جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ آذر ۴, پنجشنبه

روز سنت نیکلاس

 

روز سنت نیکلاس

کریسمس در آلمان

روز سنت نیکلاس (St Nicholas Day) یکی از تعطیلات مورد علاقه برای کودکان آلمانی است. در شب ۵ دسامبر،‌ کودکان کفشهای خود را تمیز می‌کنند و قبل از خواب آن را بیرون در خانه می‌گذارند. صبح روز بعد وقتی به سراغ کفش‌هایشان می‌روند آن‌ها را پر از آجیل، شکلات و هدایای کوچکی از سنت نیکلاس می‌بینند. سنت نیکلاس در مراکز خرید و کلوب‌های کودکان نیز حضور دارد و درحالیکه لباس و کلاه قرمز پوشیده است و ریش‌های بلند و سفید دارد، به بچه‌ها هدیه‌های کوچک می‌دهد. با اینکه بابانوئل در کشور آلمان محبوبیت زیادی دارد،‌ اما سنت نیکلاس از جایگاه بالاتری نسبت به بابانوئل برخوردار است. روز سنت نیکلاس در تعدادی از کشورهای مسیحی غربی نیز جشن گرفته می‌شود، هرچند مدل این جشن‌ها از کشوری به کشور دیگر متفاوت است.

شب کرامپوس

کریسمس در آلمان

کرامپوس، یک شخصیت افسانه‌ای در شرق اروپا است که برای قرن‌ها به‌عنوان بخشی از داستان کریسمس محسوب می‌شود. در واقع او شیطانی از پیروان سنت نیکلاس بوده است که گفته می‌شود برای ادب کردن و تنبیه بچه‌های شیطون و بازیگوش، او را همراهی می‌کرد. در شب کرامپوس (Krampus Night) در جنوب باواریا، مردها لباس‌های مخوف کرامپوس را به تن می‌کنند و در شب سنت نیکلاس در خیابان‌ها به راه می‌افتند و گاهی اوقات والدینی که فرزند شیطون دارند او را به خانه خود دعوت می‌کنند.

تقویم ظهور

کریسمس در آلمان

تقویم ظهور (Advent calendar)، یک شمارش معکوس مهم برای کریسمس برای کودکان آلمانی است. در تمام روزهای ماه آخر سال و قبل از کریسمس،‌ یک پنجره در تقویم باز می‌شود که درون آن شعر، ‌بخشی از یک داستان، شکلات یا یک هدیه کوچک قرار دارد. این تقویم در تمام فروشگاه‌های سراسر آلمان به چشم می‌خورد، هرچند بسیاری از والدین ترجیح می‌دهند که خودشان این تقویم را بسازند.

تاج گل ظهور

کریسمس در آلمان

سنت تاج گل ظهور (Advent wreath) توسط لوتران‌های آلمان در قرن ۱۶ شروع شد و امروزه همچنان یکی از نمادهای کریسمس در این کشور به حساب می‌آید. این تاج گل شامل ۴ شمع روی شاخه‌ها و میوه کاج، گل‌های خشک شده و تزیینات کریسمس می‌شود. هر خانواده‌ی آلمانی سنت خود را در تزیین تاج گل ظهور دارند. برخی از آن‌ها این تاج گل را در هفته اول دسامبر بیرون از خانه می‌آورند و هر یکشنبه (تا یکشنبه منتهی به کریسمس که ۴ هفته می‌شود) یک شمع را روشن می‌کنند. برخی از خانواده‌ها این تاج را در آخرین یکشنبه سال و قبل از کریسمس در معرض نمایش می‌گذارند و از همه اعضای خانواده می‌خواهند که دور تا دور آن بنشینند و ضمن خوردن خوراکی‌های کریسمس، آهنگ‌های کریسمس را می‌خوانند و فیلم‌های کریسمس را تماشا می‌کنند.

بازارهای کریسمس

کریسمس در آلمان

جادوی بازارهای کریسمس به خیلی از کشورها و حتی قاره‌های دیگر نیز گسترش یافته است، اما اصالت بازارهای کریسمس به بخش آلمانی زبان اروپا در قرون وسطی برمی‌گردد. هر سال چندین هزار بازار کریسمس در سراسر کشور آلمان برپا می‌شود. مشهورترین بازار کریسمس آلمانی در شهر نورنبرگ برگزار می‌شود. در غرفه‌های متعدد این بازار، علاوه بر شیرینی‌ها و هدایای زیبا، گوی‌های رنگی و شیشه‌ای زیبا با طرح‌های مختلف به فروش می‌رسد.

در زبان آلمانی به این بازارها، Weihnachtsmärkte می‌گویند و امروزه بیش از ۲۵۰۰ بازار کریسمس در سراسر آلمان برپا می‌شود. جذابیت و زیبایی این بازارها هم توجه اهالی شهرها و هم گردشگران را جلب می‌کند. قدم زدن در غرفه‌ها و تماشای فروشنده‌ها که محصولات متنوعی از قبیل صنایع دستی، تزیینات کریسمس و غذاها و شیرینی‌های سنتی و محلی می‌فروشند، تجربه‌ای لذت‌بخش و هیجان‌آور است.

فرشته های کریسمس

کریسمس در آلمان

فرشته‌های کریسمس جزو دوست‌داشتنی‌ترین تزیینات کریسمس در آلمان هستند. این فرشته‌ها را روی درخت‌های کریسمس و کل فضای خانه می‌گذارند. این فرشته‌های زیبای چوبی که دست‌ساز هستند، معمولا در حال نواختن آلات موسیقی دیده می‌شوند.

اشتولن کریسمس

کریسمس در آلمان

اشتولن یا استولن (Stollen)، یک کیک سنتی کریسمس در آلمان است که از آرد، میوه (خرد شده، خشک شده یا شکری)، آجیل و ادویه‌ها تهیه می‌شود و روی این کیک را با پودر قند تزیین می‌کنند. بسیاری از خانواده‌ها این کیک لذیذ را در خانه تهیه می‌کنند. بیشتر فروشگاه‌ها هم در این روزها، اشتولن دارند.

شیرینی لبکوشن

کریسمس در آلمان

لبکوشن (Lebkuchen) یکی دیگر از شیرینی‌های آلمانی در ایام کریسمس است که به نان زنجبیلی شباهت دارد. این شیرینی خوشمزه شامل عسل، ادویه و آجیل است که به شکل‌های مختلف (نرم، سفت، شیرین، با آیسنگ یا بدون آیسینگ) تهیه می‌شود. لبکوشن معمولا در نمایشگاه‌ها، جشنواره‌های و مغازه‌های سوغاتی فروشی سراسر آلمان به فروش می‌رسد. روی بسیاری از آن‌ها، پیام‌هایی نوشته شده است.

درخت کریسمس

کریسمس در آلمان

سنت تزیین درخت کریسمس که به زبان آلمانی به آن «Tannenbaum» گفته می‌شود به قرن شانزدهم برمی‌گردد. در واقع این آلمانی‌ها بودند که آغازگر این سنت در دنیا بودند. در شهرها، هر میدانی درخت کریسمس بزرگ و زیبایی مخصوص خود دارد که به زیبایی تمام تزیین می‌شوند. درخت‌ها با انواع آویزهای تزیینی و چراغ‌های رنگارنگ به زیبایی در شب می‌درخشند. آلمانی‌ها معمولا از درختان طبیعی برای این کار استفاده می‌کنند که در اندازه‌های گوناگون در بازارهای کریسمس و در بیشتر مغازه‌ها، به فروش می‌رسند.

