جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ فروردین ۷, دوشنبه

انجیل برنابا، تلاشی دیگر در تایید اسلام و رد مسیحیت

اگر به کتابخانه بروید در بخشی که به ایمان اسلامی تخصیص داده شده است، قرآن، احادیث و کتب دیگری خواهید یافت که با ایمان مسیحی به دایالوگ پرداخته اند، در کنار این کتب، انجیلی نیز خواهید دید، البته این انجیل، انجیل متی، مرقس، لوقا و یوحنا که مسیحیان، الهام خدا می دانند نیست. این انجیلی که از آن صحبت می کنم، انجیل برنابا است. انجیل برنابایی که مسلمانان بسیار تبلیغ کرده و این کتاب را به زبانهای متعددی ترجمه و آن را سراسر دنیا پخش نموده اند.
در اواخر ماه می سال ۲۰۱۲، نسخه ای از این انجیل کشف شد. نشریات ایرانی از این فرصت استفاده کرده، با استناد بر این یافته تازه، ادعا کردند که بازیافت این نسخه، آغاز سقوط مسیحیت و اثبات حقانیت تعالیم اسلام است. مانند بسیاری از ادعایهای بی اساسی که جهان اسلام بر علیه ایمان مسیحی و متون مقدس وارد می آورد، نشریه بسیج نیز اظهار کرد که این نسخه در قرون پنجم و ششم نوشته شده است. انجیلی که آمدن محمد، پیامبر اسلام را نوید می دهد. همچنان این نشریه ادعا کرد که دنیای مسیحیت وجود این انجیل را رد می کند. این نشریه به باب چهل و یکم این انجیل، به عنوان دلیلی که مسیحیان از این انجیل هراسناکند اشاره می کند:
پس جبروت خدا در پرده شد و راند ایشان را فرشته میخائیل از فردوس
چون آدم ملتفت شد، دید مکتوبی را بالای دروازه که: لا اله الا الله و محمد رسول الله. (برنابا ۴۱: ۳۲، ۳۳)
مقامات ترک در سال ۲۰۰۰، این دست نوشته را پس از دستگیری گروهی از قاچاقچیان پیدا کردند. بنابر ادعاها، این نسخه بر خلاف نسخ در دست، کهنتر بوده و به زبان سریانی نوشته شده است. اما تا به حال هیچ دلیل و پژوهش علمی که قدمت آن را تایید و متن آن را آشکار نماید ارائه نشده است. بنظر می آید با وجود پنهاهنکاریهایی که در خصوص یافته های باستاشناسی، مخصوصا در مورد دست نوشته ها، چه در ارتباط با این نسخه و نسخه های دیگر، مانند نسخه های قرآنی که در یمن کشف شد، وجود دارد، این ادعایی است که باید بر اساس حسن نیت و اعتباری که جهان اسلام در پژوهشهای آکادمیک دارد پذیرفت.
اما خوشبختانه کلیسای مسیح در طی تاریخ با شهامت با حقایق روبرو شده و هرگز برای کشف راستی خود را نفریفته است. همانگونه که دنیای آگناستیک مرتبا حقانیت کتاب مقدس، در نتیجه ایمان مسیحی را مورد انتقاد قرار داده و کلیسای مسیح در مقابل، صبورانه پاسخگوی هر انتقاد گشته، هر تعلیم و آموزش نادرست را در شوراها مورد بررسی قرار داده، در صداقت با اتهامات روبرو شده است.کلیسای مسیح در این خصوص نیز آماده است تا این انجیل را بررسی کرده و حقیقت را دریابد.
نام برنابا متعلق به مسیحیی است که در قرن اول می زیست. شخصی که از او در کتاب اعمال رسولان نیز صحبت به میان آمده است. برخی از رسولان از او نیز نام برده اند. برنابا با پولس رسول همکار بوده و دوشادوش وی به خدمت اعلام انجیل مشغول بود. انجیل برنابا ادعا می کند که توسط این شخص به قلم درآمده است.
انجیل صحیح یسوع مسمی به مسیح
(۱)پیغمبر تازه ای که فرستاده ی خداست بسوی جهان،بحسب روایت برنابا فرستاده ی او.(۲) برنابا ،فرستاده ی یسوع ناصری مسمی به مسیح آرزو می کند ازبرای همه ی ساکنین زمین صلح و آرامش- تسلی) اسلام تسلیه را. (برنابا ۱:۱ -۲)
چرا مسلمانان به انجیل برنابا و سایر کتابهای آپروکریفا مانند انجیل توما استناد کرده و به آنها علاقه دارند و اناجیل و کتب عهد جدید را نمی پسندند؟ پاسخ به این پرسش چندان دشوار نیست. دلیل این علاقمندی این است که انجیل برنابا زندگی عیسی را طوری به تصویر می کشد که با گزارشات قرآن همخوانی دارد. عیسی مسیح در انجیل برنابا، در مورد آمدن محمد، پیامبر اسلام پیشگویی کرده، بسیاری از اصول اسلامی را تعلیم داده و بر روی صلیب جانش را از دست نمی دهد.
در قرن هجدهم این انجیل که دو نسخه متفاوت از آن در دست بود مورد توجه بسیاری در انگلستان قرار گرفت. این دو کپی یکی به زبان ایتالیایی و دیگر به زبان اسپانیایی بود. زمانی که این انجیل به انگلیسی ترجمه شد، توجه بسیاری را که به زبان انگلیسی تسلط داشتند جلب کرد. در اواخر قرن بیستم، انتشارات اسلامی از پاکستان و عربستان آغاز به نشر و پخش این انجیل کردند. البته زمانی که این انجیل توسط لونسدیل و لورا رگ از نسخه ایتالیایی ترجمه شد، در مقدمه این ترجمه به نقد این انجیل پرداختند، نقدی که کشورهای اسلامی هنگام چاپ انجیل در کتابهای منتشر شده نگنجاندند.
لانسدیل رگ، در مقدمه ای که در آغاز این انجیل می نویسند اشاره می کند که یکی از این دو نسخه، یعنی ترجمه اسپانیایی آن از روی نسخه ایتالیایی برگردانده شده است. نسخه اسپانیایی که الان از معرض عموم هم پنهان است، در سال ۱۷۰۹ برای نخستین بار در آمستردام، توسط شخصی بنام جی. اف. کارمر کشف شد. این نسخه در سال ۱۷۳۸ سر از کتابخانه ژنرال اطریشی طبار، یوجین اهل ساوی در می آورد. سپس این نسخه به کتابخانه ملی اطریش . (هاف- بیبلیوتک) منتقل می گردد. اطلاعت بیشتری در مورد این نسخه وجود ندارد، هرچند در مقدمه ترجمه اسپانیایی آن، مطالبی در خصوص نسخه ایطالیائی آن نوشته شده است. نسخه ای که امروز گم شده است. این نوشته مدعی است که نسخه ایتالیایی آن، زمانی در کتابخانه پاپ سیکتوس پنجم بوده است. (۱۵۸۵ ۹) در نوشته هایی که همراه نسخه ایطالیایی آن در دست است (نوشته هایی که هنگام فروش در این نسخه درج شده است) گفته شده است که نسخه اسپانیایی آن توسط یک مسلمان به نام مصطفی د آراندا از ایطالیائی برگردانده شده است.
در صفحات نخست این نسخه، مقدمه ای در خصوص چگونگی کشف نسخه اصلی آن درج شده است. در این مقدمه از یک راهب مسیحی به نام «فرا مارینو» نام می برد که می گوید بطور اتفاقی با نوشته های آیرنیوس روبرو می شود که در آن آیرنیوس بر ضد پولس رسول صحبت می کند و با دلایلی که ارائه می دهد حقانیت انجیل برنابا را اثبات می کند. از آن پس او مشتاق یافتن این انجیل (انجیل برنابا) می گردد و خدا به او لطف کرده، باعث می شود تا وی با پاپ سیکتوس پنجم دوست شده و رابطه صمیمانه ای پیدا نماید. بنابر این مقدمه، روزی که این راهب با پاپ سیکتوس پنجم در کتابخانه مشغول مطالعه بودند، پاپ به خواب می رود و در این حین این راهب، کتابی را برای خواندن بر می دارد. این کتاب بر حسب اتفاق همان انجیل برنابا بود، انجیلی که او آرزوی خواندنش را داشت. علاقه شدید و شادی وی از این یافته او را بر این داشت تا مخفیانه این کتاب را از کتابخانه بیرون ببرید. او پس از مطالعه این کتاب، مسلمان می گردد.
قابل توجه است که نسخه اسپانیایی آن با نسخه ایطالیائی یکسان نیست. و محققین و پژوهشگران، قدمت نسخه ایطالئیای را حدود سال ۱۴۷۰- ۱۴۸۰ تخمین زده اند. بررسی های که بر روی نوع کاغذ و سبک جلدبندی این کتاب به عمل آمده، محققین را بر این داشته است تا این کتاب را محصولی دیرتر از نیمه دوم قرن شانزدهم ندانند. و مسلما چون نوشته این کتاب نمی تواند از خود کاغذ کهنتر باشد، این کتاب را مکتوب همان دوران قرار می دهد.
برخی معتقدند این نسخه ایطالیایی برگردانی است از نسخه اصلی این کتاب به زبان عربی که در مکانی در شرق زمین موجود است. اما هیچ مدرک و نشانه ای دال بر وجود نسخه عربی کهن نمی کند.
تفاوتهای بین اناجیل چهارگانه و انجیل برنابا
این انجیل بسیاری از گزارشات اناجیلی که در کانون کتاب مقدس یافت می شود را تکرار می کند، بنوعی که گزارشات به همان شکل البته نه به ترتیب زمانی وقوع آنها، بیان شده است اما برخی دیگر از این گزارشات با تفاوت بسیاری در این کتاب انعکاس یافته اند. از ۳۹ کتابی که در کانون عهد عتیق موجود می باشد، ۲۲ کتاب آن و از ۲۷ کتاب عهد جدید، ۱۸ کتاب نقل قول شده است که این خود ادعای اینکه انجیل برنابا تنها انجیل راستین را است نقض می کند. البته در نقل قولهایی که از عهد عتیق ذکر شده است، نام چند تن از انبیا به اشتباه نوشته شده است. به عنوان مثال، نویسنده از مزامیر نقل قول می کند و نام نویسنده را داود می خواند و در جایی بجای اشعیا، از حزقیال نام می برد. نکته دیگری که شایسته توجه است، استعمال و ادغام کتب آپوکریفا و آیات عهد عتیق می باشد که نویسنده این دو را از هم تفکیک نکرده و یکجا، با این پیش فرض که منابع آنها یک است، نقل قول می کند. دیگر اینکه، نقل قولهایی که از نوشته های پولس رسول، شخصی که برنابا به شدت بر علیه آن نوشته شده است، بسیار زیاد است. چگونه ممکن است شخصی را مولف انجیل ناراست شمرد و در همان حال نیز بسیاری از نوشته های او را در انجیل خود بکار برد؟
به عنوان مثال در انجیل یوحنا باب ۱: ۱۹-۲۳ می خوانیم:
و این است شهادت یحیی در وقتی که یهودیان از اورشلیم کاهنان و لاویان را فرستادند تا از او سؤال کنند که تو کیستی؛
۲۰ که معترف شد و انکار ننمود، بلکه اقرار کرد که من مسیح نیستم.
۲۱ آنگاه از او سؤال کردند، پس چه؟ آیا تو الیاس هستی؟ گفت، نیستم. آیا تو آن نبی هستی؟ جواب داد که نی.
۲۲ آنگاه بدو گفتند، پس کیستی تا به آن کسانی که ما را فرستادند جواب بریم؟ دربارهٔ خود چه می‌گویی؟
۲۳ گفت، من صدای ندا کننده‌ای در بیابانم که راه خداوند را راست کنید، چنانکه اشعیا نبی گفت.
اما انجیل برنابا این گزارش را اینگونه بازگو می کند:
