جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۴ بهمن ۸, پنجشنبه

عیسی مسیح اینگونه شاگردان خود را تعلیم می داد

یکی دیگر از تعلیمات پر قدرت عیسی مسیح این بود که روزی به شاگردان خود فرمود:
خود را از خمیر مایه ی هیرودیس پادشاه و فریسی ها دور نگه دارید.
منظور عیسی مسیح این بود : که مانند فریسی ها دورو نباشید ومانند هیرودیس پادشاه پی جلال و شکوه دنیا مروید.
پی جلال و شکوه دنیا رفتن همان می شود که انسان هرچقدر در زندگی اعمال نیک انجام دهد و پی فرایض دینی برود.ولی اگر چشم طمع او به مال و منال دنیا سیر نشود . این مال و منال و این خوش گذرانیها ی دنیوی همانند بوته های خار او را در خود می پیچند و نمی گذارند که شما رشد کنید و شما را در خود احاطه می کنند و دیگر شما توانایی رشد روحانی را از دست خواهید داد. و مانند مثل زیبای عیسی مسیح که فرمود :
رد شدن شتر از سوراخ سوزن بسی راحتتر از وارد شدن یک شخص ثروتمند به ملکوت خداوند می باشد.
به همین دلیل عیسی مسیح فرمود :ثروت خود را در اسمان بیندوزید تا هیچ باد و طوفانی به ان اسیب نرساند و وقتی ثروت شما در اسمان باشد فکر شما هم اسمانی می شود.

دورویی همان ریا می باشد .و ریا یعنی فریب دادن و حیله و نیرنگ به کار بردن ،برای اینکه دیگران را دچار خطا کنیم و اجازه ندهیم دیگران سیرت واقعی ما را متوجه شوند.دورویی به دنبال خود دروغ می اورد .و دروغ به دنبال خود هزران دروغ دیگر  که در ائین مسیحیت هیچ جایی برای دروغ وجود ندارد.
نویسنده:مریم نجفی

۱۳۹۴ بهمن ۷, چهارشنبه

پدر، پسر، روح القدس


نقش پدر درزندگی بر ما کاملا روشن و اشکار می باشد.
خداوند همان پدر آسمانی می باشد. که وقتی انسانها ،که افریده های او هستند را غرق در گناه دید تصمیم گرفت که توسط پسر خود ، یعنی عیسی مسیح ،ما انسانها را نجات دهد.تا در این نجات ان رابطه ی دوستانه و مخلصانه ی ما با خداوند پدیدار گردد.و ما به خداوند خود نزدیکتر شویم.
البته منظور ما مسیحیان از پدر و پسر این نیست که خداوند جسم دارد و پسر را از نظر جسم شبیه خود افرید.
بلکه این میباشد که خداوند تمام صفات خود را در پسر قرار داده . و عیسی مسیح از نظر روحانی شبیه پدر خود می باشد.
پسر همان عیسی مسیح است . که تجلی قابل روئیت خداوند می باشد . که در مقطئی خاص از زمان ،شکل گرفت و انسان شد و در میان ما امد و مانند ما زیست.
عیسی مسیح در مقامی بالاتر و با ارزش تر از یک انسان در روی این زمین زندگی کرد. او با اینکه فرزند خداوند بود و پادشاه یهود خوانده می شد با اینحال پر از فروتنی و محبت بود.
او نه در پی مادیات بود و نه جلال وشکوه دنیا و نه به دنبال وارث..........
عیسی مسیح ائینه ی تمام نمای خداوند بود . او مانند پدر خود بی نیاز بود و تمام قدرت های  خود را از خدا می گرفت.او در این دنیا نمونه ی کامل تسلیم به پدر اسمانی  می باشد.
در دعاهای او با پدر اسمانی میشنویم که عیسی مسیح چگونه خود را تمام و کمال در اختیار خداوند قرار داده است . وهرگز به وعهده های خداوند شک نکرده است.
بعد از اینکه شخصی به عیسی مسیح ایمان اورد.و پذیرفت که عیسی مسیح فرزند خداوند می باشد.و برای نجات ما انسانها شکنجه شد و بعد مصلوب شد و سپس بعد از سه روز از میان مردگان برخاست .یک شخص مسیحی میشود .قدم بعدی این است که شخص متوجه ی گناهان واشتباهات خو در زندگی شود.و بخاطر این گناهان نادم و پشیمان گردد.سپس تصمیم بگیرد تعقیر رویه دهد و راه درست را انتخاب کند . و در ها را به روی گذشته ببندد . و انوقت او یک شخص ایماندار محسوب می شود .حالا نوبت به روح القدس میرسد .
نقش بزرگ و پر هیبت روح القدس حالا خود را نشان می دهد.
حالا ما باید مراقب باشیم ،این دنیا که تحت سلطه ی شیطان می باشد ما را فریب ندهد و ما را دچار وسوسه و لغزش نکند.
در این راه پر از فراز و نشیب روح القدس بر ما اشکار می گردد.و ما را کمک می کند که در این راه استوار و بدون هیچ لغزشی قدم برداریم.
تا بتوانیم وارد ملکوت خداوند بشویم.
عیسی مسیح مفرمایید: در اخر زمان که من باز می گردم  دنیا پر از گناه و محبت کم رنگ می شود و تنها کسانی نجات می یابند که طا قت بیاورند.
خداوند به نام عیسی مسیح و با عنایت روح القدس از تو می خواهیم طا قت و تحمل به ما عطا کنی تا از برگزیدگان شویم      
امین امین امین
نویسنده:مریم نجفی


۱۳۹۴ دی ۲۹, سه‌شنبه

نجات

نجات یعنی اینکه کسی بتواند محبت خداوند را تجربه و درک نماید .که در نتیجه ی ان زندگی شخص تعقیر می کند .
کسی که عشق خداوند را دریافت کند . پاسخ عشق را با عشق میدهد .
عیسی مسیح می گوید: ان زمان که من بروی زمین بیایم همراه با فرشتگان و با شکوه و جلال وارد خواهم شد.و مانند چوپانی گوسفندان را از بزها جدا خواهم کرد.و گوسفندان را در طرف راست و بزها را در طرف چپ قرار میدهم.
انگاه به عنوان پادشاه،به کسانی که در طرف راست من هستند خواهم گفت : بیاید ای عزیزان پدرم! بیاید تا شما را در برکات ملکوت خدا سهیم گردانم ،برکاتی که از اغاز افرینش دنیا برای شما اماده شده بود.
زیرا وقتی من گرسنه بودم، شما به من خوراک دادید.
تشنه بودم به من آب دادید.
غریب بودم مرا به خانه یتان بردید.
برهنه بودم به من لباس دادید.
بیمار و زندانی بودم به عیادتم امدید.
نیکوکاران در پاسخ خواهند گفت: خداوندا کی غریب بودید .کی گرسنه بودید. کی تشنه بودید. کی بیمار و زندانی بودید.
انگاه به ایشان خواهم گفت : وقتی این خدمتها را به این برادران من می کردید، در واقع به من می نمودید.
سپس به کسانی که در طرف چپ من قرار دارند، خواهم گفت : ای لعنت شده ها از اینجا بروید و به اتش ابدی داخل شوید که برای شیطان و ارواح شیطانی اماده شده است.
زیرا گرسنه بودم .تشنه بودم بیمار بودم زندانی بودم و هیچ کاری برای من انجام ندادید.
وقتی به کوچکترین برادر من کمک نکردید در واقع به من کمک نکردید.
این افراد به کیفر ابدی می رسند ولی نیکوکاران به زندگی جاوید خواهند پیوست.