هدایای بچه‌ها زیر درخت کریسمس پنهان می‌شود و بچه‌ها تا قبل از شروع جشن اجازه‌ی ورود به اتاق نشیمن که درخت کریسمس در آن قرار گرفته، ندارند. بنابراین کودکان معمولا برای ورود به اتاق، دیدن درخت کریسمس و برداشتن هدیه‌هایشان بسیار هیجان‌زده هستند. درختان کریسمس معمولا صنوبر، سرو یا کاج هستند و برخی از تزیینات درخت کریسمس به صورت موروثی است و در خانواده‌ها از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شوند. کوکی‌های خانگی، آب‌نبات‌های تزیینی و انواع شکلات هم برای تزیین درخت به‌کار می‌رود.

۱۴۰۰ مهر ۲۱, چهارشنبه

 

فراتر از آخور

 

مگر می‌شود از ناصرۀ جلیل آن دهکدۀ دور افتاده در آن ناحیۀ محقر چیزی خوب بیرون بیاید؟ (یوحنا ۱:‏۴۶). اما از همین شهر محقر جلیل بود که خدا مریم باکره را برگزید تا مادر عیسی گردد. (متی۱:‏۲۱-۲۳).

مریم زنی آگاه و در انتظار وعدۀ خدا

همه چیز از همین جای محقر شروع شد. درک مریم از کتاب‌مقدس و تمایل او به اطاعت از خدا نشان می‌دهد که چقدر کلام خدا در او ریشه دوانیده بوده و به‌خوبی از پیشگویی اشعیای نبی خبر داشت که می‌گفت: «باکره‌ای آبستن شده، پسری به‌دنیا خواهد آورد و او را عمانوئیل خواهند نامید» (اشعیا ۷:۱۴).

آنچه که خدا از مریم می‌خواست با افتخارترین مسئولیتی بود که به یک زن عطا شده بود و مریم در مقابل این مسئولیت، اعتماد کامل خود را به خدا عرضه کرد؛ او تمامی وجود خود را به روح‌القدس تسلیم نمود (لوقا ۱:‏۳۴-۳۵). خبری که مریم از فرشته شنید دور از انتظار بود. اما او خود را با شادی تسلیم این خبر نمود. این مطلب را در نغمۀ شادی او می‌یابیم که در آن خداوند را جلال می‌بخشد (لوقا ۱:‏۴۶-۵۵). مریم وسیله‌ای در دست خدا بود و مجرای برکت برای تمامی بشر شد.

فراموش نکنیم که مریم شخصی گمنام در شهر بزرگی نبود که در آن کسی، کسی را نشناسد. او در یک دهکدۀ کوچک مشرق زمین زندگی می‌کرد، در جایی که همه یکدیگر را می‌شناختند. به‌علاوه باید به‌ یاد داشته باشیم که برخلاف امروزه که نامزدی، بین دو طرف تعهدی رسمی ایجاد نمی‌کند، از دید فرهنگ یهود، نامزدی دو نفر، در بین زن و مرد از هر نظر پیوندی رسمی ایجاد می‌کرد. این نامزدی معمولاً یک سال طول می‌کشید. مریم و یوسف هم نامزد بودند ولی در طول دوران نامزدی خود با هم زیر یک سقف زندگی نمی‌کردند. پس طبیعتاً زمانی که مریم خبر حاملگی خود را به یوسف داد می‌بایست برای او ضربه‌ای سنگین بوده باشد و تصمیم یوسف برای رها کردن مریم آن هم بدون سر و صدا دور از انصاف نبود.

همان شب یوسف رویایی دید که در آن خدا به او فرمود که بچه‌ای که در شکم مریم است از روح‌القدس می‌باشد (متی ۱:‏۱۹-۲۱). این برای یوسف کافی بود. یوسف هم با پیشگویی اشعیا ۷:‏۱۴ آشنا بود. شاید مریم می‌توانست با تمام دنیا با شجاعت روبرو شود، چرا که خود به‌خوبی می‌دانست که او و یوسف ابداً از نظر جسمی یکدیگر را لمس نکرده‌اند. اما اعتمادی که یوسف به مریم داشت، بر قدرت مریم می‌افزود. در جایی که اگر در کوچه‌های دهکده قدم می‌زدی همه را می‌شناختی هنگامی که مریم بین مردم رفت و آمد می‌کرد، اعتماد و باوری که نسبت به خدا داشت او را قادر می‌کرد که با سرافرازی گام بردارد.

داستان زندگی مریم انسان را به‌هیجان می‌آورد ولی آیا همه او را به‌درستی درک کرده‌اند؟! برخی از مسیحیان با چشم بسته او را عزت و جلال می‌دهند بی‌آنکه با آنچه که کتاب‌مقدس در مورد او می‌گوید، آشنا باشند. از سوی دیگر نیز، هستند مسیحیانی که بر او و شخصیت والایش نگاهی گذرا دارند. همین مطلب انگیزه‌ای بود که این نوشته را "فراتر از آخور" بنامم. در روزهای کریسمس مریم فرد محبوب تمامی دنیاست. شخصیتی که در کنار صحنۀ آخور ظاهر می‌شود، در شکل و شمایلی پلاستیکی، چوبی و حتی کنده‌کاری شده در مرمر! چقدر باعث تأسف است که به‌محض آنکه کریسمس تمام می‌شود این شکل و شمایل‌ها هم گردگیری شده، بسته‌بندی گردیده و تا کریسمس بعد در انبار جا داده می‌شوند. موعظه‌های زیادی در مورد استر، روت، مریم و مرتا می‌شنویم، لیکن داستان مریم صرفاً در مدارس و در کلیساها فقط و فقط در هفته کریسمس بازگو می‌شود.

بسیاری از ما هنوز هم در همان صحنۀ آخور باقی مانده‌ایم و دوست داریم با مریم و عیسی کوچولو باقی بمانیم و فراتر نرویم. متأسفانه بسیاری از مردم در سراسر دنیا نمی‌دانند که عیسی رشد کرده و جان خود را در راه ما فدا نموده، از مردگان زنده شده و به آسمان صعود کرده و روزی بازخواهد گشت.

مریم مادری نمونه و با درایت

مریم زنی خانه‌دار بود. عیسی را از زمان بچگی تا بزرگسالی تر‌ و خشک کرده و تربیت نموده بود. مریم نمونه‌ای است برای ما والدین که از او پیروی کنیم. او سرسپردۀ دعوت خود بود. سرسپردگی او به عیسی در مقام مادر، فقط منحصر به زمان تولد در آخور نبود، آخور شروع این سرسپردگی بود. یکی از دوستان من تعریف می‌کرد که بعد از زاییدن پسرش، زمانی‌که هیجان‌ها فروکش کرده و شوهرش بعد از یک هفته تعطیلی باز به سر کار رفته بود، به‌ناگاه متوجه شد که در عرض یک هفته تبدیل به یک مادر شده است! زمانی‌که چشم را به بچه‌اش ‌دوخت این فکر در ذهن او متجلی شد که این بچه تمامی ۲۴ ساعت از شبانه روز توجه و مراقبت او را لازم دارد، این فکر باعث شد که دست و پای خود را گم کند، می‌دانست که با این بچه نمی‌تواند مثل رادیو و تلویزیون رفتار کند و هر وقت که دلش بخواهد دگمۀ خاموش را بزند. بله، مسئولیت مریم در قبال عیسی هم مسئولیتی بود برای تمام زندگی او بر روی زمین.

مریم چه الگو و هدف والایی برای ما والدین به‌جا گذاشته است. به‌یاد داشته باشیم که بچه‌ها به ما احتیاج دارند؛ نه صرفاً به‌خاطر وابستگی آنها به والدین در دوران کودکی. ما باید مانند مریم این مطلب را درک کنیم که مسئولیت ما در قبال فرزندانمان فراتر از دوران کودکی است. بیایید نه تنها شروعی مستحکم و استوار برای فرزندانمان به‌وجود بیاوریم بلکه به‌عنوان پدران و مادران، والدین روحانی، مسئولیت و سرسپردگی ما در قبال فرزندانمان برای تمامی طول زندگی آنها باشد- تا آنجایی که خدا به ما عمر عطا می‌کند.