آنگاه دیدند بسیاری از آنانکه آمده بودند تا جست و جو کنند او را . زیرا روسای کاهنان رای می زدند میان خود، تا براندازند او را به سخنش. از این رو فرستادند لاوی ها و بعضی از کاتبان را که از او پرسیده، بگویند تو کیستی. پس این اعتراف نمود یسوع و فرمود: براستی و درستی که من مسیا نیستم. پس گفتند: آیا تو ایلیا یا ارمیا یا یکی از پیامبران پیشین هستی؟ یسوع جواب داد: چنین نیست. آن وقت گفتند: کیستی تو؟ بگو تا شهادت دهیم برای آنانکه ما را فرستاده اند. پس آن وقت یسوع فرمود: منم، آوازی فریاد کننده در همه یهودیه، که فریاد می کند، آماده سازید راه فرستاده پروردگار را آنگونه که او نوشته شده است در اشعیا. (برنابا ۴۲: ۲- ۱۱)
در اناجیلی که مسیحیان می پذیرند، این یحی تعمید دهنده است که طریق را برای مسیح مهیا می سازد،اما در انجیل برنابا این مسیح است که این راه را برای محمد می گشاید.
در جای دیگر این انجیل می خوانیم:
پس آن وقت کاهن گفت: به چه نامیده می شود مسیحا؟……
عیسی در جواب فرمود:…
… همانا نام مبارک او محمد است
برنابا ۹۷: ۱۴، ۱۵، ۱۸
اما در انجیل متی، پطرس رسول عیسی را پسر خدای زنده می خواند:
۱۳ و هنگامی که عیسی به نواحی قیصریّه فیلِپس آمد، از شاگردان خود پرسیده، گفت، مردم مرا که پسر انسانم چه شخص می‌گویند؟
۱۴ گفتند، بعضی یحیی تعمید‌دهنده و بعضی الیاس و بعضی اِرمیا یا یکی از انبیا.
۱۵ ایشان را گفت، شما مرا که می‌دانید؟
۱۶ شمعون پطرس در جواب گفت که، تویی مسیح، پسر خدای زنده!
۱۷ عیسی در جواب وی گفت، خوشابحال تو ای شمعون بن یونا! زیرا جسم و خون این را بر تو کشف نکرده، بلکه پدر من که در آسمان است. (متی ۱۶: ۱۳- ۱۷)
اما در انجیل برنابا، پطرس به جهت این اعتراف توبیخ می شود:
… از شاگردان خود پرسید: مردم، درباره من چه می گویند؟ جواب دادند: بعضی می گویند بدرستی که تو ایلیایی و دیگران می گویند که ارمیایی و دیگران می گویند تو یکی از از پیغمبران هستی. یسوع جواب داد: سخن شما درباره من چیست؟ پطرس جواب داد: بدرستی که تو مسیح پسر خدایی. پس آن وقت یسوع به خشم آمد و با غضب او را نهیب کرده فرمود: برو و دور شو از من، زیرا توئی، تو شیطان و می خواهی به من بد کنی. آنگاه یازده نفر دیگر را تهدید نموده، فرمود: وای بر شما اگر این را تصدیق کنید، زیرا من دیده ام لعنت بزرگی را از خدا برای هر کس که این را تصدیق نماید. آنگاه خواست پطرس را براند. پس یازده نفر دیگر به یسوع زاری نمودند از برای او، پس نراند او را. لیکن دوباره او را نهیت داده فرمود: زنهار مانند این سخن بار دیگر نگویی، زیرا خدا تو را لعنت خواهد نمود.
برنابا ۷۰: ۲- ۱۰
گزارش مرگ عیسی مسیح نیز اینگونه گفته شده است:
پس خدای عجیب، کار عجیبی کرد. آنگه یهودا در گفتار و رخسار تغییر پیدا کرد و شبیه به یسوع شد، حتی اینکه ما اعتقاد نمودیم که او یسوع است.
…لشکریان داخل شدند و دست های خود را بر یهودا انداختند، زیرا او از هر جهت شبیه به یسوع بود.
…پس او را به کوه جمجه، آنجا که مرسوم بود آویختن گناهکاران، کشانیدند و آنجا او را برهنه به دارد کشیدند برای مبالغت در تحقیر وی.
برنابا ۱۲۶: ۳، ۹ ۱۲۷: ۷۸
داستان این انجیل بر روی کوشش عیسی مسیح جهت بازیافت قوم اسرائیل بنا شده است، قومی که کتب موسی را تحریف کرده اند. مسیح آمده است تا به آمدن مسیح موعود، یعنی محمد نوید دهد. اما یهودیان مسیح را اشتباها خدا و پسر خدا خوانده، کفر می گویند. سنای قوم یهود، تصمیم به قتل مسیح می گیرد، تا شاید به این کفرها خاتمه دهند. به همین جهت خدا نیز به علت این سوتفاهم ها به جای اینکه مطابق نقشه پیشین عیسی را به آسمان ببرد، طوری ترتیب می دهد که بنظر برسد عیسی بر صلیب مصلوب گشته است. وظیفه آشکار کردن این واقعه به عهده شاگردان خواهد بود، اما زمانی که محمد بیاید این حقیقت کاملا عیان خواهد گشت.
عیسی در دوران خدمت خود، قوانین مذهبیی برای خوراک قوم تعیین می کند و ختنه را امری الزامی می داند. او همچنان سوتفاهمات و تعالیم اشتباهی که پیرامون اسحاق و اسمائیل بوجود آمده بود را، تصحیح می کند. این اسماعیل بود که توسط ابراهیم برای قربانی بر مذبح قرار داده می شود و نه اسحاق، داستانی که یهودیان تحریف کرده اند. تعالیمی که او در مدت خدمت خود می دهد شامل مسائلی چون، عاقبت حیوانات در روز داوری، داستان سقوط شیطان، طبیعت بهشت و جهنم، تقدیر و چگونگی پادشهایی که در انتظار صالحین است.
چالشهای که انجیل برنابا بر می انگیزد
مسلمانان در پشتیبانی و تبلیغ این انجیل بسیار علاقه دارند، مخصوصأ در کشور ایران، یک پژوهشگر برای یافتن اناجیلی که در کانون کتاب مقدس مسیحیان وجود دارد بسیار مشکل دارد. فروش این اناجیل و یا حتی داشتن آنها جرم به حساب می آید. اما در عوض انجیل برنابا بسادگی از کتابفروشی های شهر قابل ابتیاع می باشد. این کتاب مورد پسند جامعه مسلمان است زیرا که ایشان معتقند:
انجیل برنابا، تعالیم صحیح و قابل اعتمادی در مورد عیسی در اختیار خوانندگان خود قرار می دهد
– این کتاب، ادعای مسلمانان را در خصوص اینکه کتب مسیحیان تحریف شده است، تایید می کند
– انجیل برنابا، مهر تاییدی بر حقانیت اسلام و پیامبر اسلام زده آن را نوید می دهد
– این انجیل صلیب مسیح، در نتیجه پایه و اساس مسیحان را انکار می کند.
مسیحیان به همانگونه که برای اثبات حقانیت کتاب مقدس، آن را مورد بررسی قرار داده به هر گونه نقدی که از جانب دنیای منتقد به آن وارد شد، پشت نکردند، مایل هستند تا اصلیت و اعتبار این کتاب نیز به همان میزان سنجیده گردد.
تحقیق، تفحص و بررسی این کتاب پژوهشگران را متقاعد ساخت که این انجیل در قرن چهاردهم به نگارش آمده است و این نوشته به هیچ وجه حاصل نگار برنابایی که عهد جدید از آن سخن می راند، نیست.
نقد انجیل برنابا
اشتباهات تاریخی
لقب مسیح یکی از القابی است که عیسی بسیار علاقه داشت تا از آن برای معرفی خود استفاده کند. مسیح که از واژه عبری آن مشیاخ، مسایا، گرفته شده است برای یهودیان بسیار آشنا بود. مخصوصا در قرن اول، زمانی که عیسی به دنیا آمد، یهودیان بی صبرانه منتظر ظهور مسیح موعودی بودند که در کتب عهد عتیق خداوند از طریق انبیا وعده آمدن او را داده بود. مسیح، که به معنای مسح شده است، شخصی بود که با ظهور خود بی عدالتی ها را از بین برده و ملکوت خدا را در اسرائیل برقرار کرده، نام خدا را معروف می سازد. همانطور که پیشتر اشاره کردیم، انجیل برنابا اینگونه آغاز می گردد:
انجیل صحیح یسوع مسمی به مسیح، پیغمبر تازه ای که فرستاده ی خداست
اما همینطور که در داستانهای این انجیل به پیش می رویم، عیسی مسیح این لقب و مقام را انکار می کند:
پس اعتراف نمود یسوع و فرمود: براستی و درستی که من مسیا نیستم. (برنابا۴۲: ۵)
اما نکته عجیبی که در این انجیل دیده می شود استفاده از دو واژه مسیح و مسیا است. آیا بنظر نویسنده این انجیل، یهودیان دو معنی متفاوت برای این واژگان قائل بودند؟ آیا یهودیان واقف نبودند که این دو یک هستند؟ آیا یهودیانی که به زبان آرامی گفتگو می کردند، از واژه مسیح، که ترجمه یونانی مسیا است استفاده می کردند؟ یا اینکه نویسنده این دست نوشته، که خود را به جای برنابایی که در عهد جدید از او یاد شده، معرفی کرده، از یکی بودن این واژگان بی خبر بوده است؟
سپس در باب سوم، می خوانیم که پیلاطس و هیرودیس، هر دو در زمان تولد عیسی مسیح در یهودیه حکمرانی می کردند. اما این ادعا از لحاظ تاریخی نادرست است. زیرا که هیرودیس و پیلاطس هرگز در یک زمان بر یهودیه حکمرانی نکردند. زمان حکمرانی هیرودویس از ۳۷ تا ۴ قبل از مسیح و دوران حکمرانی پیلاطس، از ۲۶ تا ۳۶ بعد از میلاد مسیح بوده است. بنابرگزارشات اناجیل، برنابا در زمان حکمرانی پیلاطس می زیست، حال چگونه است که وی چنین اشتباه تاریخی فاحشی را مرتکب می گردد؟
اشتباهات جغرافیایی
در کنار اشتباهات تاریخی، اشتباهات جغرافیایی نیز در این کتاب موجود است که مطمئنا بر ادعای حقانیت و اصلیت این کتاب خدشه وارد می سازد.
انجیل برنابا می گوید:
یسوع بسوی دریای جلیل رفت و در کشتی نشست. سفر کنان بسوی شهر خود ناصره. ۱
چون کشتی به شهر ناصره رسید، ملاحان در شهر نشر دادند همه آنچه را که یسوع کرده بود. ۹
یسوع بر شد به کفرناحوم و نزدیک شهر شد. ۱
برنابا۲۰: ۱، ۹ ۲۱: ۱
اما شاید برنابا نمی دانست که ناصره شهری نبود که ساکنین آن به حرفه ماهیگیری بپردازند. شهر ناصره ۱۴ مایل با دریای جلیل فاصله داشته و در کوهپایه برقرار بود. در عوض کفرناحوم، شهری که مسیح به آن وارد شد، شهری بود که شهروندان آن به ماهیگیری مشغول بودند. این دو، کفرناحوم و ناصره شهرهایی بودند که عیسی به همراه شاگردانش مرتب ملاقات می کردند. بنابراین هر کسی که با مسیح همراه بود و با او آشنا بود، مطمئنا با این دو شهر آشنایی داشت. اما از نوشته های این کتاب اینگونه بر می آید که نویسنده آن که ادعای رسالت مسیح را می کند، چندان به موقعیت جغرافیایی این شهرها واقف نیست.
یکی دیگر از نکاتی که محققین از مطالعه این دست نوشته یافتند، ارتباط آن با قرن چهاردهم می باشد. دو مطلبی که بر این دو ارتباط نور می تاباند، اشارات آن به بهشت و سال یوبیل است.
داستان بهشت در انجیل برنابا
دانته، نویسنده ای بود که در قرن چهاردم زندگی کرد. در کتاب خود، تحت عنوان، کمدی الهی، او از صعود به بهشت از طریق آسمانها اشاره می کند. دانته از نه آسمان صحبت کرده، بهشت را دهمین مرحله معرفی می کند. نویسنده این کتاب، یعنی انجیل برنابا نیز از این نه آسمان و بهشت که در مرتبه دهم است، صحبت می کند.
