف متفاوتی را داشته اند و در اجرای مقاصد خود، هریک بر جنبه های متفاوتی از شخصیت و خدمت عیسی مسیح تاکید کردند.

متی برای مخاطبان عبرانی می نوشت و یکی از اهدافش این بود که با استفاده از شجره نامه عیسی و تحقق پیشگویی های عهد قدیم نشان دهد که او همان مسیحی بود که از زمان های دور در انتظارش بودند و از اینرو می بایست به او ایمان داشت. تاکید متی این است که عیسی، "پادشاه موعود"، و "پسر داود" است که تا ابد بر تخت سلطنت اسراییل خواهد نشست (متی فصل 9 آیه 27؛ فصل 21 آیه 9).

مرقس، پسرعموی برنابا (کولسیان فصل 4 آیه 10)، شاهد عینی رویدادهای زندگی عیسی و همچنین دوست پطرس رسول بود. مرقس برای مخاطبان غیر یهودی نوشت و به همین خاطر، مطالبی را که برای خوانندگان یهودی مهم بوده (شجره نامه، مجادله عیسی با رهبران یهودی زمان او، ارجاعات مکرر به عهد قدیم و ...) را در انجیل خود نیاورد. مرقس بر مسیح به عنوان خادم رنج دیده تاکید می کند، کسی که نيامد تا خدمتش کنند، بلکه آمد تا خدمت کند و جانش را در راه آزادی دیگران فدا کند (مرقس فصل 10 آیه 45).

لوقا، "پزشک محبوب" (کولسیان فصل 4 آیه 14)، بشارت دهنده، و همنشین پولس رسول، هم انجیل لوقا و هم اعمال رسولان را نوشت. لوقا تنها نویسنده غیر یهودی عهد جدید است. او مدتهاست که به عنوان یک تاریخ دان سخت کوش و ماهر توسط کسانیکه از نوشته هایش در مطالعات تاریخی و شجره نامه ای استفاده می کنند، پذیرفته شده است. به عنوان یک تاریخ نویس، او میگوید تمایل دارد که امور زندگی مسیح را بر پایه گزارشات شاهدان عینی به ترتیب زمانی به نگارش درآورد (لوقا فصل 1 آیه های 1 تا 4). از آنجاییکه او به طور خاص خطاب به تئوفیلوس نوشته است، که ظاهراً از مقامات غیر یهودی بوده، انجیل او با ذهنیت یک مخاطب غیر یهودی نوشته شد و هدف او این است که نشان دهد که ایمان مسیحی بر مبنای رویدادهای قابل اعتماد و قابل تایید تاریخی است. لوقا اغلب به مسیح به عنوان "پسر انسان" اشاره می کند و بر انسان بودن او تاکید می کند و جزئیات بسیاری را که در سایر انجیل ها یافت نمی شود، به اشتراک می گذارد.

انجیل یوحنا، که توسط یوحنای رسول نوشته شده، متمایز از سه انجیل دیگر است و شامل محتوای الهیاتی بیشتری درباره شخص مسیح و مفهوم ایمان است. متی، مرقس و لوقا، به دلیل سبکهای مشابه شان و گزارش خلاصه ای از زندگی مسیح، به عنوان "انجیل های هم نوا" تلقی می شوند. انجیل یوحنا با تولد یا خدمت زمینی عیسی آغاز نمی شود بلکه پیش از آنکه او انسان شود، با فعالیت و شخصیت پسر خدا آغاز می شود (یوحنا فصل 1 آیه 14). انجیل یوحنا بر الوهیت مسیح تاکید می کند، همانطور که در استفاده از عباراتی نظیر «کلام، خدا بود» (یوحنا فصل 1 آیه 1)، «منجی جهان» (یوحنا فصل 4 آیه 42)، «پسر خدا» (بارها بکار گرفته شده)، و «خداوند و ... خدا» (یوحنا فصل 20 آیه 28) دیده می شود. عیسی در انجیل یوحنا الوهیتش را با عبارات متعدد «من هستم» تصدیق می کند؛ قابل ملاحظه ترین اظهارات مربوط به یوحنا فصل 8 آیه 58 است که می گوید «پیش از آنکه ابراهیم باشد، من هستم» (مقایسه کنید با خروج فصل 3 آیه های 13 تا 14). اما یوحنا بر حقیقت انسانیت عیسی نیز تاکید می کند و تمایل دارد که اشتباه فرقه مذهبی آن زمان یعنی گنوستیست ها را نشان دهد که بر انسانیت مسیح ایمان نداشتند. انجیل یوحنا هدف کلی نگارشش را مشخصاً اینگونه بیان داشته است: "شاگردان عيسی معجزات بسياری از او ديدند كه در اين كتاب نوشته نشده است. ولی همين مقدار نوشته شد تا ايمان آوريد كه عيسی، همان مسيح و فرزند خداست و با ايمان به او، زندگی جاويد بيابيد" (یوحنا فصل 20 آیه های 30 تا 31).