مریم مادری خدا‌ترس و آزاد‌اندیش

پس از وقایع تولد عیسی، بی‌شک مریم خوشحال بود که پس از مدتی فراری بودن و زندگی پناهندگی، باز به زندگی عادی خود بازگردد و به سر خانه و زندگی خود رود. دوباره آشپزی کند و بدون ترس از اینکه کسی قصد کشتن عیسی را داشته باشد، زندگی کند.

از همان سال‌های کودکی، مریم کلام خدا را به عیسی یاد داد، «ای اسرائیل بشنو، یهوه، خدای ما، یهوه واحد است. پس یهوه خدای خود را به تمامی جان و تمامی قوت خود محبت نما . . . آنها را به دقت به پسرانت تعلیم نما . . .» (تثنیه۶:‏۴-۷). مادر خدا ترس چه اثر مهمی در زندگی فرزند خود دارد. ابراهام لینکن چنین گفته است: «کسی که مادری خداترس دارد هرگز فقیر و بیچاره نیست.»

احتمالاً عیسی در سن پنج سالگی به مدرسه رفته است. مریم نیز مانند دیگر والدین یاد گرفت که به فرزند خود اجازه دهد که دوران‌های مختلف زندگی را سپری کند. بسیاری از ما زمانی‌که برای اولین بار بچۀ خود را به مدرسه می‌فرستیم، از دوری آنها احساس دلتنگی می‌کنیم، انگار که فرزند خود را گم کرده‌ایم. مریم و یوسف هم چنین والدینی بودند.

زمانی‌که مریم عیسی را در آن جشن فصح اورشلیم گم کرد، هزاران فکر و خیال بد از سرش گذشت. قلب او را ترس فرا گرفته بود. هر پدر و مادری در قبال فرزندان خود مسئولیتی دارند اما مواظبت از فرزند خدا چه مسئولیت هولناکی بود. مریم و یوسف در بطن نگرانی خود، بالاخره عیسی را در معبد یافتند که با عده‌ای از معلمان یهود مباحثه می‌کرد. عیسی در قبال این وضعیت فقط یک توضیح داشت که «شما باید بدانید که مهم‌ترین چیز برای من اینست که به کار پدر خود مشغول باشم». مریم فهمیده بود که عیسی از فرمان بزرگتری تبعیت می‌کند. اما یک‌بار دیگر یاد می‌گرفت که عیسی را آزاد گذارد و در چنگ خود اسیر نسازد. به‌زودی جشن ۱۲ سالگی او را جشن می‌گرفتند که در فرهنگ آنها نشانۀ بلوغ و گذر از کودکی به جوانی بود. مریم می‌دانست که بیش از این نمی‌تواند با عیسی مثل یک کودک رفتار کند. لازم بود ذهن خود را با این فکر بیشتر آشنا کند که عیسی را باید آزاد بگذارد.

چندی بعد عیسی در اطراف شروع به موعظه کرد. با هر خطری که جان عیسی را تهدید می‌نمود، وجود مریم نیز از ترس متلاطم می‌شد. او از خطراتی که برای عیسی بود خبر داشت و به‌احتمال زیاد شب‌های زیادی بود که بیدار مانده به او فکر می‌کرد. اما می‌دانست که در این دوران باید با توکل مطیع و سرسپردۀ خدا باشد.

مانند هر مادری هنگامی که جمعیت از هر سو عیسی را احاطه نموده بودند، مریم تلاش کرد خود را به عیسی نزدیک کند. او می‌خواست او را از جمع به خانه برد تا استراحتی کرده باشد، ولی به‌تدریج متوجه شد که عیسی نمی‌تواند فقط به یک جا خود را محدود کند. او به همه متعلق بود نه فقط به خانوادۀ خود. مریم از جانب خدا ۳۰ سال قبل، این افتخار را یافته بود که نجات‌دهنده را به این دنیا بیاورد و اکنون می‌فهمید که باید بگذارد که عیسی به‌دنبال انجام نقشه‌های والایی باشد که خدا برای او دارد.

مریم زنی پیرو و شاگرد عیسی

دردناکترین تجربۀ مریم صحنۀ هولناک صلیب بود. مریم می‌دانست که خدا هم می‌داند که درد از دست دادن تنها فرزند چیست. خدای پدر با قلبی شکسته مرگ تنها فرزند خود را نگریست و آنچه که ما اغلب از یاد می‌بریم اینست که مریم هم مرگ فرزند خود را می‌نگریست. او نه می‌توانست دخالت کند و نه کاری از دستش برمی‌آمد. همانطور که شمعون پیر هم ۳۰ سال قبل پیشگویی کرده بود، خنجری قلب او را می‌شکافت. مریم تنها شخص حاضر هم در زمان تولد و هم زمان مرگ عیسی بود. او فردی بود که افتخار بزرگی نصیبش شد ولی این افتخار بزرگ بهای سنگینی هم داشت. شاید زمانی که عیسی عذاب می‌کشید قدرت تحمل دیدن او را نداشت ولی در عین حال نمی‌توانست آن صحنه را ترک کند.

آنجا در پای صلیب در حالی‌که عیسی آخرین نفس‌های خود را می‌کشید تمامی زندگی او از مقابل چشم مریم می‌گذشت، تولد او در آخور، دست‌های کوچک او که دست‌های مریم را می‌گرفت، دست‌های ماهر و قوی نجارگونۀ او، دست‌هایی که مریضان را شفا می‌داد و حالا همان دست‌ها روی صلیب میخکوب شده بود. او برای کودکی که روزی در آغوش داشت، برای مرد جوانی که بزرگش کرده بود و برای پسری که اکنون بر روی صلیب می‌مرد، گریه می‌کرد. شاید تمامی وجودش از غصه پر بود که صدای عیسی به گوشش رسید: "بانو . . ." عیسی در آخرین لحظات زندگی خود، مواظبت از مریم را به‌عهدۀ یوحنا گذاشت. در یوحنا ۱۹:‏۲۵-۲۷ آن سخنان گرانقدر آخر، که از آن به‌بعد در سراسر زندگی مریم می‌توانست انعکاس داشته باشد، نوشته شده است. کلماتی که مریم می‌توانست به آنها بچسبد و بارها و بارها آنها را به‌یاد آورد. کلماتی که ارزش همه چیز را داشت. مریم فقط پسر خود را بر روی صلیب ندید، او بره‌ای را دید که قربانی شده است: «تو باید او را عیسی بنامی، زیرا او قوم خود را از گناهانشان نجات خواهد بخشید.»

عیسی زندگی خود را فدای بشریت کرد. در رسالۀ قرنتیان می‌خوانیم، که اگر عیسی از مردگان برنخاست، ایمانمان ارزشی ندارد و هنوز در گناهان خود هستیم. خدا را شکر که عیسی از مردگان زنده شده است و ما امیدی داریم که محکم و استوار است. مریم هم مانند دیگر شاگردان، او را در باغ ملاقات کرد و او را پرستش نمود و شاهد این پیروزی بود.

مریم بر روی کوه زیتون زمانی‌که عیسی به شاگردان در مورد روح‌القدس تعلیم می‌داد حضور داشت. عیسی در مقابل چشمان آنها به آسمان بالا برده شد. در روز پنطیکاست ۱۲۰ نفر در بالاخانه مشغول دعا کردن بودند و مریم هم در میان آنها منتظر "وعدۀ پدر" بود.

مریم ثابت کرد که زندگی در سرسپردگی و اطاعت از خدا، زندگی پرثمری است. مریم با کلیسای اولیه همگام بود. او به آن گلۀ کوچک خدمت کرد. نه از آنها کناره‌گیری نمود و نه خود را بالاتر از آنها قرار داد.