برتولما گفت: حقا که بهشت بسیار وسعت دارد، زیرا هرگاه در آن چنان خیرات عظیمی است که این مقدار آنها باشد، پس لابد وسیع خواهد بود. یسوع در جواب فرمود: همانا بهشت خیلی وسیع است تا بدانجائی که هیچ کس نمی تواند آن را اندازه بگیرد. راستی به شما می گویم که تعداد آسمانها نه است که نهاده شده در میان آنها سیاره هایی که هر یک از آنها به اندازه سفر پانصد ساله از دیگری دور است… (برنابا ۱۷۸: ۴- ۶)
داستان سال یوبیل
سال یوبیل جشن ملی قوم اسرائیل بود که تعالیم کتاب مقدس آن را بنا نهاده بود. این جشن هر پنجاه سال یکبار نگاه داشته می شد. در سال ۱۳۰۰ بعد از میلاد، پاپ بونیفاس هشتم، اعلام کرد که این جشن، یعنی سال یوبیل، باید هر صد سال یکبار بجای رسم کتاب مقدسی پنجاه سال یکبار، توسط مسیحیان گرفته شود. اما پاپ بعدی، کمنت ششم، این جشن را به پنجاه سال یکبار تغییر داد. سال یوبیل در سال ۱۳۵۰ بعد از میلاد جشن گرفته شد. نکته قابل توجه این است که، این دوران، در تاریخ مسیحیت تنها زمانی است که مسیحیان بر این باور بودند که سال یوبیل باید هر صد سال یکبار جشن گرفته شود. به همین خاطر اینگونه بنظر می رسد که نویسنده این انجیل، چنین تعلیمی که از طرف پاپ وقت به کلیسا آموزش داده شده بود را، تعلیم کتاب مقدسی انگاشته، در نتیجه آن را وارد انجیل خود کرده است. برنابا اینگونه می گوید:
در آن وقت سجده کرده می شود برای خدا در همه جهان و به رحمت رسیده می شود و سال یوبیل که هر صد سال می آید زود است که آن را مسیا در هر سال، در هر جا قرار داد (برنابا ۸۲: ۱۸)
اشتباهات تاریخی و جغرافیایی و شواهدی که آن را به قرن چهاردهم مرتبط می سازد، باعث شده است که برخی مسلمانان پژوهشگر، به این مطلب اقرار نمایند.
نسخه های کپی شده
هیچ نسخه کهن کپی شده از این انجیل موجود نیست. دو نسخه کپی به زبانهای ایتالیایی و اسپانیایی از این نوشته وجود دارد که تاریخ آن را به اواخر قرن شانزدهم نسبت داده اند. برخی از مسلمانان هم ادعا می کنند که ایرنیوس، یکی از پدران کلیسا بدفعات از این نوشته نقل قول کرده است. اما زمانی که از ایشان خواسته می شود که این نقل قولها را ارائه دهند، چیزی بیان نمی گردد.
چرا این انجیل نوشته شده است؟
پس از مشاهده شواهد و مدارکی که تاریخ نگاشته شدن این انجیل را در قرن چهاردهم آشکار می کند، پرسشی که در ذهن محقق بوجود می آید این است، که چرا این شخص خود را به نام برنابا، رسول خداوند معرفی کرده و این کتاب را به چنین محتوایی که صراحتا به ضد تعالیم رسولان و در راستای آموزشهای قرآن است بقلم در می آورد؟
نویسنده این کتاب، داستانهایی از اناجیل را بازگو کرده اما در بخشهایی این داستان را به نوعی دیگر بیان می کند، آن هم بطریقی که ادعاهای قرآن را تایید کند. تلاش وی در این است تا گزارشات قرآن را در اینکه عیسی، آمدن محمد را پیشگویی کرده است، را صحیح جلوه دهد. او کوشش می کند تا نوشته خود را به عنوان انجیل راستین، با گزارشهای قرآن هماهنگ سازد. تناقضاتی که در مقایسه متون قرآن و اناجیل دیده می شود، خوانندگان این کتب را بر این وا می دارد تا برای تشخیص حقیقت، شواهد و مدارکی که ممکن است فراتر از گزارشات این منابع موجود باشد را بیابند. این انجیل قصد دارد تا در این مقام عمل نماید. لازم به ذکر است که این تنها و آخرین تلاش افراد با چنین باوری نیست. در سال ۱۹۷۹ پژوهشگر مسلمان، احمد شفاعت اناجیل چهارگانه را بازنویسی نمود. بنوعی که گزاراشت اضافه شده، ادعاهای قرآن را تثبیث نماید. او در این خصوص می گوید:
کتابی را که در پیش روی خود دارید انجیل است. این کتاب با هدایت الهی که خدا به محمد بخشیده است، نگاشته شده است. مقصود این کتاب این است تا انجیل تازه ای را به شما معرفی کند، انجیلی برای مسلمانان، در موازات اناجیلی که در دست مسیحیان است.
کپی انجیل برنابا در سال ۱۹۹۳ در کانادا توسط انتشارات ای اند بی پابلیشرز گروپ (A & B Publishers Group) منتشر شد و شخصی بنام «ایمان محمد ارمیای نومان» مقدمه ای را بر این نسخه چاپ شده نوشت. او در این مقدمه دلیل اهمیت این کتاب و نبود آن در کتاب مقدس مسیحیان را اینگونه بیان می کند.
«بسیاری از مردم که حق جو بوده و طالب یافتن حقیقت در خصوص تاریخ دینی هستند، می بینند که این انجیل، افسانه هایی که به باورهای دینی رخنه کرده است را نابود می کند. افسانه هایی مانند اینکه خدا، خالق قادر، سه در یک است. این کتاب آشکارا به ما می گوید که خدا یک است، و واحد می باشد و با ارائه این حقیقت، سه دین اسلام، مسیحیت و یهودیت را به هم نزدیک می گرداند. افزون بر این، انجیل برنابا، اطلاعات بیشتری در مورد زندگی عیسی مسیح، پیامبر خدا با ما می دهد…. همچنین این کتاب به ما یادآور می گردد که از خود بپرسیم که چرا اناجیل دیگر در کتاب مقدس مسیحیان گنجانده نشده است. اناجیلی چون انجیل توما، کتاب جاشر (یاشر) کتاب حکمت و انجیل عیسی. چرا این کتب امروز موجود نمی باشند؟ چرا شورای نیقیه در سال ۳۲۵ بعد از میلاد، تعداد اناجیل را از ۷۰ به ۴ تقلیل داد؟»
او در ادامه به یکی دیگر از دلایل مهمی که باعث شده است مسلمانان به این کتاب علاقمند شوند، اشاره می کند. و آن پیشگویی است که از زبان عیسی در خصوص آمدن محمد پیامبر اسلام ثبت شده است. نومان، در ادامه، این پیشگویی را با وعده آمدن روح القدس در انجیل یوحنا مقایسه کرده، یکسان می انگارد.
بررسی دلایل عدم پذیرش کتب مذکور در سطور فوق (انجیل توما و …) در کانون کتاب مقدس، فرصتی دیگر و مقاله ای جدا را می طلبد. پژوهشها و کتبی که در این خصوص نگاشته شده اند، بی شمارند و ذهنهای اندیشمند و کنجکاو، جوینده پاسخ خواهند بود.
یکی از چالشهای بسیاری که مسلمانان با آموزه های کتاب مقدس دارند، تعلیم تثلیث می باشد. خدایی که کتاب مقدس به ما معرفی می کند، خدایی است که در ذات واحد اما در اشخاص کثیر می باشد و اسلام با این تعریف از وجود خدا بسیار مشکل دارد. حال وجود کتابی، مخصوصا اینکه خود را از جامعه مسیحی معرفی کند و این آموزه را رد نماید، توجه مسلمانان را به خود جلب می کند. حال برای سندیت بخشیدن به این کتاب از لحاظ تاریخی، ایشان نیازمند مدارک برونی هستند که قدمت انجیل برنابا را به قرون اول مسیحت رسانده، ثابت کنند که این کتاب از لحاظ زمانی به تاریخ زیست مسیح نزدیک بوده است. بنابراین، یکی از دلایلی که در این خصوص ارائه می شود، نوشته های آیرنیوس، یکی از پدران کلیسا است که در قرن دوم می زیست. آنها می گویند که آیرونیوس در یکی از کتابهای خود با اشاره به انجیل برنابا، با پولس رسول و ایده تثلیث که در واقع خود جاعل و معرف آن بوده به ستیز پرداخته، مخالفت می کند.
خوشبختانه، بسیاری از نوشته های پدران کلیسا امروز موجود و در دسترس عموم قرار دارد. کتابهای ایرنیوس نیز در ضمره این مجموعه می باشد. پیش از هر چیز، این ادعا که ایرنیوس از «انجیل برنابا» نقل قول می کند هیچ سندیتی نداشته، چنین چیزی در نوشته های او مکتوب نیست (حتی آیرنیوس از این کتاب برای انتقاد از آن نیز نقل قول نمی کند) . افزون بر آن، پژوهشگران و ذهنهای کنجکاو، پس از بررسی نوشته های ایرنیوس متوجه خواهند شد که وی نه تنها با پولس بر سر آموزه تثلیث ستیز نداشته، بلکه خود معترف به آن نیز می باشد.
برای نمونه به نوشته زیر که از کتاب «بر علیه بدعتها» کتاب دوم، فصل دوم بقلم آیرنیوس توجه فرمایید:
«(خدا) در ابتدا شکل بخشیدن جهان را برای ما در این واژگان روایت کرد: در ابتدا خدا آسمانها و زمین را آفرید» (پیدایش ۱: ۱) و سپس سایر چیزها را به ترتیب. اما نه خدایان و نه فرشتگان در این کار با او شریک بودند. و اما این خدا، پدر خداوند ما عیسی مسیح است. پولس رسول نیز اعلام کرد: «یک خدا و پدر همه که فوق همه و در میان همه و در همه شما است.» (افسسیان ۴: ۶) من فی الواقع ثابت کردم که تنها یک خدا است، اما از نوشته رسولان و سخنان عیسی مسیح بیشتر در این باره صحبت خواهم کرد»
آیرنویس در این بخش از کتاب خود، بر علیه تعلیم گروهی صحبت می کند که مدعی بودند، فرشتگان در آفرینش دنیا دست داشتند و او بر این بود تا چنین آموزه ای را رد کرده، تعلیم کلام خدا را که، پدر از طریق کلام خود دنیا را خلق کرده است را استوار نگاه دارد.
حال آنکه فهم و شکل گیری آموزه آموزه تثلیث در کلیسای اولیه به چه شکل بوده است، بخشی است که به این مقاله مرتبط نیست، اما آنچه را نباید فراموش کرد این است که، درک و فهم پدران کلیسا، از جمله آیرنیوس از تثلیث هر چه بوده است، مسلما در رد آن بیان نشده و ایشان با آموزه تثلیث در شکل بدوی آن، موافق بودند.
نتیجه
انجیل برنابا انجیلی واقعی نیست. نه تنها نویسنده این کتاب از اطلاعات دست اول تاریخی، جغرافیایی و زبانشناسی قرن اول برخوردار نیست، بلکه هیچ نسخه قدیمی از این نوشته که قدمت آن را ثابت کند در دست نمی باشد. شواهد درونی این کتاب حاکی از این می باشد که این دست نوشته در قرن چهاردم بنگارش در آمده است. متون این کتاب ایمان مسیحی و گزارشات انجیل را به چالش نمی کشد، بلکه انگشتها بسوی قرآن و گزارشات اسلامی نشانه می روند. چرا باید اناجیل برای تایید ادعاهای اسلام بازنوشته شوند؟ غیر از این است که مسلمان در تلاشند تا تناقظات تاریخی قرآن را با یورش به گزارشات صادقانه اناجیل پنهان نمایند؟