بنابراین، با در دست داشتن چهار گزارش متمایز اما به یک اندازه صحیح از مسیح، جنبه های مختلف شخصیتی و خدمتش آشکار می شود. این چهار گزارش مثل نخهایی با رنگهای مختلف است که در یک پرده نقش دار در کنار یکدیگر بافته شده است تا تصویر کاملتری از این شخص که در ورای توصیف است را نشان دهد و از آنجاییکه ما هرگز همه چیز را درباره عیسی مسیح نخواهیم فهمید (یوحنا فصل 20 آیه 30)، از طریق چهار انجیل می توانیم به اندازه کافی بدانیم و درک کنیم که او کیست و برای ما چه کرده است تا اینکه از طریق ایمان به او زندگی جاودانه داشته باشیم. 

2) تا ما را قادر سازد که به طور عینی صداقت گزارش های آنها را بررسی کنیم. کتاب مقدس، از اولین دوران، بیان می کند که دادرسی در یک دادگاه قانون تنها با شهادت یک شاهد عینی بر ضد یک شخص انجام نخواهد گرفت، مگر با شهادت حداقل دو یا سه نفر (تثنیه فصل 19 آیه 15). با توجه به این موضوع، گزارشات مختلف از شخصیت و خدمات زمینی عیسی مسیح ما را قادر می سازد که صحت اطلاعاتی را که درباره او داریم، ارزیابی بکنیم.

سیمون گرینلیف، حقوق دان مشهور و شناخته شده در زمینه تشخیص و تعیین اینکه چه مدارکی در دادگاه قابل قبول هستند، چهار انجیل را از نقطه نظر قانونی مورد بررسی قرار داد. او متذکر شد که نوع گزارشات شهودی که در چهار انجیل داده شده – گزارشاتی که هم رای هستند، اما هر نویسنده خواسته که جزئیاتی را برای تفاوت داشتن با دیگران حذف یا اضافه کند – نوعی از مدارک قابل اعتماد و مستقل هستند که در یک دادگاه قانون به عنوان شواهد قوی مورد پذیرش قرار می گیرند. اگر انجیل ها دقیقاً دارای اطلاعات یکسان با جزئیات یکسان می بودند و از یک چشم انداز نوشته می شدند، این نشانگر تبانی بود، به عبارت دیگر در یک زمانی نویسندگان پیشاپیش با هم جمع شده اند که داستانهای خود را راست و ریست کنند تا نوشته هایشان به نظر معتبر بیایند. اما اختلافات بین انجیل ها، حتی تناقضات ظاهری که در دید اول اینگونه به نظر می رسند، دلیلی بر طبیعت مستقل هر کدام از نوشته هاست. از اینرو، طبیعت مستقل گزارشات چهار انجیل، که در اطلاعاتشان هم رای اما در چشم انداز، مقدار جزئیات، و اینکه کدام رویداد ثبت شده است، تفاوت دارند، نشان می دهد که گزارشی را که ما از زندگی و خدمت مسیح در انجیل ها داریم واقعی و قابل اعتماد است.