۱۴۰۰ تیر ۴, جمعه

شناخت واقعی خداوند

 

د ر درون همه ما تمایل زیادی به شناخته شدن و شناختن دیگران وجود دارد. مهمتر از همه، بیشتر مردم تمایل دارند که خالق خود رابشناسند، حتی اگر به خدا ایمان نداشته باشند. امروز ما در دنیا با تبلیغاتی بمباران شده‌ایم که نوید راه‌های بسیار زیادی را برای ارضای بیشتر اشتیاق ما، برای شناخت بیشتر، داشتن بیشتر، و بیشتر بودن را می‌دهد. با این حال، وعده‌های پوچ ناشی از جهان هرگز قابل مقایسه با شناخت خدا نخواهد بود. "و حیات جاودانی این است که تو را خدای واحد حقیقی و عیسی مسیح را که فرستادی بشناسند" ( یوحنا ۱۷: ۳ ).

اولاً، ضروری است که بدانیم انسان به خودی خود، به دلیل گناهکار بودن، قادر به شناخت واقعی خدا نیست. کتاب مقدس برای ما آشکار می‌کند که همه ما گناهکار هستیم و از استاندارد لازم برای ارتباط با خدا برخوردار نیستیم. همچنین به ما گفته شده است که نتیجه گناهان ما مرگ است ( رومیان ۶: ۲۳ ) و ما بدون خدا و برای همیشه از بین خواهیم رفت مگر اینکه مرگ عیسی را بر روی صلیب به عنوان قربانی گناه بپذیریم. بنابراین، برای شناخت واقعی خدا، ابتدا باید او را وارد زندگی خود کنیم ( یوحنا ۱: ۱۲ ). برای شناخت خدا، هیچ چیز مهمتر از درک این حقیقت نیست که مسیح تنها راه شناخت واقعی از خداوند است ( یوحنا ۱۴: ۶ )


خدای کتاب مقدس فقط یکی از انبوه خدایانی نیست که ما بتوانیم یکی از آنها را انتخاب و یا پرستش کنیم. او با سایر خدایان فرض شده غیر قابل مقایسه است؛ او خدای خالق مطلق و نجات دهنده بشر است. کتاب مقدس همچنین خدایی را توصیف می‌کند که می‌خواهد با خلقت خود ارتباط برقرار کرده و با آنها در یک مشارکت واقعی باشد تا هدف و نقشه الهی را برای انها آشکار کند.

اگر وارد یک اتاق شلوغ شوید و از مردم بپرسید "خدا کیست"، انواع و اقسام پاسخها را بر اساس اعتقادات مذهبی یا غیر مذهبی مردم دریافت خواهید کرد. اگر با کسی که به کتاب مقدس ایمان دارد و به آن احترام می‌گذارد صحبت کنید، احتمالاً در مورد یک خدای قدرتمند خواهید شنید که همه ما را خلق کرده و از آنها مراقبت می‌کند

کتاب مقدس از ما نمی‌خواهد که دیدگاه‌های خدا را به راحتی درک کنیم. بلکه از ما دعوت شده است که از او شناخت پیدا کرده و در محبت ابدی او شراکت داشته باشیم. کتاب مقدس فقط به ما ایده‌های جدیدی نمی‌دهد تا درباره خدا فکر کنیم بلکه به ما قدرت شناخت  خالق خود و کشف دلیل وجود خود در جهان را می‌دهد.برکت خداوند با شما باشد و بماند تا ابد 

تبدیل انسان به فرزند خدا

 فرزند خدا شدن یعنی به قوم خدا تعلق داشتن. به عنوان فرزندان خدا، ایمانداران می‌توانند به برکت در این زندگی و معاشرت ابدی با خدا در زندگی بعدی امیدوار باشند. کسانی که خود را "فرزندان خدا" می‌نامند باید از همه جهات از الگوی خدا پیروی کنند.

هر آنچه که مسیح در پدر دارد، ما نیز داریم. ما در کتاب مقدس صمیمانه‌ترین رابطه مابین عیسی مسیح با خدای پدر را می‌یابیم و با ارزش‌ترین دیدگاه‌ها را درباره وحدت و برکات آن رابطه دریافت می‌کنیم؛ همچنین تمام موهبتهایی که به ما به ارث می‌رسد، همه آنچه که به عنوان فرزند خدا و وارث مشترک با مسیح دریافت می‌کنیم، در کتاب مقدس ثبت شده است.

انسان برای زندگی به عنوان فرزند خدا آفریده شد. گناه این هدف را مخدوش کرد و رابطه را با خدا قطع کرد. همانطور که از گناه توبه می‌کنیم و به او ایمان می‌آوریم، مسیح ما را به همان رابطه اصلی باز می‌گرداند. فرزندان خدا برای او در زمین زندگی می‌کنند و مشتاقانه در انتظار آینده‌ای با او در آسمان هستند.

شاید بهترین خبر در مورد فرزند خواندگی در خانواده الهی این باشد که به اعمال ما وابسته نیست. او صالحان را فرا نمی‌خواند، او گناهکاران را فدیه می‌کند. خداوند به ظاهر ما نگاه نمی‌کند تا تعیین کند که آیا ما را به فرزندی قبول می‌کند یا خیر. او بر اساس قومیت تبعیض قائل نمی‌شود. او به قلب ما نگاه می‌کند. همه گناه کرده‌اند و از جلال خدا قاصر هستند. ما فقط با ایمان و تنها از طریق فیض نجات یافته و فقط بواسطه مسیح است که به عضویت خانواده الهی پذیرفته می‌شویم.

وقتی که خانواده جدید خود را به رسمیت شناخته و می‌پذیریم و از آن استقبال می‌کنیم، دیگر دیوارهای خصومت از بین رفته و فرو خواهد ریخت. فقط در خانواده الهی می‌توان افراد کاملاً متمایز با یکدیگر را در کنار هم و برابر با هم دید.برکت خداوند با همه شما عزیزان

۱۴۰۰ خرداد ۲, یکشنبه

پنجاه روز پس از عید پاک

 



داستان پنطیکاست به یک گزارش تاریخی‌ در بخش عهد جدید در کتاب مقدّس باز میگردد. در اورشلیم که یکی‌ از مراکز فرهنگی‌ حکومت روم باستان بود، مردم بسیاری جمع شده بودند تا مناسبتی را جشن بگیرند. دوستان عیسی، در یک خانه‌ای جمع شده بودند که ناگهان اتفاق نادر و غیر منتظره‌ای رخ داد.

کتاب مقدس گزارش میدهد

"ناگاه صدایی همچون صدای وزش تندبادی از آسمان آمد و خانه‌ای را که در آن نشسته بودند، به تمامی پر کرد. آنگاه، زبانه‌هایی دیدند همچون زبانه‌های آتش که تقسیم شد و بر هر یک از ایشان قرار گرفت. سپس همه از روح‌القدس پُر گشتند و آن‌گونه که روح بدیشان قدرت تکلّم می‌بخشید، به زبانهای دیگر سخن گفتن آغاز کردند." (اعمال رسولان باب ۲ آیات ۲ تا ۴)

و خیلی‌ از مردمی که به اورشلیم آماده بودند، شگفت زده شده بودند و فریاد می‌‌زدند:
"چون این صدا برخاست، جماعتی گرد ‌آمده، غرق شگفتی شدند، زیرا هر یک از ایشان می‌شنید که آنان به زبان خودش سخن می‌گویند. پس حیران و بهت‌زده، گفتند: مگر اینها که سخن می‌گویند جملگی اهل جلیل نیستند؟ پس چگونه هر یک می‌شنویم که به زبان زادگاه ما سخن می‌گویند؟"
(اعمال رسولان باب ۲ آیات ۶ تا ۸)

با واقعه پنطیکاست پیام عیسی به اقصا نقاط جهان گسترش پیدا کرد

در پنطیکاست، مسیحیان روح القدس را دریافت کردند. این بدان معنا است که خدا در آنها زندگی‌ می‌‌کند. گروه کوچک و ترسان شاگردان مسیح، به یکباره به زبان‌های گوناگون در وصف کار‌های عظیم خداوند شروع به سخن گفتن کردند.
ازآن حا ل به بعد، همه مردم جهان میتوانستند دربارهٔ محّبت عظیم عیسی بشنوند.
این خبر خوش به صورت پخش شد. خیلی‌ از مردم روش زندگی‌ قدیمی‌ خود را ترک کردند؛ چون نزد خدا آنها می‌‌توانستند از گناهان و تقصیراتشان آزاد شوند. آنها می‌‌توانستند اکنون زندگی‌ جدیدی را شروع بکنند. ایشان پیوسته با هم جمع می‌شدند تا بیشتر درباره عیسی تعلیم یابند. آنها با هم شاد بودند و همچون یک خانواده بزرگ با هم بودند.
پنطیکاست همچنین تولد کلیسای جهانی‌ مسیحی‌ نیز می‌‌باشد. کلیسا از روز اول، شامل افرادی با پیشینه رنگارنگ میشد.