راز


 
راز عنوان کتابی است که بتازگی منتشر گشته و البته توجه بسیار زیادی در رسانه های سکولار نیز پیدا نموده است. راندا برن[i] نویسنده این کتاب از رازی صحبت می کند که به قول وی در ادیان کهن، از مذاهب بابلی ها گرفته تا بودیزم دیده  می شود. حتی آلبرت انیشتن نیز به آن معتقد بود.
برن که یک تهیه کننده تلویزیونی استرالیایی است پرده از این «راز » می گشاید. او با معرفی قانون جذب[ii] می گوید که  اگر به ثروت فکر کنید ثروتمند خواهید شد. در ذهن خود به ماشین تازه ای بیاندیشید و شما صاحب آن ماشین خواهید گشت.  آیا دنبال جایی برای پارک کردن ماشین خود می گردید؟ تنها کافیست به پارکینگ فکر کنید. به آنچه که بیاندیشید آن را بطرف خود جذب خواهید کرد. پول، ثروت، سلامتی، حتی مرضها، درد و فقر و آنچه که منفی است بخاطر تفکرات منفی یا مثبت ما بطرفمان می آیند.
هر چند این کتاب چند سالی است چاپ شده و با تبلیغات رسانه های گوناگون تبدیل به کتاب پرفروشی گشته است، اما محتوای آن توسط نویسندگان گوناگونی، پیشتر نیز مطرح شده بود. این «راز» چندان هم پنهان نبوده است. من سالها پیش با این تفکر آشنا شدم و علاقه شدیدی به آن هم پیدا کردم. اما امروز بنا به دلایل بسیاری، این نوع باور را (بله آنرا باور می خوانم!!) مردود و مزحک می شمارم. آنچه دردناک و تلخ است، این است که نفود چنین تفکر شیطانی و نفسانی در برخی کلیساهای بی ریشه نیز دیده می شود. کلیساهایی که بجای ریشه دواندن در کلام راستین خدا، خود را غرق در تعالیم خود محورانه اینگونه نهضتی نموده اند. کلیساهایی که به نام «کلام ایمان»[iii] شهرت یافته اند مبلغین  پر و پا قرص چنین نهضت فکری هستند. البته این گروه از مسیحیان و حتی گروه های سکولاری که مسیحی هم نیستند، برای پشتیبانی از جهان بینی خود از آیات کتاب مقدس بهره می جویند.  تلخ است اما نمی توان از واقعیت گریخت. اگر کتاب مقدس را در تمامیت آن مطالعه کنیم و متعهد باشیم که اصول استخراج شده را در هماهنگی کامل آموزه های آن بفهمیم، با اساس و پایه این تعلیم سخت در عداوت خواهد بود.
پیروان این ساختار فکری سعی می کنند از نوشته هایی که اساسأ با چنین نهضتی متضاد است اصولی را در تایید تفکر خود بیابند. مانند این است که شما از قرآن آیاتی را برای تایید آموزه تثلیث و فدیه گناهان استخراج کنید، یا اینکه پیروی از جهان بینی بودایها را عامل مفیدی برای رشد روحانی زندگی مسیحی بی انگارید.
پطرس رسول چقدر بجا می گوید: » … در این نامه ها گاهی مطالب دشواری هست که مردمان جاهل و ناپایدار از آنها تفسیر غلط می کنند، همانطور که با قسمتهای دیگر کتاب مقدس هم رفتار می کنند و از این راه هلاکت را نصیب خود می سازند.» (دوم پطرس ۳: ۱۶)
«شما به عنوان یک انسان برج فرستنده ای هستید، و قدرت شما بیشتر از فرستنده تلویزیونی که بر روی زمین ساخته شده می باشد. شما قویترین برج فرستنده در تمام دنیا هستید.  فرستنده شما زندگی شما و دنیا را خلق می کند.  فرکانسی که این برج استفاده می کند به شهرهای دور دست می رسد، به کشورهایی که دور از دسترس است و حتی به ماورای آن یعنی دنیا هم سفر می کند. سیگنالی که ارسال می کنید در تمام دنیا انعکاس می یابد. و این فرکانس ارسالی توسط افکار شما فرستاده می شود» (بخشی از کتاب «راز»)[iv]
اجازه بدهید من هم با شما رازی را در میان بگزارم. کتبی نظیر این نوشته، با تمام واژگان مستعمل در باب فیزیک کوانتوم و علم نوین و غیره، یک مذهب و یک جهانبینی است.کتاب راز به ما نهضتی روحانی را معرفی می کند. اما آیا هر روحانیتی حقیقی است؟ هر آنچه که ما را متمرکز عالم غیرمادی، ماورالطبیعه می سازد، ماهیت روحانی دارد. اما این بدان معنی نیست که هر جهانبینی که خودر ا مشغول عالم روحانی می گرداند، درست و قابل اعتماد است.
برای حقانیت بخشیدن به این نظام فکری از هر منبع معتبری بهره می جویند، شاید بهتر است بگویم که سو استفاده می کنند. مجله مسیحیت امروز، در مقاله ای که سال ۲۰۰۷ به چاپ رساند اینگونه می گوید:
» آنچه این کتاب آشکار می کند این است که آنقدر انسانهای نامید و درمانده وجود دارد که دستاویز به هر آنچه که به آنها امید بخشیده و یا میانبری برای ثروت را نوید دهد، می شوند. پرسش اینجا است که هرگاه این افراد فهمدیدند که آنچه را که زمانی باور داشتند چیزی جز دروغ نبوده است، چه کسی خرده های امید شکسته این افراد را جمع خواهد؟ چه کسی به آن گروهی که به خاطر این جهان بینی به این باور رسیده اند که تراژدی های زندگی و بدبختیهایی که تجربه کرده اند نتیجه تفکرات منفی آنها که از برج فرستنده خود ارسال کرده اند بوده، کمک خواهد کرد؟[v]
اجازه بدهید در یک کلام راز نهفته در این کتاب را برای شما بشکافم. خودشیفتگی! خود محوری!
خدای این روحانیت خودمان هستیم. کعبه این مذهب انسان است. قبله نفس ما است.
پیش از اینکه به بخشهایی از این تعلیم بپردازم اجازه بدهید پرچم تایید و حقانیتی را که از کتاب مقدس برای خود به عاریه گرفته اند را پایین بکشم. اینکه این جهانبینی، دروغی شیطانی را تعلیم می دهد کافی نیست؟ و اینک کتاب مقدس، کلام راستین خداوند را که خدا را محور زندگی مان معرفی می کند را تحریف کرده، واژه «خود» را جایگزین «خدا» می کنند و برای پشیتیبانی مهملات خود استفاده می کنند.
مل لورنز در مقاله فوق می گوید: یکی از متخصصان ادیان شرقی و عرفانی اظهار می کند: » این پرسشی است که باید از خود بپرسیم –  آیا با خود آنگونه رفتار می کنید که دوست دارید دیگران با شما رفتار کنند؟[vi] » با مخدوش کردن آیه کتاب مقدس معروف به آیه طلایی خودمحوری این تفکر را به حد اعلی خود می رساند. » [vii]
ایشان به آیاتی چون (لوقا ۱۷: ۶) (متی ۷: ۷) (مرقس ۱۱: ۲۳) استناد می کنند و می گویند که تنها کافی است که آنچه را که می خواهید باور داشته باشید و آن را به زبان بیاورید. آنانی که با کتاب مقدس و تعالیم آن آشنایی نداشته باشند براحتی در دام چنین تعالیمی می افتند.
کتاب مقدس نوشته ای است که نمی توان با آن چون فال حافظ رفتار نمود. کلام خدا داستان و مفهوم اساسی که همانا نجات انسان و فدیه دنیا است را در طی کتب متعددی با ما در میان می گذارد. گزارشات تاریخی، نبوتها، اشعار و نثر موجود در این کتاب، همه در همخوانی بی نظیری نقشه صلیب مسیح را در تاریخ فدیه بشر برای ما بتصویر می کشد.  حال برخورد خودخواهانه و برداشتهای خودمحورانه از کتابی که انکار نفس و فروتنی الهی را به ما می آموزد، چیزی جز دروغ و یا با کمی تخفیف باید بگوییم کژ فهمی بیش نیست.
آیا معلمین و معتقدین به قانون جذب که از کتاب مقدس نقل قول می کنند نمی دانند که کلام خدا،  او را به عنوان غول چراغ جادو معرفی نمی کند؟ خداوند غول چراغ جادو نیست که با گفتن چند ورد و اعترافات مثبت و تجسمات ذهن، آمال و آرزوهای انسانی ما را برآورده سازد. اگر آیات استخراجی از کتاب مقدس جهت پشتیبانی از جهان بینی ایشان استفاده می شود بدان معنی است که این گروه معتقد است که کتاب مقدس نیز چنین آموزه ای را تعلیم می دهد و اگر گفته این اشخاص درست باشد بنابراین خدای کتاب مقدس چیزی نیست جز غلامی دست به سینه و آماده به خدمت به مخلوقات خود که هرگاه آنها کلام ایمان و اعترافات مثبت و تجسمات ذهنی خود را بکار گیرند او باید به خواهشهای دل و درخواستهای تجمل گرایانه آنها سریعا رسیدگی کند و به تصورات ملوکانه آنها جسم ببخشد.