۱۳۹۴ دی ۲۳, چهارشنبه

پدر پسر روح القدس

از عیسی مسیح پرسیدند بزرگترین حکم چیست در جواب فرمود:
خداوند خدای ما ،خدای واحد است .خداوند خدای خود را بتمامی دل و تمامی جان و تمامی خاطر و تمامی قوت خود محبت نما که اول از احکام این است .
لذا باید دانست مسیحیان موحدند و به یک خدا عقیده دارند.
همین خدا که پدر نامیده میشود در زمانی معین به وسیله ی پسرش عیسی مسیح خود را به جهان اشکار می کند .
یعنی در وجود عیسی مسیح قدرت،محبت،عدالت، و قدوسیت خدای پدر ظاهر می شود.وخدای که  جهان وجهانیان را خلق نمود حالا همان خدا بوسیله ی ظهور و تجلی در پسر راه رستگاری و نجات بشر را هموار می سازد. همان کلمه ی ازلی و ابدی که بوسیله ی او همه چیز افریده شد. جسم میشود و در میان ما ساکن می گردد.
کلام عیسی کلام خداو قدرت عیسی قدرت خدا و محبت و صفات عیسی مسیح محبت و صفات الهی است .
و بهمین خاطر است که وقتی فیلیپس از او خواست تا خدای پدر را به او نشان دهد فرمود:
ای فیلیپس، دراین مدت با شما بوده ام ایا مرا نشناخته ای؟کسی که مرا دیده پدر را دیده است پس چگونه تو می گویی پدر را به ما نشان بده؟ ایا باور نمی کنی من در پدر هستم و پدر در من است؟
تا اینجا متوجه شدیم که خدایی که جهان را خلق کرده و ادمیان را افریده است و انها را دوست می دارد ، همان خدا در عیسی مسیح با نشان دادن محبت و قدرت خود انها را بسوی خود دعوت می کند و راه نجات و رستگاری را اماده میسازد .
حالا ببینیم بعد چه می شود . بشر گناهکار وقتی توسط عیسی مسیح از راه خطا ی خود بازگشت نمود وتوبه کرد و خود را به خدا سپرد . باید تحت حمایت و هدایت قرار بگیرد تا از وسوسه ها در امان بوده و جهان ارایش کرده مادیات نتواند مجددا او را بفریبد . بنابراین همان خدایی که این بشر را خلق کرده و بوسیله ی عیسی مسیح او را نجات داده 
حالا بوسیله ی روح القدوس در فکرو قلب مومن کار می کند . او را تقویت و هدایت می نماید تا راهی را که در ان قدم گذاشته با موفقیت طی کند وبه هدف،
که نهایت کمال و وصال به حق است برسد.
بطور خلاصه وحدت ویگانگی خدا امری است مسلم و انکار ناپذیر .
وحدتی که در تجلی به ظهور می رسد و اشکار می گردد.
تجلی پدر در پسر و روح القدوس  و در این سه اصل هیچ صحبت از سه گانگی و تثلیث نیست بلکه این جلوه گری ، وحدت مطلق است.

۱۳۹۴ دی ۲۰, یکشنبه

پیدایش

فصل   6

 و واقع‌ شد كه‌ چون‌ آدمیان‌ شروع‌ كردند به‌ زیاد شدن‌ بر روی‌ زمین‌ و دختران‌ برای‌ ایشان‌ متولد گردیدند، 
 پسران‌ خدا دختران‌ آدمیان‌ را دیدند كه‌ نیكومنظرند، و از هر كدام‌ كه‌ خواستند، زنان‌ برای‌ خویشتن‌ می‌گرفتند. 
 و خداوند گفت‌: «روح‌ من‌ در انسان‌ دائماً داوری‌ نخواهد كرد، زیرا كه‌ او نیز بشر است‌. لیكن‌ ایام‌ وی‌ صد و بیست‌ سال‌ خواهد بود.» 
 و در آن‌ ایام‌ مردان‌ تنومند در زمین‌ بودند. و بعد از هنگامی‌ كه‌ پسران‌ خدا به‌ دختران‌ آدمیان‌ در آمدند و آنها برای‌ ایشان‌ اولاد زاییدند، ایشان‌ جبارانی‌ بودند كه‌ در زمان‌ سَلَفْ، مردان‌ نامور شدند. 
 و خداوند دید كه‌ شرارت‌ انسان‌ در زمین‌ بسیار است‌، و هر تصور از خیالهای‌ دل‌ وی‌ دائماً محض‌ شرارت‌ است‌. 
 و خداوند پشیمان‌ شد كه‌ انسان‌ را بر زمیـن‌ ساخته‌ بود، و در دل‌ خود محزون‌ گشت‌. 
 و خداوند گفـت‌: «انسـان‌ را كه‌ آفریـده‌ام‌، از روی‌ زمین‌ محو سازم‌، انسان‌ و بهایم‌ و حشرات‌ و پرندگان‌ هوا را، چونكه‌ متأسف‌ شدم‌ از ساختن‌ ایشـان‌.» 
 اما نـوح‌ در نظـر خداوند التفـات‌ یافـت‌. 
 این‌ است‌ پیدایش‌ نوح‌. نوح‌ مردی‌ عادل‌ بود، و در عصر خود كامل‌. و نوح‌ با خدا راه‌ می‌رفت‌. 
10  و نوح‌ سه‌ پسر آورد: سام‌ و حام‌ و یافث‌. 
11  و زمین‌ نیز بنظر خدا فاسد گردیده‌ و زمین‌ از ظلم‌ پرشده‌ بود. 
12  و خدا زمین‌ را دید كه‌ اینك‌ فاسد شده‌ است‌، زیرا كه‌ تمامی‌ بشر راه‌ خود را بر زمین‌ فاسد كرده‌ بودند. 
13  و خدا به‌ نوح‌ گفت‌: «انتهای‌ تمامی‌ بشر به‌ حضورم‌ رسیده‌ است‌، زیرا كه‌ زمین‌ بسبب‌ ایشان‌ پر از ظلم‌ شده‌ است‌. و اینك‌ من‌ ایشان‌ را با زمین‌ هلاك‌ خواهم‌ ساخت‌. 
14  پس‌ برای‌ خود كشتی‌ای‌ از چوب‌ كوفر بساز، و حُجَرات‌ در كشتی‌ بنا كن‌ و درون‌ و بیرونش‌ را به‌ قیر بیندا. 
15  و آن‌ را بدین‌ تركیب‌ بساز كه‌ طول‌ كشتی‌ سیصد ذراع‌ باشد، و عرضش‌ پنجاه‌ ذراع‌ و ارتفاع‌ آن‌ سی‌ ذراع‌. 
16  و روشنی‌ای‌ برای‌ كشتی‌ بساز و آن‌ را به‌ ذراعی‌ از بالا تمام‌ كن‌. و درِ كشتی‌ را در جنب‌ آن‌ بگذار، و طبقات‌ تحتانی‌ و وسطی‌ و فوقانی‌ بساز. 
17  زیرا اینك‌ من‌ طوفان‌ آب‌ را بر زمین‌ می‌آورم‌ تا هر جسدی‌ را كه‌ روح‌ حیات‌ در آن‌ باشد، از زیر آسمان‌ هلاك‌ گردانم‌. و هر چه‌ بر زمین‌ است‌، خواهد مرد. 
18  لكن‌ عهد خود را با تو استوار می‌سازم‌، و به‌ كشتی‌ در خواهی‌ آمد، تو و پسرانت‌ و زوجه‌ات‌ و ازواج‌ پسرانت‌ با تو. 
19  و از جمیع‌ حیوانات‌، از هر ذی‌جسدی‌، جفتی‌ از همه‌ به‌ كشتی‌ در خواهی‌ آورد، تا با خویشتن‌ زنده‌ نگاه‌ داری‌، نر و ماده‌ باشند. 
20  از پرندگان‌ به‌ اجناس‌ آنها، و از بهایـم‌ به‌ اجنـاس‌ آنها، و از همۀ حشـرات‌ زمین‌ به‌ اجناس‌ آنها، دودو از همه‌ نزد تو آینـد تا زنـده‌ نگاه‌ داری‌. 
21  و از هـر آذوقه‌ای‌ كه‌ خورده‌ شـود، بگیر و نـزد خود ذخیـره‌ نما تا برای‌ تو و آنها خوراك‌ باشد.» 
22  پس‌ نوح‌ چنین‌ كرد و به‌ هرچـه‌ خـدا او را امر فرمـود، عمل‌ نمـود.