پنطیکاست: امروزه



از قرن سوم میلادی، پنطیکاست جشن گرفته می‌شده است. همیشه این عید پنجاه روز پس از عید پاک بوده است. پنجاه به زبان یونانی، "پنطیکاست" خوانده می‌‌شود و اسم این عید آن آنجا گرفته شده است. در آلمان پنطیکاست یک جشن دوروزه است، به این معنی‌ که هم یکشنبه‌ پنطیکاست و هم فردای آن روز تعطیل رسمی‌ است. در این روز هاقلب مراسم کلیسایی برگزار می‌‌شود.

در مقایسه با کریسمس و عید پاک، رسوم کمی‌ در مورد پنطیکاست وجود دارد: برخی‌ کلیسا‌ها با رنگ سبز آراسته میشوند. اغلب در عید پنطیکاست، افراد به گردش میروند و در برخی نقاط در آلمان، آتشی به مناسبت پنطیکاست روشن می‌‌شود. در مناطق روستایی در روز پنطیکاست، نخست گله به چراگاه و یا چمنزار برده می‌‌شود. اغلب گاو‌های رنگ شده در این روز در بین گله دیده می‌‌شوند.

برخی‌ از رسومات قدیمی‌، امروزه دیگر نگه داشته نمی‌‌شوند و یا به ندرت اجرا می‌‌شوند. این جشنِ روح القدس، جشنی به جهت امید و خوشی‌ نیز هست. و هر دو این‌ها را ما در دنیای امروزه به فراوانی نیازمندیم.






آیا کتاب مقدس کتابی ویژه است؟

 

  

الف) اول از همه اینکه کتاب مقدس، الهامی الهی است. بر خلاف سایر کتب برجسته که نسبت به آنها قدرشناسی خود را نیز ابراز می‌کنیم تنها کتاب مقدس کتابی الهامی و الهی است، کتاب مقدس با هر نوع دیگری از نوشته و ادبیات تفاوت دارد؛ دلیل آن این است که کتب مقدسه توسط خدا الهام شده است: "تمامی کتاب مقدس الهام خداست" ( دوم تیموتائوس ۳: ۱۶ ). در واقع کلام دیگری که کلام خدا باشد غیر از کتاب مقدس وجود ندارد.

ب) حتی اگر ما خود زمانی نسبت به آن آگاهی نداشته باشیم، کتاب مقدس یکی از عواملی است که در شناخت شخصی ما نسبت به قلمرو روحانی از سهم بسزایی برخوردار است. "از آنرو که تولد تازه یافتید نه از تخم فانی بلکه از غیر فانی، یعنی به کلام خدا که زنده و تا ابدالآباد باقی است." ( اول پطرس ۱: ۲۳ ). کتاب مقدس نقشی حیاتی در توبه و تبدیل فرد دارد.


پ) کتاب مقدس توسط نویسندگان معمولی نوشته نشده است، بلکه توسط کسانی که تحت تاثیر روح القدس سخن گفتند نوشته شده است: "زیرا که نبوت به اراده انسان هرگز آورده نشد، بلکه مردمان به روح‌القدس مجذوب شده، از جانب خدا سخن گفتند" ( دوم پطرس ۱: ۲۱ ). این مسئله نشان می‌دهد که این کتاب با سایر کتابهای به نگارش درآمده کاملا متفاوت است.

ت) کتاب مقدس به منظور خاص انتقال اموری مهم نگاشته شده است. "لیکن این قدر نوشته شد تا ایمان آورید که عیسی، مسیح و پسر خـدا است و تا ایمـان آورده، به اسم او حیات یابید." ( یوحنا ۲۰ : ۳۱ ).

ث) کتاب مقدس کلام باقی و پاینده خداست که هرگز زایل نمی‌شود ( متی ۵: ۱۸ ؛ لوقا ۲۱: ۳۳ ).

   آیا همه باید کتاب مقدس را مطالعه کنند؟

الف) هر بار که کتاب مقدس را می‌خوانیم، آهسته آهسته به شناخت نویسنده آن نائل می‌شویم. در هر صفحه آن اطلاعاتی در رابطه با معرفت خداوند یافت می‌شود و در هر داستان با شخصیت و صفات و هویت او بیشتر آشنا می‌شویم.

ب) هر بار که کتاب مقدس را می‌خوانیم، شناخت بیشتری از خودمان پیدا می‌کنیم مثل اینکه در آیینه می‌نگریم. این حقیقت را در می‌یابیم که همه انسانها مانند یکدیگرند و همه آنها نیاز به امید یک نجات دهنده دارند.

پ) راه بهتری برای آموختن درباره روشهایی که خداوند از طریق آنها مردم را از گناه و بدبختی نجات می‌دهد غیر از مطالعه کتاب مقدس وجود ندارد. این صفحات به این دلیل نوشته شده‌اند تا بدانید که "از حیات جاویدان برخوردار هستید." ( اول یوحنا ۵: ۱۳ را مشاهده کنید). پس عاقلانه است که کتاب مقدس مورد مطالعه قرار گیرد. همچنین لوقا ۱۶: ۱۹-۳۱ و بطور خاص کلام پایانی که به کتاب مقدس اشاره دارد را ملاحظه کنید.



ت) بهترین راه برای رشد در ایمان و گام برداشتن برای شباهت بیشتر به خداوند این است که کتاب مقدس را بخوانیم. زمانی که این کار را انجام می‌دهیم فضائل و الگوهای رفتاری خدا را کسب می‌کنیم ( رومیان ۱۵: ۴ را ملاحظه کنید).

ث) والدین و معلمین ممکن است در رابطه با نوع رفتار ما در جمع، چیزهایی را به ما یاد داده باشند ولی کتاب مقدس است که آموزش آنها را توسعه می‌بخشد. علاوه بر دلایل بسیار خوب دیگر، کتاب مقدس به نگارش در آمده است تا ما بهترین نمونه‌ها و هشدارها را در اختیار داشته باشیم ( اول قرنتیان ۱۰: ۱-۱۳ را مشاهده کنید).

   آیا باید قوم خدا کتاب مقدس را مطالعه کنند؟

الف) خواندن کتاب مقدس مثل خواندن یک کتاب است، گرچه کتاب مقدس کتابی منحصر بفرد است و کلمات و داستانهای آن، از طریق صفحات چاپ شده، ذهن ما را تغذیه می‌کنند. اما هنگامی که کتاب مقدس و فصلهای مندرج در آن را مطالعه می‌کنیم، آنها را شکافته و در آنها کنکاش می‌کنیم و حقایقی را درک می‌کنیم که در غیر اینصورت هرگز قادر به فهم آنها نبودیم. هنگامی که کلمات را می‌خوانیم تصویری ذهنی در رابطه با امور پیدا می‌کنیم، اما وقتی در آن تفکر می‌کنیم آنوقت است که حقایق الهی را کشف می‌کنیم.