پرسش اینجاست، که جایگاه حاکمیت خدا و اراده مقدس وی کجاست؟ شاید باید امثال ۲۱: ۱ را تصحیح کنیم؟ شاید لازم است این را که می گوید : دل پادشاه مثل نهرهای آب در دست خداوند است، آن را به هر سو که بخواهد می گرداند» را اینگونه بخوانیم: «دل خداوند مثل نهرهای آب در دست انسان است، آن را به هر سو که بخواهد می گرداند»
آنچه مبلغین این مذهب (بله آن را مذهب می خوانم، مذهب خودپرستی) می گویند این است که اعترافات مثبت ما و فرکانسهای قوی مان از برج فرستنده انسانی این قدرت را دارد که خدا را با عظمت و جلال خود به خدمت مخلوق بگیرد تا تمایلات ما را ارضا نماید.
راستی با این آیات چه خواهیم کرد؟
«گنجها برای خود بر زمین نیاندوزید، جایی که بید و زنگ زیان می رسانند و جایی که دزدان نقب می زنند و دزدی می نمایند. بلکه گنجها بجهت خود در آسمان بیاندوزید، جایی که بید و زنگ زیان نمی رسانند و جایی که دزدان نقب نمی زنند و دزدی نمی کنند.» (متی ۶: ۱۹- ۲۰)
» و آنکه در میان خارها ریخته شد، آن است که کلام را بشنود و اندیشه این جهان و غرور دولت، کلام را خفه کند و بی ثمر گردد. » (متی ۱۳: ۲۲)
» پس اندیشه مکنید و مگویید چه بخوریم یا چه بنوشیم یا چه بپوشیم. زیرا که در طلب جمیع این چیزها امت ها می باشند. اما پدر آسمانی شما می داند که بدین همه چیز احتیاج دارید. لیکن اول ملکوت خدا و عدالت او را بطلبید که این همه برای شما مزید خواهد شد» (متی ۶: ۳۱- ۳۳)
کتاب مقدس کتاب الهیات نظامند به این معنی که اصول خداشناسی را بصورت یک ساختار طبقه بندی شده ارائه دهد نیست. همانطور که پیشتر گفتم کلام خدا مجموعه ای از گزارشات تاریخی، نبوتها، اشعار و نثر و … است که در چهارچوب نقشه الهی، تاریخ فدیه بشر، موقعیت سیاسی، اجتماعی و جغرافیایی، اصول روحانی را مطرح می کند. بنابراین برای درک کامل و فهم صحیح از آنچه کتاب مقدس برای آموزش به ما در این مجموعه گرد آورده است باید تمامیت آن را مطالعه کرد.
آنچه سعی دارم بگویم این است که این جهان بینی با اصول روحانی و اخلاقی کتاب مقدس همگون نیست و در قیاس با اصل خداشناسی نیز در نقطه مقابل آن قرار گرفته است. چگونه می توان از منبعی برای تایید جهان بینی استفاده کرد حال اینکه تعالیم آن منبع در تضاد کامل به اصول آن دیدگاه می باشد؟
یکی دیگر از اصول این جهانبینی نبود وجود خدا در این نظام فکری است. عدم وجود خدا و یا نبود خدایی که دارای شخصیت است مشکل اخلاقی را به میان می کشد. کتاب مقدس خدا را موجودی که دارای شخصیت است به ما معرفی می کند. شخصیتی که با مخلوقات خود در ارتباط است. و چون او واجب الوجو د است، قائم به ذات و حقیقت مطلق، اوست که ضوابط این رابطه را تعیین می کند. ضوابطی که در واقع قوانین اخلاقی ما است تا ما را با راستی مطلق همگون سازد. او میزان سنجش و سنگ محک است. او قانون گذار و ما مطیع وی. هرگاه خدا را از جهان بینی خود حدف کنیم و یا تنها خدایی را بپذیریم که دارای شخصیت نباشد، آنگاه کسی نخواهد بود تا ما را بخاطر اینکه از قوانین الهی او تخدی می کنیم بازخواست کند.
در این نظام فکری خدا کرسی خود را به «نیرو» بخشیده است. این جهان بینی شکلی از همه خدایی [viii] است. خدا و  جهان یکی اند، قانونمندی حاکم بر این جهان تعریفی است که باید برای خدا قائل باشیم. قوه و قدرتی که بر جهان نفوذ دارد و به آن نظم می بخشد خدای این مذهب است. پیغام هسته ای و اساسی کتاب «راز» این است: انسان در راس امور است. کنترل اوضاع در دست ما است. کرسی خدایی از آن انسان و آنانی که طالب باشند قدرت جلوس بر آن را دارند.
آیا دیوانگی نیست که انسانی فانی را که امروز هست و فردا نایاب می گردد را، مقتدر در تغییر دنیا بدانیم؟ اینکه انسان قادر است با قدرت مجسم سازی و قوه تفکر و مثبت اندیشی خلق کند و دنیای اطراف خود را بر وقف مراد خویش تغییر دهد؟ این دیوانگی است!!! نبوکدنصری که زمانی مست قدرت خویش بود، از دیوانگی خود برگشت و اقرار کرد:
» و بعد از انقضای آن ایام من که نبوکدنصر هستم، چشمان خود را بسوی آسمان برافراشتم و عقل من به من برگشت و حضرت متعال را متبارک خواندم و حی سرمدی را تسبیح و حمد گفتم زیرا که سلطنت او سلطنت جاودانی و ملکوت او تا ابدالاباد است. و جمیع ساکنان جهان هیچ شمرده می شوند و با جنود آسمان و سکنه جهان بر وفق اراده خود عمل می نماید و کسی نیست که دست او را باز دارد یا به او بگویئ که چه می کنی » (دانیال ۴: ۳۴- ۳۵)
این نهضت مدعی است که همه ما خدایان مجسم هستیم. خدایانی که قدرت خلق واقعیات زندگی خود را داریم، خدایانی که خود سرنوست خود را رقم می زنیم. این ادعا بیشتر به دروغ شباهت دارد تا یک «راز».
این ادعا که ما خدا هستیم داستان (دروغ) تازه ای نیست. کافی است به کتاب پیدایش از (همان کتابی که این گروه از آن نقل قول می کنند) برویم. شیطان که کتاب مقدس او را پدر دروغگویان می خواند به حوا اینچنین گفت: » خدا می داند در روزی که از آن بخورید، چشمان شما باز شود و مانند خدا عارف نیک و بد خواهید بود» (پیدایش ۳: ۵) این دروغی است که شیطان با آن حوا را و سپس آدم و متعاقبأ نسل آدم را اغوا نمود و ایشان سقوط کردند. دروغی که امروز هم بنظر می آید سلاحی کارساز در دستان مخوف وی است. «شما خداییید و خود نمی دانید» جالب اینجاست که خود نیز بخاطر همین طرز فکر سقوط کرد و از حضور خدا رانده شد: » و تو در دل خود می گفتی: به آسمان صعود نموده، کرسی خود را بالای ستارگان خدا خواهم افراشت، و بر کوه اجتماع در اطراف شمال جلوس خواهم نمود. بالای بلندیهای ابرها صعود کرده، مثل حضرت اعلی خواهم شد. لکن به هاویه به اسفلهای حفره فرود خواهی شد» (اشعیا ۱۴: ۱۳- ۱۴)
اگر صادقانه کتاب مقدس، این کتاب ارزشمند را مطالعه نماییم چیزی جز حاکمیت خدا را نخواهیم دید. خدایی که خالق و مالک این جهان است. خدایی که مار ا خلق کرده و ما خوانده شده ایم تا مطیع او گشته و امور روحانی و الهی را بطلبیم. عیسی مسیح به ما فرمود: «اول ملکوت خدا و عدالت او را بطلبید که این همه برای شما مزید خواهد شد» (متی ۶: ۳۳)
اوست که بخشنده است، اوست که خالق است اوست که باید به حضورش زانو زد و درخواست نمود. اوست که خداست. و این یک راز نیست بلکه کتاب مقدس آشکارا آن را فریاد می زند.
                             «بازایستند و بدانید من خدا هستم»    مزمور ۴۶: ۱۰

۱۳۹۵ اسفند ۲۷, جمعه

فعالیت کلیساهای سوئد در زمان بحران ورود پناهجویان گسترده بوده است


Seekers Svenska kyrkan

با شکل گیری موج گسترده ورود پناهجویان به کشورهای اروپایی، ۴۰ هزار تن هر ماه تحت پوشش کلیساهای سوئد قرار گرفتند.
به گزارش «محبت نیوز» روز گذشته کلیسای سوئد گزارشی را انتشار داده است که در مورد تجارب این نهاد از کار با پناهجویان و تازه واردان از پائیز سال ٢٠١۵ تا پائیز سال ٢٠١۶ است.
به گفته رادیو سوئد، این گزارش نشان می‌دهد که نزدیک به ۴٠ هزار تن هر ماه زیر نظر کلیسای سوئد در سراسر کشور تحت پوشش قرار گرفته اند.
این خدمات توسط ٨٠٠٠ داوطلب کلیسایی عرضه شده است. همکاری کلیسای سوئد در این زمینه باعث شده است که بر بار معنوی کلیساهای جامع محلی افزوده گردد. اما این فعالیت‌ها مشکلاتی را نیز به همراه داشته است.
ایریکا برُندین، معاون دبیر کل کلیسای سوئد، گفته است: «ما با چالش‌هایی در زمینه همکاری با نهادهای دولتی مواجه بودیم.»
انگیر اوینلوف، که در شهر بوروس به عنوان هماهنگ کننده امور پناهجویان و هم‌پیوستگی اجتماعی برای کلیسای سوئد کار می‌کند در مورد چگونگی فعالیت‌های خود گفته است: «لباس جمع‌آوری و توزیع می‌کردیم و نشست‌های فراگیری زبان براه می‌انداختیم و هر روز به شمار افراد داوطلب اضافه می شد.»