پیدایش

فصل   5

 این‌ است‌ كتاب‌ پیدایش‌ آدم‌ در روزی‌ كه خدا آدم‌ را آفرید، به‌ شبیه‌ خدا او را ساخت‌، 
 نر و ماده‌ ایشان‌ را آفرید. و ایشان‌ را بركت‌ داد و ایشـان‌ را «آدم‌» نام‌ نهـاد، در روز آفرینـش‌ ایشـان‌. 
 و آدم‌ صد و سی‌ سال‌ بزیست‌، پس‌ پسری‌ به‌ شبیه‌ و بصورت‌ خود آورد، و او را شیث‌ نامید. 
 و ایام‌ آدم‌ بعد از آوردن‌ شیث‌، هشتصد سال‌ بود، و پسران‌ و دختران‌ آورد. 
 پس‌ تمام‌ ایام‌ آدم‌ كه‌ زیست‌، نهصد و سی‌ سال‌ بود كه‌ مرد. 
 و شیث‌ صد و پنج‌ سال‌ بزیست‌، و اَنوش‌ را آورد. 
 و شیث‌ بعد از آوردن‌ اَنوش‌، هشتصد و هفت‌ سال‌ بزیست‌ و پسران‌ و دختران‌ آورد. 
 و جملۀ ایام‌ شیث‌، نهصد و دوازده‌ سال‌ بود كه‌ مرد. 
 و اَنوش‌ نود سال‌ بزیست‌، و قینان‌ را آورد. 
10  و اَنوش‌ بعد از آوردن‌ قینان‌، هشتصد و پانزده‌ سال‌ زندگانی‌ كرد و پسران‌ و دختران‌ آورد. 
11  پس‌ جملۀ ایام‌ اَنوش‌ نهصد و پنج‌ سال‌ بود كه‌ مرد. 
12  و قینان‌ هفتاد سال‌ بزیست‌، و مَهَلَلْئیل‌ را آورد. 
13  و قینان‌ بعد از آوردن‌ مَهَلَلْئیل‌، هشتصد و چهل‌ سال‌ زندگانی‌ كرد و پسران‌ و دختران‌ آورد. 
14  و تمامی‌ ایام‌ قینان‌، نهصد و ده‌ سال‌ بود كه‌ مرد. 
15  و مَهَلَلْئیل‌، شصت‌ و پنج‌ سال‌ بزیست‌، و یارِد راآورد. 
16  و مَهَلَلْئیل‌ بعد از آوردن‌ یارِد، هشتصد و سی‌ سال‌ زندگانی‌ كرد و پسران‌ و دختران‌ آورد. 
17  پس‌ همۀ ایام‌ مَهَلَلْئیل‌، هشتصد و نود و پنج‌ سال‌ بود كه‌ مرد. 
18  و یارِد صد و شصت‌ و دو سال‌ بزیست‌، و خنوخ‌ را آورد. 
19  و یارِد بعد از آوردن‌ خَنوخ‌، هشتصد سال‌ زندگانی‌ كرد و پسران‌ و دختران‌ آورد. 
20  و تمامی‌ ایام‌ یارِد، نهصد و شصت‌ و دو سال‌ بود كه‌ مرد. 
21  و خنوخ‌ شصت‌ و پنج‌ سال‌ بزیست‌، و مَتوشالَح‌ را آورد. 
22  و خنوخ‌ بعد از آوردن‌ متوشالح‌، سیصد سال‌ با خدا راه‌ می‌رفت‌ و پسران‌ و دختران‌ آورد. 
23  و همۀ ایام‌ خنوخ‌، سیصد و شصت‌ و پنج‌ سال‌ بود. 
24  و خنوخ‌ با خدا راه‌ می‌رفت‌ و نایاب‌ شد، زیرا خدا او را برگرفت‌. 
25  و متوشالح‌ صد و هشتاد و هفت‌ سال‌ بزیست‌، و لَمَك‌ را آورد. 
26  و متوشالح‌ بعد از آوردن‌ لَمَك‌، هفتصد و هشتاد و دو سال‌ زندگانی‌ كرد و پسران‌ و دختران‌ آورد. 
27  پس‌ جملۀ ایام‌ متوشالح‌، نهصد و شصت‌ و نه‌ سال‌ بود كه‌ مرد. 
28  و لَمَك‌ صد و هشتاد و دو سال‌ بزیست‌، و پسری‌ آورد 
29  و وی‌ را نوح‌ نام‌ نهاده‌ گفت‌: «این‌ ما را تسلی‌ خواهد داد از اعمال‌ ما و از محنت‌ دستهای‌ ما از زمینی‌ كه‌ خداوند آن‌ را ملعون‌ كرد.» 
30  و لَمَك‌ بعد از آوردن‌ نوح‌، پانصد و نود و پنج‌ سال‌ زندگانی‌ كرد و پسران‌ و دختران‌ آورد. 
31  پس‌ تمام‌ ایام‌ لَمَك‌، هفتصد و هفتاد و هفت‌ سال‌ بود كه‌ مرد. 
32  و نوح‌ پانصد ساله‌ بود، پس‌ نوح‌ سام‌ و حام‌ و یافِث‌ را آورد.