ب) تمامی کتابهای مندرج در کتاب مقدس در اتحاد و هماهنگی با هم بسر می‌برند. گرچه توسط نویسندگان متعددی به نگارش در آمده و در طی زمانهای متمادی گرد آوری و تکمیل شده است اما همچنان از استمرار و پیوستگی خاصی برخوردار است. در اعمال رسولان ۱۷: ۱۱ چنین می‌خوانیم: "اهل بیریه..... و هر روز کتب مقدس را بررسی می‌کردند". یوشع نبی می‌گوید: "...بلکه روز و شب در آن تفکر کن..." ( یوشع ۱: ۸ ).

اگر می‌خواهیم مانند کسی شویم که "کلام حقیقت را به درستی بکار می‌بندد" ( دوم تیموتائوس ۲: ۱۵ ) باید کتاب مقدس را علاوه بر آنکه به سادگی می‌خوانیم، مطالعه و بررسی نیز بنماییم. این به معنای اختصاص دادن زمان به کلام خداست!

پ) خداوند به مخالفین خود چنین گفت: "شما کتب مقدس را می‌کاوید" (یوحنا ۵: ۳۹ را ملاحظه کنید). حال اگر منتقدین و مخالفین مسیح، کتاب مقدس را برای مقاصد خود مطالعه و کنکاش می‌کنند، آیا نباید قوم خدا چنین نمایند اما به دلایل خویش برای رسیدن به هدفی عالی.

   چگونه باید قوم خدا کتاب مقدس را بخوانند و آن را بررسی کنند؟

الف) با قلبهایی مشتاق و همراه با انتظار. اگر کلام را با روحیه‌ای غیر مشتاق بخوانیم و بررسی کنیم، نمی‌توانیم توقع داشته باشیم که چیز زیادی حاصل کنیم."خوشا به حال گرسنگان و تشنگان ..." ( متی ۵: ۶ را ملاحظه کنید). برخی قبل از اینکه کلام خدا را مطالعه کنند با دعای مزمور نویس هم صدا شده آن را تکرار می‌کنند: "چشمان مرا بگشا تا از شریعت تو چیزهای عجیب بینم" ( مزمور ۱۱۹: ۱۸ را ملاحظه کنید).

ب) در زمانهایی منظم. آیا ما در زمانهایی منظم غذا نمی‌خوریم، کار نمی‌کنیم، نمی‌خوابیم و پرستش نمی‌کنیم؟ پاسخ واضح است در اینصورت آیا نباید زندگی خود را نیز چنان نظم دهیم که کتاب مقدس را نیز به همین شکل و بطور منظم بخوانیم ( مزمور ۱: ۱-۳ را ملاحظه کنید)؟



۱۴۰۰ فروردین ۲۳, دوشنبه

 کودکان و ملکوت خدا

آیات اصلی

پیدایش ۱۷: ۱۰-۱۴ – هر پسر هشت روزه از شما مختون شود.

مزمور ۲۲: ۹-۱۰ – وقتی که بر آغوش مادر خود بودم، مرا مطمئن ساختی.

مزمور ۵۱: ۵ – اینک در معصیت سرشته شدم و مادرم در گناه به من آبستن گردید.

متی ۱۸: ۲-۶ – یکی از این صغار را که به من ایمان دارند.

متی ۲۱: ۱۵-۱۶ – از دهان کودکان و شیرخوارگان حمد را مهیا ساختی.

مرقس ۱۰: ۱۴-۱۶ – عیسی... بدیشان گفت: «بگذارید که بچه‌های کوچک نزد من آیند... زیرا ملکوت خدا از امثال اینها است.»

لوقا ۱: ۱۵ – و (یحیی) از شکم مادر خود پر از روح‌القدس خواهد بود.

اعمال ۲: ۳۸-۳۹ – زیرا که این وعده است برای شما و فرزندان شما و همه آنانی که دورند.

طرح مسئله

کتاب مقدس به روشنی تعلیم می‌دهد که برای نجات یافتن، باید ایمان بیاوریم و تعمید بگیریم (مرقس ۱۶: ۱۶). به ما حکم شده تا توبه کنیم و تعمید گیریم تا گناهانمان بخشیده شوند (اعمال ۲: ۳۸). به ما گفته شده که در قلب خود ایمان بیاوریم و با زبان خود اعتراف کنیم (رومیان ۱۰: ۹-۱۰). و البته در یوحنا ۳: ۱۶ به ما گفته شده که هر که به عیسی ایمان داشته باشد، حیات جاودانی خواهد داشت.

حال این سوال مطرح می‌شود که تکلیف کودکانی که سنشان آنقدر کم است که هنوز قادر به سخن گفتن نیستند، چه می‌شود؟ آیا آنان می‌توانند حقیقتا توبه کنند، ایمان آورند و با دهان خود اعتراف نمایند؟ اگر نمی‌توانند، پس چگونه از نجات بهره مند می‌شوند؟ در ارتباط با این سوال اساسی، سوال مهم دیگری مطرح می‌شود: اگر کودک خردسالی چشم از جهان فروبندد، روحش به کجا خواهد رفت؟ به آسمان یا به دوزخ؟ پاسخ به این سوالات دشوار است، زیرا کتاب مقدس پاسخی صریح به آنها نمی‌دهد. آیات معدودی در ارتباط با مسئله کودکان و ملکوت خدا وجود دارد، و بسیاری از آنها نیز به شکلی غیر مستقیم به این موضوع مربوط می‌شوند.

کودکان در کتاب مقدس

کتاب مقدس می‌فرماید که همه گناه کرده‌اند (رومیان ۳: ۲۳، ۵: ۱۲). سراینده مزمور پنجاه و یکم می‌فرماید که وی نه تنها در معصیت سرشته شده، بلکه می‌گوید «مادرم در گناه به من آبستن گردید.» ایوب نیز مطالب مشابهی عنوان می‌نماید (ایوب ۲۵: ۴). پس کتاب مقدس می‌گوید که همه ما و حتی کودکان نوزاد، دارای طبیعتی گناه آلود هستیم که گرایش به گریز از خدا دارد. هر انسانی نیازمند فیض خدا است تا از گناه نجات یابد و عادل شود.

کتاب مقدس می‌گوید که با کمک و فیض خدا، حتی کودکان نیز می‌توانند به خدا توکل کنند (مزمور ۲۲: ۹-۱۰). عیسی طفلی خردسال را خواند و در مورد این صغار که به من ایمان دارند، سخن گفت (متی ۱۸: ۶). عیسی همچنین از مزمور ۸: ۲ نقل قول فرمود که می‌گوید: «از دهان کودکان و شیرخوارگان حمد را مهیا ساختی» (به متی ۲۱: ۶ مراجعه کنید). فرشته در مورد یحیای تعمید دهنده وعده داد که از شکم مادر خود پر از روح‌القدس خواهد بود (لوقا ۱: ۱۵، ۴۱-۴۴). بنابراین، چنین به نظر می‌رسد که برخی از کودکان می‌توانند به شکلی به خدا ایمان داشته باشند.

عیسی به شاگردان حکم کرد که اجازه دهند کودکان نزد او آیند؛ او برای ایشان دعا کرد و آنان را برکت داد (مرقس ۱۰: ۱۳-۱۶). این حکم او حتی شامل کودکان بسیار خردسال نیز می‌شد (لوقا ۱۸: ۱۵). او فرمود که ملکوت خدا از امثال اینها است (مرقس ۱۰: ۱۴). خدا با عطوفت به کودکان می‌نگرد. ملائکه ایشان پیوسته در حضور خدا می‌ایستند (متی ۱۸: ۱۰). اما در این آیات تصریح نشده که آیا تمامی کودکان در آسمان دارای فرشته هستند یا فقط آنانی که به عیسی «ایمان» دارند (متی ۱۸: ۲-۶؛ مرقس ۹: ۴۲).