«آیا كتاب مقدس در طول تاریخ تغییر كرده و یا تحریف شده است؟»

بعضی ها بر این عقیده اند كه چون عهد جدید «به دفعات متعدد» ترجمه شده، بنابراین در طی مراحل مختلف ترجمه تحریف گردیده است. اگر برای این ترجمه ها از ترجمه های دیگری استفاده شده بود، در این خصوص جایی برای بحث و گفتگو وجود داشت.
   اما ترجمه ها مستقیماً از منابع و متن های اصلی یونانی، عبری و آرامی انجام شده و مبتنی بر هزاران نسخه ی خطی قدیمی بوده است.
به عنوان مثال ما می دانیم عهد جدیدی را كه امروزه در اختیار داریم حقیقی است و با شكل اصلی مطابقت دارد، زیرا:
   ۱. تعداد بسیار زیادی رونوشت از نسخ های خطی در دست داریم، تعداد این نسخه های خطی بیش از ۲۴۰۰۰ نسخه هستند.
   ۲. در ۹۹/۵ درصد موارد، تمامی رونوشت ها كلمه به كلمه با یكدیگر مطابقت دارند.
   ۳. تاریخ این نسخ های خطی به تاریخ نسخه ی اصلی بسیار نزدیك است (محتوای لینك را در انتهای این بخش ملاحظه كنید).
زمانی كه متن یكی از این نسخ های خطی را با نسخه های دیگر مقایسه می كنیم، مطابقت نوشته ها حیرت انگیز است. بعضی وقت ها ممكن است دیكته ی كلمه ای متفاوت باشد و یا كلمات پس و پیش شده باشند اما این موارد بسیار جزئی است.
   در خصوص ترتیب قرار گرفتن كلمات، بروس ام. متزگر، استاد بازنشسته ی علوم الهی، توضیح می دهد:
«در زبان انگلیسی اگر بگوییم «سگ انسان را گاز می گیرد» یا «انسان سگ را گاز می گیرد» تفاوت فاحشی وجود دارد. در زبان انگلیسی ترتیب كلمات اهمیت دارد اما در زبان یونانی اینطور نیست. فقط یك كلمه است كه نقش فاعل را ایفا می كند صرفنظر از اینكه كجای جمله قرار گیرد.» (لی. استرابل، بررسی مورد مسیح، انتشارات زوندروان، ۱۹۹۸، صفحه ۸۳)
   دكتر راویزاكاریاس كه یك استاد مهمان در دانشگاه آكسفورد است، اظهار می كند: «در حقیقت به صراحت می توان گفت كه کتاب عهد جدید از لحاظ تعداد اسناد موجود که درستی آن را تایید می کنند اثبات شده ترین نوشته ی باستانی است و تنوع اسناد موجود نیز از این موضوع حمایت می كند و تناقضی در بین نیست. در نسخ های خطی باستان هیچ سندی وجود ندارد كه تا این اندازه قابل اثبات و كامل باشد.»
(راویزاكاریاس، آیا انسان می تواند بدون خدا زندگی كند؟، انتشارات ورد، ۱۹۹۴، صفحه ۱۶۲)
   عهد جدید معتبرترین سند قدیمی برای انسان است. صحت متن های آن به طور قطع از نوشته های افلاطون و ایلیاد هومر بیشتر است. 

۱۳۹۵ اسفند ۲۵, چهارشنبه

آیا طبق تعلیم کلام خدا، خود ارضائی گناه است؟

 در کتاب مقدس هرگز به خود ارضائی اشاره نشده و هرگز اظهار نشده که خود ارضائی گناه است. اما با وجود این، هیچ شکی نیست که اعمالی که منتهی به خود ارضائی میشوند گناه آلوداَند. خود ارضائی نتیجۀ نهایی افکار شهوانی، تحریکات جنسی و تصاویر غیر اخلاقی است. اینها مشکلاتی است که باید با آنها برخورد نمود. اگر برگناهان شهوانی و تصاویر غیر اخلاقی چیره شویم، در آنصورت مشکل خود ارضائی مشکل حادّی نخواهد بود.

کلام خدا میگوید: "امّا زنا و هر ناپاكی و طمع در ميان شما هرگز مذكور هم نشود" (افسسیان 5 : 3). حال من در تعجبم که چطور خود ارضائی میتواند ـ مطابق این آزمون دقیق ـ پذیرفته شود. گاهی اوقات بهترین آزمون برای گناه آلود بودن کاری، این است که به دیگران دقیقاً بگوییم چه کاری کردهایم. حال اگر از بیان آن کار شرمنده و ناراحت میشوید، به احتمال زیاد مرتکب گناه شدهاید. آزمون خوب دیگری که در این زمینه وجود دارد این است که آیا میتوان صادقانه و با وجدانی راحت از خداوند خواست که این عمل ما را برکت داده و آنرا برای اهداف بلند و عالی خود بکار بَرَد. من فکر نمی کنم که خود ارضائی عملی باشد که بتوان از انجام آن به خود بالید و صادقانه خدا را بواسطۀ آن شُکر نمود.

کلام خدا به ما میآموزد: "پس خواه بخوريد، خواه بنوشيد، خواه هر چه كنيد، همه را برای جلال خدا بكنيد" (اول قرنتیان 10 : 31). اگر شکی وجود دارد که چنین عملی خدا را خشنود میسازد یا نه ، بهتر است آنرا متوقف کرد. بطور قطع در مورد خود ارضائی شک بسیاری وجود دارد. "و هر چه از ايمان نيست گناه است" (رومیان 14 : 23). من نمیدانم که مطابق کلام خدا، خود ارضائی چگونه میتواند خدا را جلال دهد. علاوه بر این، ما باید به یاد آوریم که بدن ما همچون روح ما نجات یافته است و از آن خداوند است. "آيا نمیدانيد كه بدن شما هيكل روح القدس است كه در شماست كه از خدا يافتهايد و از آن خود نيستيد؟ زيرا كه به قيمتی خريده شديد، پس خدا را به بدن خود تمجيد نماييد" (اول قرنتيان 6 : 19 – 20). این آیه به ما هشدار میدهد تا بدانیم با بدنمان چه میکنیم و آنرا به کجاها میکشانیم! بنابراین، مطابق با نور کلام خدا، من اعتقاد ندارم که خود ارضائی خدا را خشنود خواهد ساخت، از ظهور مسائل غیر اخلاقی ممانعت خواهد کرد، و یا اینکه باعث خواهد شد مالکیت خداوند بر بدن ما بیشتر شود.

بازداشت و بی‌خبری از وضعیت دو نوکیش مسیحی در ارومیه


^AD9EC8573B019F69659F7F3D23B6031F2C8174C772CBA3F4E0^pimgpsh_fullsize_distr

دو نوکیش مسیحی توسط ماموران امنیتی لباس شخصی در شهر ارومیه بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
به گزارش «محبت‌نیوز» در ادامه تداوم نقض حقوق اقلیت‌های دینی توسط جمهوری اسلامی در ایران، روز دوم اسفند ماه ۱۳۹۵ برابر با (۲۰ فوریه ۲۰۱۷) دو نوکیش مسیحی توسط نیروهای لباس شخصی اطلاعات سپاه در شهر ارومیه بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شدند.
«انوشه (ورونیکا) رضابخش» و «سهیل (آگوستین) زرگرزاده‌ثانی» دو نوکیش مسیحی فارسی ز بان، هستند که توسط نیروهای امنیتی در منزل‌ شخصی خود بازداشت شدند.
اکنون با گذشت نزدیک به دوهفته هنوز تاکنون علت و دلیل بازداشت این افراد مشخص نشده است.
از وضعیت جسمانی و محل نگهداری این مادر و پسر اطلاعاتی در دست نیست و تلاش «محبت‌نیوز» برای پیگیری وضعیت این دو نوکیش مسیحی همچنان ادامه دارد.
سهیل زرگرزاده‌ثانی دانشجوی سال چهارم روانشناسی است و شاهدان عینی می‌گویند در هنگام دستگیری، نیروهای امنیتی بسیاری از کتاب‌ها و جزوات او را از منزل خارج کردند که در بین آنها چند جلد کتاب مقدس و جزوات الهیاتی هم وجود داشته است.
سهیل و مادرش از نوکیشان مسیحی با گرایش (اعتقادات کلیسای کاتولیک) هستند و تاکنون سابقه دستگیری و یا بازداشت نداشته اند.
گفته ‌می‌شود در شهر ارومیه، شهروندانی که با اتهامات عقیدتی و مذهبی روبه رو می‌شوند و یا دگراندیشان سیاسی و مذهبی را پس از دستگیری برای بازجویی به ساختمان اطلاعات سپاه واقع در خیابان بهشتی، دانشکده‎ی سابق منتقل می‌کنند.
اول مهرماه سال ۱۳۸۷ ( ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۸) نیز مامورین اطلاعات با ورود به منزل «شرودر یادگار» یکی از خادمین رسمی کلیسای ارومیه ضمن بازرسی کامل منزل او بدون هیچ توضیحی وی را بازداشت و با خود بردند.
وی از اعضاء و خادمین رسمی کلیسای انجیلی آشوری ارومیه بود. همراه وی نیز یکی دیگر از نوکیشان مسیحی که از تهران، در منزل آقای یادگار مهمان بود نیز دستگیر شد.
با پیگیری‌ خانواده‎ی آنان پس از چند روز مشخص شد اتهام این دو جاسوسی و ارتباط با بیگانه عنوان شده است. دو روز پس از دستگیری این دو نفر یک ایماندار مسیحی فارسی زبان دیگر به نام «سبحان» ۲۸ ساله نیز در ارومیه و به جرم گرویدن به مسیحیت بازداشت شد.
با وجود آنکه حسن روحانی با شعار برابری حقوق اقلیت‌های دینی و قومی دولت خودش را آغاز کرد، اما در سال‌های گذشته طبق گزارش نهادهای بین‌المللی فشار و سرکوب علیه اقلیت‌های دینی افزایش داشته است و ده‌ها دگراندیش در زندان به سر می‌برند.
در روزهای گذشته همزمان با دستگیری این دو نوکیش مسیحی در ارومیه، علوی بروجردی از حوزویان مشهور قم و تولیت مسجد اعظم قم بر لزوم الگوگیری از ایران اسلامی در زمینه همزیستی مسالمت آمیز ادیان مختلف تاکید کرده و مدعی شده، «در ایران اقلیت‌های دینی و مذهبی آزادی کامل دارند».