پیدایش

فصل   4

 و آدم‌، زن‌ خود حوا را بشناخت‌ و او حامله شده‌، قائن‌ را زایید و گفت‌: «مردی‌ از یهوه‌ حاصل‌ نمودم‌.» 
 و بار دیگر برادر او هابیل‌ را زایید. و هابیل‌ گله‌بان‌ بود، و قائن‌ كاركُن‌ زمین‌ بود. 
 و بعد از مرور ایام‌، واقع‌ شد كه‌ قائن‌ هدیه‌ای‌ از محصول‌ زمین‌ برای‌ خداوند آورد. 
 و هابیل‌ نیز از نخست‌زادگان‌ گلۀ خویش‌ و پیه‌ آنها هدیه‌ای‌ آورد. و خداوند هابیل‌ و هدیۀ او را منظور داشت‌، 
 اما قائن‌ و هدیۀ او را منظور نداشت‌. پس‌ خشم‌ قائن‌ به‌ شدت‌ افروخته‌ شده‌، سر خود را بزیر افكند. 
 آنگاه‌ خداوند به‌ قائن‌ گفت‌: «چرا خشمناك‌ شدی‌؟ و چرا سر خود را بزیر افكندی‌؟ 
 اگر نیكویی‌ می‌كردی‌، آیا مقبول‌ نمی‌شدی‌؟ و اگر نیكویی‌ نكردی‌، گناه‌ بر در، در كمین‌ است‌ و اشتیاق‌ تو دارد، اما تو بر وی‌ مسلط شوی‌. » 
 و قائن‌ با برادر خود هابیل‌ سخن‌ گفت‌. و واقع‌ شد چون‌ در صحرا بودند، قائن‌ بر برادر خود هابیل‌ برخاسته‌، او را كشت‌. 
 پس‌ خداوند به‌ قائن‌ گفت‌: «برادرت‌ هابیل‌ كجاست‌؟» گفت‌: «نمی‌دانم‌، مگر پاسبان‌ برادرم‌ هستم‌؟» 
10  گفت‌: «چه‌ كرده‌ای‌؟ خون‌ برادرت‌ از زمین‌ نزد من‌ فریاد برمی‌آورد! 
11  و اكنون‌ تو ملعون‌ هستی‌ از زمینی‌ كه‌ دهان‌ خود را باز كرد تا خون‌ برادرت‌ را از دستت‌ فرو برد. 
12  هر گاه‌ كار زمین‌ كنی‌، همانا قوت‌ خود را دیگر به‌ تو ندهد. و پریشان‌ و آواره‌ در جهان‌ خواهی‌ بود.» 
13  قائن‌ به‌ خداوند گفت‌:«عقوبتـم‌ از تحملـم‌ زیـاده‌ است‌. 
14  اینك‌ مـرا امـروز بـر روی‌ زمیـن‌ مطـرود ساختـی‌، و از روی‌ تـو پنهـان‌ خواهـم‌ بـود. و پریشـان‌ و آواره‌ در جهان‌ خواهم‌ بود و واقع‌ می‌شـود هـر كه‌ مرا یابـد، مـرا خواهـد كشت‌.» 
15  خداونـد بـه‌ وی‌ گفت‌: «پس‌ هـر كه‌ قائـن‌ را بكشـد، هفـت‌ چنـدان‌ انتقـام‌ گرفتـه‌ شـود.» و خداونـد به‌ قائـن‌ نشانـی‌ای‌ داد كه‌ هـر كه‌ او را یابـد، وی‌ را نكشــد. 
16  پـس‌ قائن‌ از حضور خداونـد بیـرون‌ رفـت‌ و در زمیـن‌ نـود، بطـرف‌ شرقــی‌ عـدن‌، ساكــن‌ شـد. 
17  و قائن‌ زوجۀ خود را شناخت‌. پس‌ حامله‌ شده‌، خنوخ‌ را زایید. و شهری‌ بنا می‌كرد، و آن‌ شهر را به‌ اسم‌ پسر خود، خنوخ‌ نام‌ نهاد. 
18  و برای‌ خنوخ‌ عیراد متولد شد، و عیراد، مَحُویائیل‌ را آورد، و مَحُویائیل‌، مَتُوشائیل‌ را آورد، و مَتوشائیل‌، لَمَك‌ را آورد. 
19  و لَمَك‌، دو زن‌ برای‌ خود گرفت‌، یكی‌ را عاده‌ نام‌ بود و دیگری‌ را ظِلَّه‌. 
20  و عاده‌، یابال‌ را زایید. وی‌ پدر خیمه‌نشینان‌ و صاحبان‌ مواشی‌ بود. 
21  و نام‌ برادرش‌ یوبال‌ بود. وی‌ پدر همۀ نوازندگان‌ بربط‌ و نی‌ بود. 
22  و ظِلَّه‌ نیز توبل‌ قائن‌ را زایید، كه‌ صانع‌ هر آلت‌ مس‌ و آهن‌ بود. و خواهر توبل‌ قائن‌، نعمه‌ بود. 
23  و لَمَك‌ به‌ زنان‌ خود گفت‌: «ای‌ عاده‌ و ظله‌، قول‌ مرا بشنوید! ای‌ زنان‌ لَمَك‌، سخن‌ مرا گوش‌ گیرید! زیرا مردی‌ را كشتم‌ بسبب‌ جراحت‌ خود، و جوانی‌ را بسبب‌ ضرب‌ خویش‌. 
24  اگر برای‌ قائن‌ هفت‌ چندان‌ انتقام‌ گرفته‌ شود، هر آینه‌ برای‌ لَمَك‌، هفتاد و هفت‌ چندان‌.» 
25  پس‌ آدم‌ بار دیگر زن‌ خود را شناخت‌، و او پسری‌ بزاد و او را شیث‌نام‌ نهاد، زیرا گفت‌: «خدا نسلی‌ دیگر به‌ من‌ قرار داد، به‌ عوض‌ هابیل‌ كه‌ قائن‌ او را كشت‌.» 
26  و برای‌ شیث‌ نیز پسری‌ متولد شد و او را اَنوش‌ نامید. در آنوقت‌ به‌ خواندن‌ اسم‌ یهوه‌ شروع‌ كردند.