در عهد عتیق، خدا به یهودیان فرمود تا تمامی پسران نوزاد را ختنه کنند تا جزو خانواده الهی گردند. این امر باید هنگامی که نوزاد هشت روزه بود، انجام می‌شد؛ این نشانه عهدی بود که بین خدا و انسان وجود داشت (پیدایش ۱۷: ۱۰-۱۳). خدا حتی فرمود اگر نوزاد پسری ختنه نشود، از قوم خود منقطع شود زیرا عهد خدا را شکسته است (پیدایش ۱۷: ۱۴). در این آیات اشاره‌ای به نوزادان دختر و نیز اینکه در ارتباط با عهد چه اتفاقی برای ایشان می‌افتد، نمی‌شود.

عهد جدید این موضوع را به روشنی بیان می‌کند که ما از شریعت عهد عتیق آزادیم. برای وارد شدن به خانواده الهی، ختنه جسمی دیگر ضرورت ندارد. ما توسط ایمان و نه توسط شریعت یهود، فرزند خدا شده‌ایم. همگی شما بوسیله ایمان در مسیح عیسی پسران خدا می‌باشید (غلاطیان ۳: ۲۶).

کودکان در کلیسا

کودکان و حتی نوزادان می‌توانند به واسطه قدرت و فیض خدا به شکلی به خدا ایمان داشته باشند و وارد ملکوت خد گردند (مزمور ۲۲: ۹-۱۰؛ لوقا ۱۸: ۱۵-۱۶). اما آیا این امر در مورد تمامی کودکان صدق می‌کند، یا تنها در مورد گروهی از آنان صادق است؟ چگونه چنین چیزی می‌تواند حقیقت داشته باشد؟ در طول تاریخ کلیسا، علمای الهیات پاسخهای متفاوتی به این سوال داده‌اند

۱۴۰۰ فروردین ۱۶, دوشنبه

چگونه ایماندار باقی بمانیم

 چگونه ایماندار باقی بمانیم

نکته اول : ) هر مسیحی باید روزانه  از ساعت شخصی خود را کنار بگذارد برای مطالعه کتاب مقدس ,

چون کتاب مقدس کلام خداست و درس زندگی به ما میدهد,  درسی از نجات و زندگی جاودان , درسی از داشتن حیات جاودان و داوری نشدن . همین طور که کتاب مقدس را مطالعه میکنیم در انجیل متی فصل 4 ایه 4 میخوانیم که عیسی مسیح می گویید : كتاب آسمانی می‌فرمايد نان نمی‌تواند روح انسان را سير كند؛ بلكه فقط كلام خداست كه می‌تواند نياز درونی او را برآورده سازد.! 

تفسیر ایه بالا این را می گویید که : عیسی مسیح قادر بود در مقابل تمام وسوسه ها شیطان ایستادگی کند . چون نه فقط کتاب مقدس را می دانست .بلکه از ان اطاعت نیز می کرد ! دانستن و مطالعه کتاب مقدس و اطاعت از ان به ما کمک می کند که به جای پیروی از شیطان و یا پیروی از خواسته های شیطان , از دستورات و خواست خدا پیروی کنیم . 

همچنین در کتاب مقدس در افسسیان فصل 6 ایه 17 می خوانیم که : كلاهخود نجات را بر سر بگذاريد و «شمشير روح» را كه همان كلام خداست، به دست گيريد.

تفسیر ایه این است که : کلام خدا مثل یک شمشیر دولبه است , سلاحی که در جنگ روحانی بکار می رود . دانستن ایات کتاب مقدس ,قدمی مهمی است که ما را یاری        می کند در برابر شیطان مقاومت کنیم . 


نکته 2 : ) نکته دیگری که باید به ان توجه داشته باشیم این است که ,   در زندگی روزانه مسیحی خود به طور روزانه ساعتی را برای دعا کردن با خدا , راز نیاز کردن با او وقت بگذاریم . 

اما این جا یک سوال مطرح میشود که اصلا چرا باید دعا کنیم ؟ خواب ساده است ,چون خدا ما را دوست دارد و ما نیز او را دوست داریم . و دوست داریم با او در رابطه باشیم ,دوست داریم که با او در گفتگو و مشارکت باشیم . دعا به زبان ساده یعنی گفتگو با خدا ,داشتن رابطه و مشارکت  با خدا . باید به این موضوع توجه کنیم که دعا در تمام قسمتهای زندگی ما میتوانند اثر داشته باشد . مثل چیزهایی که نمی دانیم و دوست داریم خدا برای ما انها را مکاشفه کنند . !و یا اینکه مشکل داریم و دوست داریم در مورد مشکل خود با خدا گفتگو و راز و نیاز کنیم . و از او بخواهیم که مشکل ما ا بر طرف کند ! مثل قبل از مطالعه کتاب مقدس دعا کنیم که خدا به ما کمک کند که ایاتی که در کتاب مقدس . نمی توانیم متوجه بشویم را برای ما باز و مکاشفه کند و یا اینکه وقتی کتاب مقدس را مطالعه میکنیم ما را در ایمان مسیحی خودمان رشد بدهد . 

دعا کاری که در زندگی ما انجام میدهد این است که ما را به خدا نزدیک می کند . 

و باید به این نکته دقت کنیم که عیسی مسیح بهای بزرگی برای نجات ما پرداخت کرد ,تا ما با خدا همیشه در ارتباط باشیم . پس اگر این ارتباط و رابطه را نداریم نجات ما بی فایده است . 

عیسی مسیح فقط به این دنیا نیامد تا نجات و زندگی جاویدان را به ما بدهد . بلکه علاوه بر نجات و حیات ابدی . او دوست داشت که ما همیشه با او در رابطه باشیم . و این رابطه در دعا کردن است . 

همچنین در کتاب مقدس در مورد دعا کردن برای دیگران این چنین می خوانیم : در اول تيموتائوس فصل 1 ایه 1 می خوانیم که :  برای همهٔ مردم دعا كن؛ از خدا درخواست كن كه بر آنان رحم كند؛ و به سبب آنچه كه برای ايشان انجام خواهد داد، او را شكر كن.

همچنین وقتی کتاب مقدس را مطالعه میکنیم متوجه میشویم که دعا کردن برای دیگران باعث رضایت و خشنودی خدا میشود :در اول تيموتائوس فصل 2 ایه 3 می خوانیم که :  دعا كردن برای ديگران، كاری است كه نجات دهندهٔ ما خدا را خشنود می‌سازد، 4زيرا او مشتاق است كه همهٔ مردم نجات يابند.


نکته 3 : ) نکته بعدی که باید به ان اشاره بکنیم ,در ایمان روزانه مسیحی خود این است که ما باید به عنوان یک مسیحی بشارت دهیم ! در حزقیال فصل 3 ایه 18 میخوانیم که : 

اگر من به شخص بدكاری هشدار بدهم كه محكوم به هلاكت است، و تو اين هشدار را به او نرسانی، او توبه نخواهد كرد و نجات نخواهد يافت. در اين صورت او به سبب گناهش هلاک خواهد شد؛ اما من تو را مسئول هلاكت او خواهم دانست و انتقام خون او را از تو خواهم گرفت. 19ولی اگر به او هشدار دهی، و او باز به گناه خود ادامه دهد و توبه نكند، آنگاه او در گناهان خود خواهد مرد؛ اما تو مسئول نخواهی بود.

همچنین وقتی کسی که از گناهان خود نجات پیدا می کند و نجات و حیات ابدی و زندگی جاویدان را بدست می اورد ,این خبر خوش را نمی تواند فقط پیش خودش نگه دارد و باید به دیگران هم این خبر خوش که از نتیجه نجات و زندگی جاویدان هست را به دیگران هم برساند . تا دیگران هم مثل ما نجات یابند . دادن بشارت 2 اتفاق را رقم می زند .