«اسلام ستیزی غرب و کلیسا» کتابی برای سرپوش گذاشتن بر حقایق تلخ جهان اسلام


37585771

در ایران کتابی با محتوای ضدمسیحیت چاپ شده و در آن وضعیت سیاسی و اجتماعی و حتی اقتصادی مسلمانان و اختلافات مردم با حکومت‌های دیکتاتور و توتالیتر اسلامی و در کل تمامی ضعف های اساسی جهان اسلام به گردن مسیحیان انداخته شده است.
به گزارش «محبت نیوز» در ایران انتشارات «کلبه شروق» کتابی با عنوان «اسلام ستیزی غرب و کلیسا» به قلم سید هادی خسروشاهی را چاپ کرده که در آن نویسنده با اشاره به اینکه غرب در کلیت خود، ماهیت نژادپرستانه‌ای دارد و مدعی گردیده پیشرفت مسلمانان و توسعه و گسترش نفوذ اسلام در اروپا و آمریکا و گرایش اندیشمندان و روشنفکران غربی به اسلام، به اضافه اسلام آوردن مستمر انبوهی از افراد عادی مسیحی در غرب و آفریقا و آسیا و نیز رشد و ازدیاد جمعیت مسلمانان در اروپا، و عواملی از این قبیل، باعث شده که مسیحیان نگران نفوذ و سلطه مسلمانان شوند و به آغاز جنگ‌های صلیبی جدید روی آوردند.
این نویسنده که به نظر می رسد رفتار و اعمال نیروهای دولت اسلامی موسوم به داعش در هزاره سوم را که راویان اسلام حقیقی اند نادیده گرفته و نوشته «اسلام ستیزی» پدیده جدیدی در غرب مسیحی نیست.
نویسنده کتاب در گفتگو با خبرگزاری مهر مدعی شده، «در عصر ما، علاوه بر اینکه جنگهای صلیبی نیابتی در اغلب کشورهای اسلامی، عربی و آفریقایی ادامه دارد و همه روزه هزاران مسلمان بیگناه توسط مزدوران عرب و غرب با سلاح‌های اهدایی امپریالیسم غرب و صهیونیسم بین المللی قتل عام میشوند، در این میان پدران روحانی و در رأس آ‌نها عالیجناب پاپ به دعا و نیایش فقط برای مسیحیان و به برکت‎بخشی و قدیس‎سازی مشغولند و گویا از فجایع ضد بشری هم‌کیشان خود، اصولن آگاه نیستند».
ادعای اسلام‎ستیزی در جوامع غربی در حالیست که در همین جنگ سوریه صدها هزار آواره برای در امان ماندن از درگیری میان طرفین جنگ از حزب‌الله و نیروهای مدافع حرم مورد حمایت ایران و داعش و جبهه‌النصره گرفته تا ارتش دولتی سوریه همگی مسلمان بودند.
تعداد آوارگان سوریه در شش سال گذشته به چهار میلیون نفر رسیده است که اکثر آنها به کشورهای غربی و مسیحی پناه برده اند. در این کتاب وضعیت سیاسی و اجتماعی و حتی اقتصادی مسلمانان و اختلافات مردم با حکومت‌های دیکتاتور و توتالیتر اسلامی و در کل تمامی ضعف های جهان اسلام به گردن مسیحیان و افعال آنان انداخته شده است

۱۳۹۵ اسفند ۲۲, یکشنبه

مصیبت عظیم یعنی چه؟ از کجا می دانیم که مصیبت عظیم هفت سال طول خواهد کشید

 مصیبت عظیم یعنی چه؟ از کجا می دانیم که مصیبت عظیم هفت سال طول خواهد کشید؟
دوران مصیبت عظیم هفت سالی از آینده است که خدا تنبیه قوم اسرائیل را به اتمام می رساند و داوری نهایی دنیای بی ایمان را به انجام می رساند. کلیسا از کسانی تشکیل شده است که به عیسی مسیح و عمل او ایمان آورده اند که او آنها را از تنبیه گناه نجات داده است و آنها در این دوران مصیبت عظیم بر روی زمین نخواهند بود. کلیسا قبل از این دوران ربوده می شود (1 تسالونیکیان 4 :13-18، 1 قرنتیان 15 : 51-53). کلیسا از غضب آیندة خدا نجات می یابد (1 تسالونیکیان 5 : 9). در تمام کتاب مقدس، دوران مصیبت عظیم به اسمهای مختلف نام برده شده است مثل روز خداوند (اشعیا 2 : 12، 13: 6-9، یوئیل 1: 15و 2: 1-31و 3: 14، 1 تسالونیکیان 5 : 2) ، زمان تنگی (تثنیه 4 : 30، صفنیا 1: 1)، مصیبت عظیم، که اشاره به نیمة دوم هفت سال است (متی 24 : 21)، روز غضب (دانیال 12: 1، صفنیا 1: 15)، زمان تنگی یعقوب (ارمیا 30: 7).

لازم است دانیال 9: 24-27 را درک کنیم تا منظور و زمان مصیبت عظیم بفهمیم. در این قسمت از هفتاد هفتة بر علیه "قومت" صحبت می کند. قوم دانیال یهودیان بودند، یعنی قوم اسرائیل، و دانیال 9: 24 از زمانی صحبت می کند که خدا برای "خاتمه دادن به طغیان، خاتمه دادن به گناه، پرداخت جریمة گناه، بیرون آوردن عدالت ابدی، مهر کردن رویاها و نبوت ها، و مسح کردن مقدس ترین" بخشیده است. خدا اعلام می کند که "هفتاد هفته" انجام همة اینهاست. این هفتاد هفتة سالها و یا 490 سال است (بعضی از ترجمه ها به آن بعنوان هفتاد هفتة سالها اشاره می کند.) این با قسمت دیگری از دانیال تایید می شود. در آیة 25 و 26، دانیال می گوید که مسیح بعد از "هفت هفته و شصت و دو هفته" منقطع می شود (جمعا 69)، که شروع آن در زمان فرمان بازسازی اورشلیم می باشد. بعبارت دیگر، 69 هفتة سالها (483 سال) بعد از فرمان بازسازی اورشلیم، مسیح منقطع می شود. تاریخ نویسان مسیحی تایید می کنند که 483 سال از زمان فرمان بازسازی اورشلیم گذشته بود که مسیح مصلوب شد. بیشتر مفسرین مسیحی علی رغم دیدشان نسبت به وقایع آینده، همین درک را از هفتاد هفتة دانیال دارند.

با گذشت 483 سال از بازسازی اورشلیم تا منقطع شدن مسیح، از نظر دانیال 9: 24 یک هفته باقی می ماند برای "خاتمه دادن به طغیان، خاتمه دادن به گناه، پرداخت جریمة گناه، بیرون آوردن عدالت ابدی، مهر کردن رویاها و نبوت ها، و مسح کردن مقدس ترین" این هفت سال نهایی مصیبت عظیم خوانده می شود- این زمانیست که خدا داوری قوم اسرائیل را برای گناهانش به اتمام می رساند.

دانیال 9: 27 به ما چند نکته دربارة هفت سال مصیبت عظیم می دهد: "او با اشخاص بسیار در "یک هفته" عهد را استوار خواهد ساخت. و در نصف آن هفته قربانی و هدیه را موقوف خواهد کرد. و بر کنگرة رجاسات خراب کنندة خواهد آمد و الی النهایه آنچه مقدر است بر خراب کننده ریخته خواهد شد." کسی که در این آیه از او صحبت می کند همان است که عیسی مسیح او را "مکروه ویرانی" می خواند (متی 24: 15) و در مکاشفه 13 "وحش" خوانده می شود. دانیال 9: 27 می گوید که وحش برای هفت سال عهد می بندد، اما در میان این هفته (سه و نیم سال از مصیبت عظیم گذشته)، عهد را می شکند و قربانی کردن را قدغن می کند. مکاشفه 13 توضیح می دهد که وحش صورتی از خود را در هیکل می گذارد و 

از مردم دنیا می خواهد که آنرا پرستش کنند. مکاشفه 13: 5 می گوید که این برای 42 ماه ادامه خواهد داشت، یعنی سه سال و نیم. از آنجاییکه دانیال 9: 27 می گوید این در وسط هفته انجام می شود، و مکاشفه 13 :5 می گوید که وحش این را برای 42 ماه انجام می دهد، ساده است که ببینیم جمعا 82 ماه یا هفت سال می شود. همچنین دانیال 7: 25 را ببینید، جایی که "زمانی" و "دو زمان" و "نصف زمان" (زمانی=1 سال، دو زمان =2 سال، نصف زمان= ½ سال، جمعا سه سال و نیم) باز به مصیبت عظیم اشاره می کند، یعنی نیمة دوم هفت سال مصیبت عظیم وقتیکه وحش در قدرت خواهد بود. 

برای مطالعات بعدی دربارة مصیبت عظیم به مکاشفه 11: 2-3 رجوع کنید که از 1260 روز و 42 ماه صحبت می کند و دانیال 12: 11-12، که از 1290 روز و 1335 روز حرف می زند. این روزها اشاراتی به وسط مصیبت عظیم هستند. این روزهای اضافی در دانیال 12 ممکن است شامل زمان داوری ملتها در آخر (متی 25: 31-46) و زمان پایه ریزی سلطنت هزارسالة مسیح (مکاشفه 20 : 4-6) هم باشد. 

ربوده شدن کلیسا یعنی چه؟

کلمة "ربوده شدن" در کتاب مقدس نیست. اما مفهوم آن بطور واضح در کلام خدا آمده است. ربوده شدن کلیسا واقعه ایست که در آن خدا همة ایمانداران را از روی زمین بر می دارد تا راهی باز کند که داوری عادلانة خود را در زمان مصیبت عظیم بر زمین بیاورد. ربوده شدن اساسا در 1 تسالونیکیان 4: 13-18 و 1 قرنتیان 15 : 50-54 آمده است. خدا همة ایماندارانی را که مرده اند، بر می خیزاند، به آنها بدن پر جلال می دهد، و آنها را از روی زمین بر می دارد، و همراه آنها ایماندارانی را که در آن زمان هنوز زنده اند بدن متبدل و پر جلال می بخشد و بالا می برد. "زیرا خود خداوند با صدا و با آواز رئیس فرشتگان و با صور خدا از آسمان نازل خواهد شد و مردگان در مسیح اول خواهند برخاست. آنگاه ما که زنده و باقی باشیم با ایشان در ابرها ربوده خواهیم شد تا خداوند را در هوا استقبال کنیم و همچنین همیشه با خداوند خواهیم بود." (1تسالونیکیان 4 : 16-17). 

ربوده شدن در طرفه العینی انجام می شود، و ما بدن پر جلال را در آن زمان دریافت می کنیم." همانا به شما سری می گویم که همه نخواهیم خوابید لیکن همه متبدل خواهیم شد. در لحظه ای در طرفه العینی بمجرد نواختن صور اخیر زیرا کرنا صدا خواهد داد و مردگان بیفساد خواهند بر خواست و ما متبدل خواهیم شد" (1 قرنتیان 15 : 51-52). ربوده شدن واقعه ای پر جلال است که همة ما باید به انتظار آن باشیم. بالاخره از گناه آزاد خواهیم بود و در حضور خداوند تا ابد بسر خواهیم برد. بحث های زیادی پیرامون معنی و وسعت ربوده شدن است. اما این هدف خدا نیست، بلکه در رابطه با ربوده شدن، خدا می خواهد که ما همدیگر را با یاد آوری این واقعه تشویق کنیم (1 تسالونیکیان 4 : 18). 
فیض خداوند با شما

پاپ ۱۰۰ هزار یورو به مردم شهر حلب کمک کرد


37589591

سخنگوی واتیکان گفت که پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک های جهان، ۱۰۰ هزار یورو برای کمک به فقرای شهر ویران شده حلب سوریه هدیه داده است.
به گزارش «محبت نیوز» یک سخنگوی واتیکان در بیانیه ای در روز جمعه از ارسال صد هزار یورو از سوی پاپ فرانسیس به ساکنین شهر جنگ زده حلب در سوریه خبر داد.
به گزارش رویترز دولت واتیکان گفت این پول از طریق دفتر خیریه پاپ و گروه مسیحی فرانسیکان در اورشلیم تامین می شود.
حلب تا قبل از افروخته شدن آتش جنگ در سوریه به دست اسلامگرایان در شش سال پیش،یکی از پرجمعیت ترین شهرهای سوریه بود اما اکنون به ویرانه ای بدل شده و ساکنینش آواره شده اند.
پاپ فرانسیس پیشتر با دعوت برای توقف خشونت در سوریه، استقبال از پناه جویان سوری و رسیدگی به امور آنان را خواستار شده بود.