پیدایش

فصل   3

 و مار از همۀ حیوانات‌ صحرا كه‌ خداوند خدا ساخته‌ بود، هُشیارتر بود. و به‌ زن‌ گفت‌: «آیا خدا حقیقتاً گفته‌ است‌ كه‌ از همۀ درختان‌ باغ‌ نخورید؟»
 زن‌ به‌ مار گفت‌: «از میوۀ درختان‌ باغ‌ می‌خوریم‌، 
 لكن‌ از میوۀ درختی‌ كه‌در وسط باغ‌ است‌، خدا گفت‌ از آن‌ مخورید و آن‌ را لمس‌ مكنید، مبادا بمیرید.» 
 مار به‌ زن‌ گفت‌: «هر آینه‌ نخواهید مرد، 
 بلكه‌ خدا می‌داند در روزی‌ كه‌ از آن‌ بخورید، چشمان‌ شما باز شود و مانند خدا عارف‌ نیك‌ و بد خواهید بود.» 
 و چون‌ زن‌ دید كه‌ آن‌ درخت‌ برای‌ خوراك‌ نیكوست‌ و بنظر خوشنما و درختی‌ دلپذیر و دانش‌افزا، پس‌ از میوه‌اش‌ گرفته‌، بخورد و به‌ شوهر خود نیز داد و او خورد. 
 آنگاه‌ چشمان‌ هر دوِ ایشان‌ باز شد و فهمیدند كه‌ عریانند. پس‌ برگهای‌ انجیر به‌ هم‌ دوخته‌، سترها برای‌ خویشتن‌ ساختند. 
 و آواز خداوند خدا را شنیدند كه‌ در هنگام‌ وزیدن‌ نسیم‌ نهار در باغ‌ می‌خرامید، و آدم‌ و زنش‌ خویشتن‌ را از حضور خداوند خدا در میان‌ درختان‌ باغ‌ پنهان‌ كردند. 
 و خداوند خدا آدم‌ را ندا در داد و گفت‌: «كجا هستی‌؟» 
10  گفت‌: «چون‌ آوازت‌ را در باغ‌ شنیدم‌، ترسان‌ گشتم‌، زیرا كه‌ عریانم‌. پس‌ خود را پنهان‌ كردم‌.» 
11  گفت‌: «كه‌ تو را آگاهانید كه‌ عریانی‌؟ آیا از آن‌ درختی‌ كه‌ تو را قدغن‌ كردم‌ كه‌ از آن‌ نخوری‌، خوردی‌؟» 
12  آدم‌ گفت‌: «این‌ زنی‌ كه‌ قرین‌ من‌ ساختی‌، وی‌ از میوۀ درخت‌ به‌ من‌ داد كه‌ خوردم‌.» 
13  پس‌ خداوند خدا به‌ زن‌ گفت‌: «این‌ چه‌ كار است‌ كه‌ كردی‌؟» زن‌ گفت‌: «مار مرا اغوا نمود كه‌ خوردم‌. » 
14  پس‌ خداوند خدا به‌ مار گفت‌: «چونكه‌ این‌ كار كردی‌، از جمیع‌ بهایم‌ و از همۀ حیوانات‌ صحرا ملعون‌تر هستی‌! بر شكمت‌ راه‌ خواهی‌ رفت‌ و تمام‌ ایام‌ عمرت‌ خاك‌ خواهی‌ خورد. 
15  و عداوت‌ در میان‌ تو و زن‌، و در میان‌ ذُرّیت‌ تو وذریت‌ وی‌ می‌گذارم‌؛ او سر تو را خواهد كوبید و تو پاشنۀ وی‌ را خواهی‌ كوبید.» 
16  و به‌ زن‌ گفت‌: «اَلَم‌ و حمل‌ تو را بسیار افزون‌ گردانم‌؛ با الم‌ فرزندان‌ خواهی‌ زایید و اشتیاق‌ تو به‌ شوهرت‌ خواهـد بود و او بر تو حكمرانی‌ خواهد كرد.» 
17  و به‌ آدم‌ گفت‌: «چونكه‌ سخن‌ زوجه‌ات‌ را شنیـدی‌ و از آن‌ درخت‌ خـوردی‌ كه‌ امـر فرمـوده‌، گفتم‌ از آن‌ نخـوری‌، پـس‌ بسبب‌ تـو زمیـن‌ ملعون‌ شـد، و تمام‌ ایام‌ عمـرت‌ از آن‌ با رنـج‌ خواهی‌ خورد. 
18  خار و خس‌ نیز برایت‌ خواهد رویانید و سبزه‌های‌ صحرا را خواهی‌ خورد، 
19  و به‌ عرق‌ پیشانی‌ات‌ نان‌ خواهی‌ خورد تا حینی‌ كه‌ به‌ خاك‌ راجع‌ گردی‌، كه‌ از آن‌ گرفته‌ شدی‌ زیرا كه‌ تو خاك‌ هستی‌ و به‌ خاك‌ خواهی‌ برگشت‌. » 
20  و آدم‌ زن‌ خود را حوا نام‌ نهاد، زیرا كه‌ او مادر جمیع‌ زندگان‌ است‌. 
21  و خداوند خدا رختها برای‌ آدم‌ و زنش‌ از پوست‌ بساخت‌ و ایشان‌ را پوشانید. 
22  و خداوند خدا گفت‌: «همانا انسان‌ مثل‌ یكی‌ از ما شده‌ است‌، كه‌ عارف‌ نیك‌ و بد گردیده‌. اینك‌ مبادا دست‌ خود را دراز كند و از درخت‌ حیات‌ نیز گرفته‌ بخورَد، و تا به‌ ابد زنده‌ ماند.» 
23  پس‌ خداوند خدا، او را از باغ‌ عدن‌ بیرون‌ كرد تا كار زمینی‌ را كه‌ از آن‌ گرفته‌ شده‌ بود، بكند. 
24  پس‌ آدم‌ را بیرون‌ كرد و به‌ طرف‌ شرقی‌ باغ‌ عدن‌، كروبیان‌ را مسكن‌ داد و شمشیر آتشباری‌ را كه‌ به‌ هر سو گردش‌ می‌كرد تا طریق‌ درخت‌ حیات‌ را محافظت‌ كند.