3) تا جویندگان سخت کوش را پاداش دهد. با مطالعه هر انجیل اطلاعات بسیاری بدست می آید، اما با مقایسه و در مقابل هم قرار دادن گزارشات متفاوت رویدادهای خاص از خدمت عیسی، اطلاعات بیشتری بدست می آید. به طور مثال، در متی فصل 14 گزارش خوراک دادن به 5000 تن و راه رفتن عیسی روی آب داده شده است. در متی فصل 14 آیه 22 گفته شده که " عيسی به شاگردانش فرمود كه سوار قايق شده، به آنطرف درياچه بروند. اما او خود همان جا ماند تا مردم را روانۀ خانه‌هايشان نمايد" کسی ممکن است بپرسد که چرا عیسی چنین کاری را انجام داد؟ در گزارش متی هیچ دلیل آشکاری ذکر نشده است. اما وقتی که آن را با گزارش مرقس در فصل 6 ترکیب می کنیم، می بینیم که هنگامی که عیسی شاگردان را دو به دو اعزام کرده بود و بدیشان قدرت بخشیده بود که ارواح خبیث را بیرون کنند و مردم را شفا دهند، آنان از این ماموریت با غرور و خودبینی برگشتند و جایگاه خود را فراموش کردند و اکنون آماده شدند تا حتی به او دستور هم بدهند(متی فصل 14 آیه 15). بنابراین، در مرخص کردن آنان هنگام غروب که به آنسوی دریای جلیل بروند، او دو چیز را بدیشان آشکار می سازد. از آنجاییکه آنان به خاطر تکیه و اعتماد به خودشان تا ساعات اولیه صبح گرفتار طوفان و امواج شدند (مرقس فصل 6 آیه های 48 تا 50) متوجه دو چیز شدند: 1) با توانایی شخصی شان هیچ چیزی را نمی توانند برای خدا بدست آورند و 2) اگر او را صدا بزنند و با تکیه به قدرت او زندگی کنند، هیچ چیز غیر ممکن نیست. قسمتهای بسیاری از کلام وجود دارد که شبیه به "جواهرات" هستند که توسط دانش آموز سخت کوش کلام خدا که برای مقایسه متون کتاب مقدس با هم وقت می گذارند، پیدا می ش  حتی به او دستور هم بدهند(متی فصل 14 آیه 15). بنابراین، در مرخص کردن آنان هنگام غروب که به آنسوی دریای جلیل بروند، او دو چیز را بدیشان آشکار می سازد. از آنجاییکه آنان به خاطر تکیه و اعتماد به خودشان تا ساعات اولیه صبح گرفتار طوفان و امواج شدند (مرقس فصل 6 آیه های 48 تا 50) متوجه دو چیز شدند: 1) با توانایی شخصی شان هیچ چیزی را نمی توانند برای خدا بدست آورند و 2) اگر او را صدا بزنند و با تکیه به قدرت او زندگی کنند، هیچ چیز غیر ممکن نیست. قسمتهای بسیاری از کلام وجود دارد که شبیه به "جواهرات" هستند که توسط دانش آموز  وند.

۱۳۹۷ تیر ۲۵, دوشنبه

144000 نفر چه کسانی هستند؟

کتاب مکاشفه همیشه مفسران را به چالش کشیده است. این کتاب سرشار از تصویرسازی و رمزگرایی است و مردم بر اساس درک خود از کل کتاب آن را به صورت متفاوت تفسیر کرده‌اند. چهار رویکرد اصلی برای تفسیر کتاب مکاشفه وجود دارد: 1) رویکرد پرتریست یا گذشته‌گرا که عقیده دارد همه و یا اکثر رویدادهای بیان شده در کتاب مکاشفه در پایان قرن اول میلادی اتفاق افتاده است؛ 2) رویکرد تاریخ‌گرا که در آن، کتاب مکاشفه به عنوان یک مرور تاریخی کلیسا از زمان شاگردان مسیح تا به امروز می‌باشد؛ 3) رویکرد آرمان‌گرا یا همان ایده‌آلیست که مکاشفه را نمایش یک مبارزه بین خیر و شر می‌بیند؛ 4) رویکرد آینده‌گرایانه که کتاب مکاشفه را پیشگویی حوادث آینده می‌بیند. از بین این چهار رویکرد، فقط رویکرد آینده‌گرایانه است که کتاب مکاشفه را به همان روش تفسیر تاریخی-گرامری بقیه‌ی کتاب‌مقدس تفسیر می‌کند. همچنین با ادعای خود کتاب مکاشفه مبنی بر پیشگویی بودن نیز سازگار است (مکاشفه ۳:۱؛ ۷:۲۲، ۱۰، ۱۸، ۱۹).


بنابراین پاسخ این پرسش که "144000 نفر چه کسانی هستند؟" بستگی به رویکردی دارد که با استفاده از آن کتاب مکاشفه را تفسیر می‌کنید. به استثنای رویکرد آینده‌گرایانه، بقیه‌ی رویکرد‌ها رقم 144000 را به‌صورت نمادین تفسیر می‌کنند که نمایانگر کلیسا است و رقم ۱۴۴۰۰۰ نفر نماد تمامیت یا شمار کامل کلیسا می‌باشد. اما وقتی مطلب را همانطور که نوشته شده، تعبیر کنیم: "تعداد كسانی كه از تمام قبيله‌های بنی‌اسرائيل مهر شدند، يكصد و چهل و چهار هزار نفر بود" (مکاشفه 4:7)، تنها تفسیری که می‌توان از متن داشت، این است که ۱۴۴۰۰۰ نفر تعداد دقیق مردانی است که از قبایل اسرائیل بودند، 12000 نفر از هر قبیله اسرائیل. در عهد جدید هیچ متن صریحی وجود ندارد که کلیسا جایگزین اسرائیل شده باشد.