کودکان پناهنده ایرانی و افغان در صدر فهرست موفقترین دانش آموزان هلند قرار گرفتند


Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2013-08-23 10:19:42Z | http://piczard.com | http://codecarvings.com

بر اساس تازه‌ترین گزارش مرکز آمار هلند، دانش‌آموزانی که از افغانستان و ایران در هلند پناهنده شدند، به لحاظ آموزشی، هم سطح دانش‌آموزان بومی هستند.
به گزارش «محبت نیوز» مرکز آمار هلند به تازگی در گزارشی گفته که کودکان پناهندگانی که در سال‌های ۱۹۹۰ به هلند آمدند، به استثنای سومالیایی‌ها، نسبت به سایر مهاجران غیرغربی که به دلایل دیگر به هلند آمدند، در مدرسه‌های این کشور موفق‌تر هستند.
به گفته بی بی سی، بر اساس این گزارش، کودکان پناهندگان افغان در مقایسه با سایر کودکان مهاجر، بیشترین پیشرفت تحصیلی در مدرسه‌های هلند را دارند. دانش آموزان ایرانی‌تباردر رتبه دوم این فهرست قرار دارند.
موقعیت آموزشی نقش برجسته‌ای در تعیین جایگاه مهاجران در جامعه هلند دارد.
گزارش مرکز آمار هلند می‌گوید کودکان پناهندگان در عرصه آموزش در جایگاه میانه قرار دارند: آنها نسبت به کودکان مهاجران غیرغربی موفق‌تر هستند اما در مقایسه با کودکان بومی کمتر موفق هستند. این تفاوت برای مدارس ابتدایی، متوسطه و تحصیلات عالی نیز صدق می‌کند.
اگر تفاوت میان‌ گروهی از پناهندگان در نظر گرفته شود، کودکان افغان و ایرانی موفق‌ترین دانش‌آموزان در میان سایر پناهجویان و مهاجرین غیرغربی در هلند هستند. در عین حال، کودکان از این دو کشور، در طول مدرسه خود هم‌سطح دانش‌آموزان بومی هستند.
در گزارش این مرکز آمده است که در کلاس سوم دوره متوسطه، ۴۸ درصد از دانش‌آموزان افغان‌تبار و ۴۶ درصد از دانش‌آموزان ایرانی‌تبار در حال آموزش در مدارس پیش‌دانشگاهی و عالی حرفه‌ای هستند.
در گزارش همچنین آمده است که دوران مدرسه کودکان پناهندگان نسبت به دانش‌آموزان بومی اغلب اوقات بیشتر طول می‌کشد که یکی از دلایل آن، عدم تسلط کافی بر زبان هلندی است.
پناهندگان افغان با جمعیت ۱۰ هزار نفری بزرگترین گروه از پناهندگان در این پژوهش را تشکیل می‌دهند پس از آنها ، پناهندگانی از عراق، یوگسلاوی سابق و ایران هستند.

۱۳۹۵ اسفند ۱۶, دوشنبه

وزارت امور خارجه آمریکا: در ترکیه حقوق مسیحیان نقض می گردد

در جدیدترین گزارش سالیانه وزارت امور خارجه آمریکا به تبعیض، توهین و سرکوب مسیحیان در ترکیه پرداخته شده است.
turkye_chirest
به گزارش «محبت نیوز» در شرایطی که همواره اقلیت‌های قومی و دینی ترکیه از جمله ارمنی‌ها، یزیدی‌ها، آسوری‌ها و کردها خواستار رعایت حقوق‌شان از سوی دولت هستند و در حالیکه دولت ترکیه همچنان از پذیرش “نسل‌کشی” ارامنه خودداری می‌کند، وزارت خارجه امریکا گزارش حقوق بشر خود را منتشر نموده و در آن به وضعیت نامناسب اقلیتهای دینی و قومی در ترکیه نیز پرداخته است.
در گزارشی که به تازگی وزارت امور خارجه امریکا درباره وضعیت حقوق بشر، براساس حقوق بشر شناخته شده از سوی جامعه جهانی، در کشورهای سراسر دنیا ارائه داده است، به شکلی صریح به این مساله اشاره و پرداخته شده است که در ترکیه، ارامنه، مسیحیان و علوی ها، به طور متناوب، مورد نفرت و تبعیض قرار می گیرند.
در این گزارش آمده است که از کلمه “ارمنی”، به عنوان دشنام، استفاده می شود، در روز ۱۲ اوت سال گذشته میلادی، نوشته های نژادپرستانه ضد ارمنی روی دیوار یک مدرسه ارمنی “استانبول” نوشته شده اند و درباره این موضوع، از سوی رسانه های خبری حامی دولت، به میزان کمی، اطلاع رسانی شده است و رییس جمهور و سایر مقامات ترکیه، در جریان تجمع روز ۱۵ اکتبر سال گذشته میلادی در “تراپیزون” (“ترابوزان”)، مانع بیان شعار ضد ارمنی، از سوی شرکت کنندگان در این تجمع، نشده اند.
شایان ذکر است دولت اسلامگرای ترکیه که تنها نام یک حکومت سکولار را یدک می کشد در طی چند سال اخیر برخورد های تبعیض آمیز گسترده ای را با مسیحیان این کشور از خود نشان داده است که در راستای اهداف سیاسی و مذهبی حاکمان فعلی ترکیه و به صورت برنامه ریزی شده در جهت تقویت مسلمانان تندرو و بنیادگرا و سرکوب و تحت فشار گذاشتن هر چه بیشتر اقلیت های مذهبی در این کشور صورت پذیرفته است.

کشف نوشته ای به زبان عبری مربوط به ۱۸۰۰ سال پیش در شمال اسرائیل


israel-main

این کشف بسیار مهم به باستان شناسان برای کسب اطلاعات بیشتر از سکونت یهودیان در این منطقه در دوران رومی ها و امپراتوری بیزانس کمک خواهد کرد.
به گزارش «محبت نیوز» در چارچوب حفاری های باستان شناسی در منطقه گالیل در شمال اسرائیل، سنگی که نوشته ای عبری بر روی آن حکاکی شده کشف شد، که بر طبق برآورد باستان شناسان مربوط به ۱۸۰۰ سال پیش و دوران امپراتوری روم می باشد.
این سنگ مربوط به کنیسای یهودی می باشد که روی آن نام افرادی که برای بنای کنیسا یاری کرده اند حک شده است.
به نوشته دوستی شیرلی و شادی، کنیسا در شهری باستانی به نام «پکیعین» (که نام عربی آن البقیعه است و اکثر ساکنان کنونی آن دروزی ها هستند) بنا بوده است.
این شهر در دوران امپراتوری روم مکان سکونت رهبران مذهبی بزرگ یهود بوده از جمله ربی شیمعون بر یوحای، یکی از برجسته ترین رهبران دینی که مجبور به فرار از دست رومی ها گشت و به مدت ۱۳ سال در غاری در این منطقه پنهان شد. این کشف بسیار مهم به باستان شناسان برای کسب اطلاعات بیشتر از سکونت یهودیان در این منطقه در دوران رومی ها و امپراتوری بیزانس کمک خواهد کرد.

۱۳۹۵ اسفند ۱۵, یکشنبه

چاپ کتابهای ضد مسیحیت با حمایت نهادهای اطلاعاتی و امنیتی

در ادامه‎ی تبلیغات منفی و موج‏ سازی علیه مسیحیان، موسسه امنیتی دیده‎بان کتابی علیه مسیحیت منتشر کرد و در آن مدعی شد مسیحیان به دنبال فریب افراد به نفع ظهور مسیح هستند.
ketab_masihi
به گزارش «محبت‎نیوز» نهادهای امنیتی تبلیغاتی جمهوری اسلامی در ادامه‏‏ سیاست‎ مسیحی‏ت ستیزی در حوزه نشر کتابی با عنوان «صهیونیسم مسیحی در جغرافیای مسیحیت» منتشر کردند که در آن نوشته شده، مسیحیان تلاش گسترده‌ای برای فریب و جذب افراد آغاز کردند و قصد دارند با القای تفکر مدیریت حوادث آخرالزمان ظهور مسیح را عملی کنند.
در این کتاب که بر ضد مسیحیت نگارش گردیده است تاکید شده، خطرناک‌ترین جریان‌های موجود در مسیحیت بخصوص در نیمکره شمالی قاره آمریکا، جنبش مسیحیت صهیونیستی است که با رویکردهای «نو انجیلی» و با تلفیق باورهای مسیحیت و یهودیت شکل گرفت و توانست نقش بسیار ممتازی در شکل‌گیری رژیم صهیونیستی ایفا کند.
موسسه امنیتی دیده بان با همکاری انتشارات گاهان کتاب “صهیونیسم مسیحی در جغرافیای مسیحیت” را منتشر نمود. وظیفه ‏ی این سازمان رصد سایت‎ها و خبرگزاری‌ها و کانال های ماهواره ای است که مخالف یا منتقد جمهوری اسلامی به خصوص در مباحث نظری و عقیدتی هستند.
جمهوری اسلامی با صرف هزینه های زیاد و ایجاد بیشمار مراکز تبلیغاتی و نشر کتاب، سایتها و خبرگزاری های جهت دار قصد توجیه بسیاری از ایدئولوژی های فرسوده و تطهیر اعمال ناشایست و مسیحیت ستیزانه خود را دارد و در این بین کاربرد این سایت‌ و امثال آن برای بازجوهای قوه‎ی قضائیه و اطلاعات سپاه بسیار پر بهره است، چون از متن آن برای پرونده ‏سازی علیه نوکیشان مسیحی و فعالین سیاسی و عقیدتی و دگراندیشان مذهبی استفاده می‌کند.
حالا با تمامی این تفاسیر در این کتاب ادعا شده، «نهضت مسیحیت صهیونیستی با در اختیار داشتن صدها رسانه، دانشگاه و همچنین پشتیبانی غول‌های مالی، توانسته عقبه‌ای چند ده‌میلیونی برای خود در کشورهای غربی تدارک ببیند و در تلاش است تا کشورهای اسلامی و بالأخص میهن اسلامی ما را هدف تهاجم خود قرار دهد».
چاپ و نشر کتابهای مرتبط با مسیحیت ستیزی عمری به درازای جمهوری اسلامی دارد، چنانکه پیش از این نیز سایر نشریات وابسته به نظام کتابهای تبلیغی زیادی بر ضد مسیحیت منتشر کرده بودند، به عنوان مثال مرکز پژوهش‌های جوان وابسته به پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در کتاب «خشونت در پناه مسیحیت» با درج مطالبی دروغ مدعی شده بود، مسیحیان با تمسک دروغین به متون مقدس، رفتارهای شهوانی و حیوانی خود را به مسیحیت منتقل می‌سازند!