پیدایش

فصل   2

 و آسمانها و زمین‌ و همۀ لشكر آنها تمام‌شد. 
 و در روز هفتم‌، خدا از همۀ كار خود كه‌ ساخته‌ بود، فارغ‌ شد. و در روز هفتم‌ از همۀ كار خود كه‌ ساخته‌ بود، آرامی‌ گرفت‌. 
 پس‌ خدا روز هفتم‌ را مبارك‌ خواند و آن‌ را تقدیس‌ نمود، زیرا كه‌ در آن‌ آرام‌ گرفت‌، از همۀ كار خود كه‌ خدا آفرید و ساخت‌. 
 این‌ است‌ پیدایش‌ آسمانها و زمین‌ در حین‌ آفرینش‌ آنها در روزی‌ كه‌ یهوه‌، خدا، زمین‌ و آسمانها را بساخت‌. 
 و هیچ‌ نهال‌ صحرا هنوز در زمین‌ نبود و هیچ‌ علف‌ صحرا هنوز نروییده‌ بود، زیرا خداوند خدا باران‌ بر زمین‌ نبارانیده‌ بود و آدمی‌ نبود كه‌ كار زمین‌ را بكند. 
 و مه‌ از زمین‌ برآمده‌، تمام‌ روی‌ زمین‌ را سیراب‌ می‌كرد. 
 خداوند خدا پس‌ آدم‌ را از خاك‌ زمین‌ بسرشت‌ و در بینی‌ وی‌ روح‌ حیات‌ دمید، و آدم‌ نَفْس‌ زنده‌ شد. 
 و خداوند خدا باغی‌ در عدن‌ بطرف‌ مشرق‌ غَرْس‌ نمود و آن‌ آدم‌ را كه‌ سرشته‌ بود، در آنجا گذاشت‌. 
 و خداوند خدا هر درخت‌ خوشنما و خوش‌خوراك‌ را از زمین‌ رویانید، و درخت‌ حیات‌ را در وسط باغ‌ و درخت‌ معرفت‌ نیك‌ و بد را. 
10  و نهری‌ از عدن‌ بیرون‌ آمد تا باغ‌ را سیراب‌ كند، و از آنجا منقسم‌ گشته‌، چهار شعبه‌ شد. 
11  نام‌ اول‌ فیشون‌ است‌ كه‌ تمام‌ زمین‌ حویله‌ را كه‌ در آنجا طلاست‌، احاطه‌ می‌كند. 
12  و طلای‌ آن‌ زمین‌ نیكوست‌ و در آنجا مروارید و سنگ‌ جَزَع‌ است‌. 
13  و نام‌ نهر دوم‌ جیحون‌ كه‌ تمام‌ زمین‌ كوش‌ را احاطه‌ می‌كند. 
14  و نام‌ نهر سوم‌ حدَّقل‌ كه‌ بطرف‌ شرقی‌ آشور جاری‌ است‌. و نهر چهارم‌ فرات‌. 
15  پس‌ خداوند خدا آدم‌ را گرفت‌ و او را در باغ‌ عدن‌ گذاشت‌ تا كار آن‌ را بكند و آن‌ را محافظت‌ نماید. 
16  و خداوند خدا آدم‌ را امر فرموده‌، گفت‌: «از همۀ درختان‌ باغ‌ بی‌ممانعت‌بخور، 
17  اما از درخت‌ معرفت‌ نیك‌ و بد زنهار نخوری‌، زیرا روزی‌ كه‌ از آن‌ خوردی‌، هرآینه‌ خواهی‌ مرد.» 
18  و خداوند خدا گفت‌: «خوب‌ نیست‌ كه‌ آدم‌ تنها باشد. پس‌ برایش‌ معاونی‌ موافق‌ وی‌ بسازم‌.» 
19  و خداوند خدا هر حیوان‌ صحرا و هر پرندۀ آسمان‌ را از زمین‌ سرشت‌ و نزد آدم‌ آورد تا ببیند كه‌ چه‌ نام‌ خواهد نهاد و آنچه‌ آدم‌ هر ذی‌حیات‌ را خواند، همان‌ نام‌ او شد. 
20  پس‌ آدم‌ همۀ بهایم‌ و پرندگان‌ آسمان‌ و همۀ حیوانات‌ صحرا را نام‌ نهاد. لیكن‌ برای‌ آدم‌ معاونی‌ موافق‌ وی‌ یافت‌ نشد. 
21  و خداوند خدا، خوابی‌ گران‌ بر آدم‌ مستولی‌ گردانید تا بخفت‌، و یكی‌ از دنده‌هایش‌ را گرفت‌ و گوشت‌ در جایش‌ پر كرد. 
22  و خداوند خدا آن‌ دنده‌ را كه‌ از آدم‌ گرفته‌ بود، زنی‌ بنا كرد و وی‌ را به‌ نزد آدم‌ آورد. 
23  و آدم‌ گفت‌: «همانا اینست‌ استخوانی‌ از استخوانهایم‌ و گوشتی‌ از گوشتم‌، از این‌ سبب‌ "نسا" نامیده‌ شود زیرا كه‌ از انسان‌ گرفته‌ شد.» 
24  از این‌ سبب‌ مرد پدر و مادر خود را ترك‌ كرده‌، با زن‌ خویش‌ خواهد پیوست‌ و یك‌ تن‌ خواهند بود. 
25  و آدم‌ و زنش‌ هر دو برهنه‌ بودند و خجلت‌ نداشتند.