یهودیانی که "مُهر" شده‌اند، یعنی اینکه آنها حفاظت و پشتیبانی خدا را از همه‌ی داوری‌های الهی و از ضد مسیح دارا می‌باشند تا ماموریتشان را در دوره‌ی مصیبت عظیم انجام دهند (به مکاشفه 17:6 نگاه کنید که در آن مردم تعجب می‌کنند که چه کسی تاب این غضب را دارد). دوره‌ی مصیبت عظیم به دوره‌ی هفت‌ساله‌ای در آینده گفته می‌شود که در آن خداوند داوری الهی خود را بر ضد کسانی که او را رد کرده بودند به اجرا در می‌آورد و نقشه‌ی نجات قوم اسرائیل را هم کامل می‌کند. همه‌ی اینها بر اساس آن چیزی است که خدا برای دانیال آشکار کرده بود (دانیال 24:9-27). 144000 یهودی را می‌توان به نوعی "نوبرهای" (مکاشفه 4:14) اسرائیلِ بازخرید شده دانست که پیشتر پیشگویی شده است (زکریا 10:12؛ رومیان 25:11-27)، و به نظر می‌رسد که ماموریت آنها بشارت دادن در مورد دنیای پس از رویداد "ربوده شدن" و همچنین بشارت پیام انجیل در دوره‌ی مصیبت عظیم می‌باشد. در نتیجه‌ی خدمت آنها، میلیون‌ها نفر به مسیح ایمان خواهند آورد: "جماعتی عظیم از هر ملت و طایفه و قوم و زبان… که هیچ‌کس آنان را نمی‌توانست شماره کند" (مکاشفه 9:7).

بیشتر سردرگمی‌ها در رابطه با عدد 144000 مربوط به آموزه‌ی غلط فرقه‌ی شاهدان یهوه می‌باشد. شاهدان یهوه می‌گویند که 144000 یعنی حداکثر کسانی که با مسیح در آسمان حکومت خواهند کرد و تا ابد با خدا خواهند بود. 144000 نفر چیزی دارند که شاهدان یهوه به آن "امید آسمانی" می‌گویند. کسانی که بین این 144000 نفر نیستند از "امید زمینی" بهره‌مند خواهند شد– بهشتی که بر روی زمین است و توسط عیسی مسیح و آن 144000 نفر اداره می‌شود. مطلبی که به روشنی دیده می‌شود این است که شاهدان یهوه یک جامعه‌ی طبقاتی پس از مرگ درست کرده‌اند که یک طبقه حاکم (144000 نفر) دارد و طبقه‌ی دیگر کسانی هستند که بر آنها فرمانروایی می‌شود. کتاب‌مقدس هرگز آموزه‌ای نظیر "طبقه‌ی دوگانه" را تعلیم نمی‌دهد. این درست است که کسانی خواهند بود که در دوره‌ی هزار ساله‌ی حکومت مسیح با او حکومت خواهند کرد. این مردم ترکیبی از کلیسا (ایمانداران به عیسی مسیح، اول قرنتیان 2:6)، قدیسین عهد قدیم (ایماندارانی که قبل از ظهور اول مسیح مرده‌اند، دانیال 27:7) و قدیسین دوره‌ی مصیبت عظیم (کسانی که در دوره‌ی مصیبت عظیم به مسیح ایمان می‌آورند، مکاشفه 4:20) خواهند بود. اما کتاب‌مقدس هیچ محدودیت عددی بر روی این گروه از مردم قرار نمی‌دهد. علاوه بر این، دوره‌ی هزار ساله‌ی فرمانروایی مسیح با وضعیت ابدی که در انتهای دوره‌ی هزار ساله اتفاق خواهد افتاد متفاوت است. در آن زمان، خداوند با ما در اورشلیم جدید ساکن خواهد شد. او خدای ما و ما قوم او خواهیم بود (مکاشفه 3:21). ارثی که به ماییکه در مسیح هستیم و با روح‌القدس مُهر شده‌ایم وعده داده شده (افسسیان 13:1-14) به ما خواهد رسید، و ما همگی هم‌ارث با مسیح خواهیم بود (رومیان
17:8).