پیدایش

فصل   1

 در ابتدا، خدا آسمانها و زمین‌ را آفرید. 
 وزمین‌ تهی‌ و بایر بود و تاریكی‌ بر روی‌ لجه‌ و روح‌ خدا سطح‌ آبها را فرو گرفت‌. 
 و خدا گفت‌: «روشنایی‌ بشود.» و روشنایی‌ شد. 
 و خدا روشنایی‌ را دید كه‌ نیكوست‌ و خدا روشنایی‌ را از تاریكی‌ جدا ساخت‌. 
 و خدا روشنایی‌ را روز نامید و تاریكی‌ را شب‌ نامید. و شام‌ بود و صبح‌ بود، روزی‌ اول‌. 
 و خدا گفت‌: «فلكی‌ باشد در میان‌ آبها و آبها را از آبها جدا كند.» 
 و خدا فلك‌ را بساخت‌ و آبهای‌ زیر فلك‌ را از آبهای‌ بالای‌ فلك‌ جدا كرد. و چنین‌ شد. 
 و خدا فلك‌ را آسمان‌ نامید. و شام‌ بود و صبح‌ بود، روزی‌ دوم‌. 
 و خدا گفت‌: «آبهای‌ زیر آسمان‌ در یكجا جمع‌ شود و خشكی‌ ظاهر گردد.» و چنین‌ شد. 
10  و خدا خشكی‌ را زمین‌ نامید و اجتماع‌ آبها را دریا نامید. و خدا دید كه‌ نیكوست‌. 
11  و خدا گفت‌: «زمین‌ نباتات‌ برویاند، علفی‌ كه‌ تخم‌ بیاورد و درخت‌ میوه‌ای‌ كه‌ موافق‌ جنس‌ خود میوه‌ آورد كه‌ تخمش‌ در آن‌ باشد، بر روی‌ زمین‌.» و چنین‌ شد. 
12  و زمین‌ نباتات‌ را رویانید، علفی‌ كه‌ موافق‌ جنس‌ خود تخم‌ آورد و درخت‌ میوه‌داری‌ كه‌ تخمش‌ در آن‌، موافق‌ جنس‌ خود باشد. و خدا دید كه‌ نیكوست‌. 
13  و شام‌ بود و صبح‌ بود، روزی‌ سوم‌. 
14  و خدا گفت‌: «نیرها در فلك‌ آسمان‌ باشند تا روز را از شب‌ جدا كنند و برای‌ آیات‌ و زمانها و روزها و سالها باشند. 
15  و نیرها در فلك‌ آسمان‌ باشند تا بر زمین‌ روشنایی‌ دهند.» و چنین‌ شد. 
16  و خدا دو نیر بزرگ‌ ساخت‌، نیر اعظم‌ را برای‌ سلطنت‌ روز و نیر اصغر را برای‌ سلطنت‌ شب‌، و ستارگان‌ را. 
17  و خدا آنها را در فلك‌ آسمان‌ گذاشت‌ تا بر زمین‌ روشنایی‌ دهند، 
18  و تا سلطنت‌ نمایند بر روز و بر شب‌، و روشنایی‌ را از تاریكی‌ جدا كنند. و خدا دید كه‌ نیكوست‌. 
19  و شام‌ بود و صبح‌ بود، روزی‌ چهارم‌. 
20  و خدا گفت‌: «آبها به‌ انبوه‌ جانوران‌ پر شود و پرندگان‌ بالای‌ زمین‌ بر روی‌ فلك‌ آسمان‌ پرواز كنند.» 
21  پس‌ خدا نهنگان‌ بزرگ‌ آفرید و همۀ جانداران‌ خزنده‌ را، كه‌ آبها از آنها موافق‌ اجناس‌ آنها پر شد، و همۀ پرندگان‌ بالدار را به‌ اجناس‌ آنها. و خدا دید كه‌ نیكوست‌. 
22  و خدا آنها را بركت‌ داده‌، گفت‌: «بارور و كثیر شوید و آبهای‌ دریا را پر سازید، و پرندگان‌ در زمین‌ كثیر بشوند.» 
23  و شام‌ بود و صبح‌ بود، روزی‌ پنجم‌. 
24  و خدا گفت‌: «زمین‌، جانوران‌ را موافق‌ اجناس‌ آنها بیرون‌ آورد، بهایم‌ و حشرات‌ و حیوانات‌ زمین‌ به‌ اجناس‌ آنها.» و چنین‌ شد. 
25  پس‌ خدا حیوانات‌ زمین‌ را به‌ اجناس‌ آنها بساخت‌ و بهایم‌ را به‌ اجناس‌ آنها و همۀ حشرات‌ زمین‌ را به‌ اجناس‌ آنها. و خدا دید كه‌ نیكوست‌. 
26  و خدا گفت‌»: آدم‌ را بصورت‌ ما و موافق‌ شبیه‌ ما بسازیم‌ تا بر ماهیان‌ دریا و پرندگان‌ آسمان‌ و بهایم‌ و بر تمامی‌ زمین‌ و همۀ حشراتی‌ كه‌ بر زمین‌ می‌خزند، حكومت‌ نماید. « 
27  پس‌ خدا آدم‌ را بصورت‌ خود آفرید. او را بصورت‌ خدا آفرید. ایشان‌ را نر و ماده‌ آفرید. 
28  و خدا ایشان‌ را بركت‌ داد و خدا بدیشان‌ گفت‌: «بارور و كثیر شوید و زمین‌ را پر سازید و در آن‌ تسلط‌ نمایید، و بر ماهیان‌ دریا و پرندگان‌ آسمان‌ و همۀ حیواناتی‌ كه‌ بر زمین‌ می‌خزند، حكومت‌ كنید.» 
29  و خدا گفت‌: «همانا همۀ علف‌های‌ تخم‌داری‌ كه‌ بر روی‌ تمام‌ زمین‌ است‌ و همۀ درختهایی‌ كه‌ در آنها میوۀ درخت‌ تخم‌دار است‌، به‌ شما دادم‌ تا برای‌ شما خوراك‌ باشد. 
30  و به‌ همۀ حیوانـات‌ زمیـن‌ و به‌ همۀ پرندگان‌ آسمان‌ و به‌ همۀ حشرات‌ زمین‌ كه‌ در آنهـا حیـات‌ است‌، هر علف‌ سبز را برای‌ خوراك‌ دادم‌.» و چنیـن‌ شـد. 
31  و خدا هر چه‌ ساختـه‌ بـود، دیـد و همانـا بسیار نیكـو بود. و شام‌ بـود و صبح‌ بـود، روز ششـم‌.

لینک جامع کتاب مقدس

https://www.wordproject.org/bibles/audio/20_farsi

۱۳۹۴ دی ۱۸, جمعه

هرکه بجوید ،خواهد یافت.

بخواهید تا به شما داده شود. بجوئید تا بیابید. در بزنید تا به روی شما باز شود.
زیرا هر که چیزی بخواهد به‌دست خواهد آورد. و هر که بجوید، خواهد یافت.
کافی‌ست در بزنید که دربروی‌تان باز می‌شود.
اگر کودکی از پدرش نان بخواهد، آیا پدرش به او سنگ می‌دهد؟
اگر از او ماهی بخواهد، به او مار می‌دهد؟
پس شما که این‌قدر سنگدل و گناهکار هستید، به فرزندان‌تان چیزهای خوب می‌دهید.
چقدر بیشتر پدر آسمانی‌تان برکات خود را به شما خواهد بخشید. اگر از او بخواهید.
پس آن‌چه می‌خواهید دیگران برای شما بکنند، شما همان را برای آنها بکنید.
این است خلاصه‌ی تورات و کتب انبیاء.
(انجیل متی، ۱۲- ۷ : ۷)

دعای امروز

برای همه ی ایمانداران عزیز 
دلی شاد ، قلبی نورانی، ضمیری آرام ،جسمی تندرست ، وعاقبت بخیری و هزران دعای زیبای دیگر از خدای مهربان آرزو میکنم .

۱۳۹۴ دی ۱۷, پنجشنبه

کانال کلام مقدس در تلگرام

ایمانداران عزی جهت عضویت در کانال تلگرام به ادرس زیر مراجعه فرمایند
https://telegram.me/kalammogadas

ایا خداوند کسانی را که او را اطااعت نمی کنند را دوست دارد؟

البته بسیار طبیعی است که خدا انانی را که او را دوست میدارند و اطاعت می کنند محبت نماید.
مسلم است که چون خداوند مقدس است هر نوع خوبی را دوست داشته و از هر نوع شرارت نفرت دارد
هنگامیکه مردم اعمال شرارت امیزی انجام می دهند که مورد نفرت خدا می باشد  خدا نسبت به اینگونه افراد غضبناک می شود.
به طوری که حضرت داود به خدا می گوید (از همه ی بطا لت کنندگان نفرت می کنی )
خدا تنفر خود را به بدی به وسیله تنبیه انانیکه شرارت را پیروی می کنند و مطیع او نیستند ظا هر میسازد.
ولی اکنون اجازه دهید حقیقت پر ارزش و جالبی را برایتان عنوان نمایم.
خدا در عین حال که از شریران متنفر است از طرفی می خواهد انان را از جمیع گناهانشان  ازادی و نجات بخشد.
او انها را دوست دارد و مانند پدری است که با وجود اینکه پسرش  اوامر او را ناچیز میشمارد باز هم به او عشق می ورزد و او را محبت می نماید.
این محبت عجیب خداوند نسبت به گناهکاران بوسیله ی یکی از داستانهای عیسی مسیح  بطور واضح نشان داده شده است.
در این داستان پسری که پدرش هنوز در قید حیات بود .از او خواست که میراثش را باو بسپارد . پسر پس از دریافت میراث خود خانه  پدر را ترک کرد .و تمام ثروت خود را در زندگی شرارت امیز تلف نمود .ولی هنگامی که بی چیز شد.وتمام اموالش را از دست داد واز گرسنگی به مرگ نزدیک شد .تصمیم گرفت نزد پدر خود برگردد و به گناه خود اعتراف نماید.
پدرش بمحض دیدن او از مسافت دور بسویش دوید واو را در اغوش گرفت و بوسید و جشن بزرگی بمناسبت برگشت او بر پا کرد.
عیسی مسیح فرمود:بهمین طریق خدا انانیرا که باوگناه میورزند  محبت می نماید.
نویسنده:مریم نجفی


تعلیمات عیسی مسیح در مورد........

دعا
عیسی به پیروان خود دعاهایی تعلیم نداده است . که مجبور باشند هروز در ساعت مشخص یا وقت معینی در حالیکه روی خود را بطرف بخصوصی گردانیده اند این دعاها را به زبان عبری یا یونانی تکرار کنند.برعکس به ایشان فرمود که همانطوریکه فرزندان در هر زمان و مکانی که مایل باشند به نزد پدر خود میروند وبا او سخن می گویند انها نیز مانند فرزند به حضور خدا بروند وبه زبان مادری خودشان با او سخن گویند 
طرز دعا کردن اهمیت زیادی ندارد ولی مهم این است که 
خدا را با صمیمیت و با تمام فکر و قلب خود عبادت کنیم.

روزه
عیسی مسیح برای پیروان خود روزها یا وقتهای بخصوصی را جهت روزه تعیین نکرده است . وبهمین دلیل روزه برای پیروان او اختیاری می باشد.
معهذا به پیروان خود فرمود که هروقت که روزه میگیرید. باید فقط جهت خوشنودی خدا روزه بگیرید نه از روی ریا برای تعریف و تمجید مردم.

زیارت

عیسی به پیروان خود به هیچ عنوان دستور نفرمود که به مکان مقدسی بروند زیرا خدا در همه جا حضور دارد وهر کس می تواند او را در هر مکان پرستش نماید.
برخی از مسیحیان علاقه دارند که به فلسطین بروند و سرزمینی را که عیسی مسیح در ان زندگی میکرد ببینند ولی رفتن به انجا دارای هیچ ثواب مذهبی نیست.
غیر ممکن است بتوانیم با رفتن بر سر قبر مسیح به بدن او احترام بگذاریم
زیرا قبر او خالیست و او زنده می باشد.

ازدواج
تعلیم عیسی مسیح در مورد ازدواج این است که فقط یک مرد و یک زن باید به وسیله ی ازدواج متحد شوند و باید تا پایان عمر همدیگر را محبت نمایند. و نسبت به یکدیگر وفا دار باشند.
عیسی مسیح فرمود انچه را خدا پیوست انسان جدا نسازد
بنابراین طلاق به هر علتی غیر از زنا ممنوع می باشد.


۱۳۹۴ دی ۱۵, سه‌شنبه

همدیگر را قضاوت نکنیم

رنج و عذاب در این دنیا را خداوند خلق نکرده است
درد و رنج مانند دزدی است که به خانه ی خدا راه یافته است. و این درد و رنج در این دنیا شاید برای هر کسی اتفاق بیافتد.
وبه این معنی نیست که ما بگوییم  چون شخصی دچار رنج شده پس انسانی بی ایمان ویا گناه کار بوده است.
واین را باید بدانیم که خداوند با رنج و عذاب بنده هایش همدردی میکند و به انها نیروی صبر و تحمل عطا می کند.
زیرا حتی عیسی مسیح هم که پراز روح القدوس بود توسط شیطان دچار رنج و عذاب شد وازار و اذیت دید .
ولی عیسی مسیح با رنج و عذاب خود و در نهایت با مرگ خود بر قدرتهای شیطانی پیروز شد.
پس در هنگام رنج و مصیبت های زندگی هم دیگر را قضاوت نکنیم.

۱۳۹۴ دی ۱۴, دوشنبه

اسامی خداوند عیسی مسیح


1- ال                            خداوندمقتدرمی باشد
2-ال حن امان              خداوند با وفا می باشد
3- ال خنون                 خداوند توفیق دهنده
4- ال حکادل               خداوندعظیم می باشد
5- ال حکاود                خداوندجلال می باشد
6- ال حکادش             خداوند قدوس می باشد
7- ال امت                   خداوند حقیقی می باشد
8- ال الیون                  خداوندمتعال می باشد
9- ال الوهی اسرائیل  خداوند خدای اسرائیل می باشد
10- ال اخاد                 خداوند واحد می باشد
11- ابتدا وانتها           خداوند ازلی وابدی می باشد
12- ادونای                خداوند من می باشد
13- الف و یا              خداوندازلی وابدی می باشد
14- ال خیای             خداوند زندگی من است
15- ادنای                 خداوند سرو وسالاراست
16- شالو                 خداوند صلح و سلامتی می باشد
17- رفا                    خداوند شفا دهنده است
18- سبایوت            خداوندخدای لشکرهاست
19- یهوه ابی یا       خداوندخدا پدرتوست
20- اللی مللک       خداوند پادشاه توست
21- اشالوم            خداوندپدرسلامتی است
22- کارریز              خداوندهدیه واقعی است
23- متا نویا            خداوند فکر تازه می باشد
24- الفا و مگا         خداونداول و آخرمی باشد
54- تعمید               قوطه ور شدن
26- پسح                گذشتن