1. به دیگران این را  می گوییم تا دیگران متوجه بشوند که چه اتفاقی برای ما افتاده است که از بند اسارت گناه نجات پیدا کردهایم . و حیات ابدی را داریم . 

2. اینکه دیگران هم متوجه بشوند که با ایمان اوردن به عیسی مسیح بعنوان نجات دهنده می توانند این اتفاق هم برای انها بیفتد ! 

اما چرا باید بشارت دهیم : ؟ چون مسئولیت نجات مردم و خون مردم به گردن ما است . در واقع ما مسئول جان مردم هستیم . !!


نکته 4 : ) نکته بعدی که در ایمان روزانه مسیحی خود به ان باید اشاره کنیم رفتن به کلیسا است . ! کتاب مقدس به ما می گویید که ما نیاز داریم در کلیسا شرکت کنیم تا بتوانیم با ایمانداران دیگر خدا را پرستش کنیم . و همچنین در ایمان خود رشد کنیم و کمک کنیم و اجازه بدهیم که دیگران هم در ایمان خود رشد کنند . 

همانطور که کتاب مقدس را می خوانیم در تعلیمی که رسولان می دانند در ایین شام اخر و در دعا و پرستش با سایر ایمانداران مرتب شرکت می کردند . که در اعمال رسولان فصل 2 ایه 42 به این مطلب اشاره شده است .: و ما نیز باید با جمع از ایمانداران مسیحی این نوع مشارکت ها را در کلیسا خودمان انجام دهیم . ! 

باید به این نکته توجه داشته باشیم که شرکت در کلیسا خواست خدا برای تمام ایمانداران است در عبرانیان فصل 10 ایه 25 میخوانیم که : از حضور در مجالس عبادت كليسايی غافل نشويد، بلكه يكديگر را تشويق كنيد، بخصوص در اين روزها كه بازگشت مسيح نزديک می‌شود. 26زيرا اگر كسی پس از پی بردن به حقيقت آمرزش گناهان، عمداً از خدا رويگردان شده، به سوی زندگی گناه‌آلود برود، چنين گناهی با خون مسيح پاک نخواهد  شد و راهی برای فرار از مجازات آن وجود نخواهد داشت.


نکته 5 : ) نکته بعدی که باید به ان توجه کنیم در ایمان روزانه مسیحی خود باید ایمان ما ثمره بدهد ! یعنی ما باید به دیگران نیکی و محبت کنیم . در کتاب مقدس در رساله یعقوب فصل 2 ایه 20 می خوانیم که : 20ای نادان! آيا نمی‌خواهی درک كنی كه ايمان بدون انجام اراده خدا، بی‌فايده و بی‌ثمر است؟ بلی، ايمانی كه اعمال خير به بار نياورد، ايمان واقعی نيست. و همچنین در کتاب مقدس در یعقوب فصل 2 ایه 17 میخوانیم که : 

پس ملاحظه می‌كنيد ايمانی كه منجر به اعمال خير نگردد، و با كارهای نيک همراه نباشد، اصلاً ايمان نيست، بلكه يک ادعای پوچ و توخالی است.

در کتاب مقدس رومیان فصل 13 ایه 9 میخوانیم که : تمام بدهی‌های خود را بپردازيد تا به كسی مديون نباشيد. فقط خود را مديون بدانيد كه مردم را محبت كنيد. هرگز از محبت نمودن باز نايستيد زيرا با محبت كردن به ديگران، در واقع از احكام الهی اطاعت كرده‌ايد و خواست خدا را بجا آورده‌ايد. 9اگر همسايه و همنوع خود را به همان اندازه دوست بداريد كه خود را دوست می‌داريد، هرگز راضی نخواهيد شد كه به او صدمه بزنيد، يا فريبش دهيد، يا او را به قتل برسانيد و يا مالش را بدزديد؛ و هرگز به زن و به اموال او چشم طمع نخواهيد دوخت؛ خلاصه، هيچيک از كارهايی را كه خدا در ده فرمان منع كرده است، انجام نخواهيد داد. بنابراين، ده فرمان در اين فرمان خلاصه می‌شود كه «همسايهٔ خود را دوست بدار، به همان اندازه كه خود را دوست می‌داری.» 10بلی، محبت به هيچكس بدی نمی‌كند.

همچنین در کتاب مقدس در اول یوحنا فصل 4 ایه 7 میخوانیم که : عزيزان من، بياييد يكديگر را محبت كنيم، زيرا محبت از خداست و هر كه محبت می‌نمايد، فرزند خداست و خدا را واقعاً می‌شناسد. 8اما كسی كه محبت نمی‌كند، خدا را نمی‌شناسد، زيرا خدا محبت است.

تفسیر ایه بالا به ما می گویید که : هر کسی باور دارد که محبت مهم است ! اما ما در بیشتر اوقات ان را یک احساس می پنداریم !همانطور که در اول قرنتیان فصل 13 ایه 4 می خوانیم .محبت یک انتخاب و یک عمل است . می دانیم که خدا منبع محبت است . 16زيرا خدا به قدری مردم جهان را دوست دارد كه يگانه فرزند خود را فرستاده است، تا هر كه به او ايمان آورد، هلاک نشود بلكه زندگی جاويد بيابد. 17خدا فرزند خود را فرستاده است نه برای اينكه مردم را محكوم كند بلكه به‌وسیلهٔ او نجاتشان دهد.( یوحنا فصل 3 ایه 16 ).

سرمشق ما در محبت کردن عیسی مسیح است . هرکاری که او در زندگی و مرگش انجام داد با تمام معنی از روی محبت بود . 

و همچنین در کتاب مقدس اول قرنتیان فصل 13 ایه 2 در مورد محبت می خوانیم : 

2اگر عطای نبوت داشته باشم، و از رويدادهای آينده آگاه باشم و همه چيز را دربارهٔ هر چيز و هر کس بدانم، اما انسانها را دوست نداشته باشم، چه فايده‌ای به ايشان خواهم رساند؟ يا اگر چنان ايمانی داشته باشم كه به فرمان من کوهها جابه‌جا گردند، اما انسانها را دوست نداشت باشم، باز هيچ ارزشی نخواهم داشت. 3اگر تمام اموال خود را به فقرا ببخشم و به خاطر اعلام پيغام انجيل، زنده‌زنده در ميان شعله‌های آتش سوزانده شوم، اما نسبت به انسانها محبتی نداشته باشم، تمام فداكاريهايم بيهوده خواهد بود. 4كسی كه محبت دارد، صبور است و مهربان؛ حسود نيست و به كسی شک نمی‌برد؛ مغرور نيست و هيچگاه خودستايی نمی‌كند؛ 5به ديگران بدی نمی‌كند؛ خودخواه نيست و باعث رنجش كسی نمی‌شود. كسی كه محبت دارد، پرتوقع نيست و از ديگران انتظار بيجا ندارد؛ عصبی و زودرنج نيست و كينه به دل نمی‌گيرد؛ 6هرگز از بی‌انصافی و بی‌عدالتی خوشحال نمی‌شود، بلكه از پيروز شدن راستی شاد می‌گردد. 7كسی كه محبت دارد در هر وضعی وفادار می‌ماند، هميشه اعتماد دارد، هرگز اميدش را از دست نمی‌دهد و در هر شرايطی تحمل می‌کند. همهٔ عطايايی كه خدا به ما می‌بخشد، روزی به انتها خواهد رسيد. نبوتها، سخن گفتن به زبانها و دانستن علم و اسرار، روزی پايان خواهد پذيرفت. اما محبت تا ابد باقی خواهد ماند و از ميان نخواهد رفت.


نکته 6 : ) نکته بعدی که باید در ایمان  روزانه مسیحی خود به ان اشاره کنیم قضاوت نکردن است : وقتی که کتاب مقدس را مطالعه میکنیم در انجیل متی فصل 7 ایه 1 میخوانیم که : از كسی ايراد نگيريد تا از شما نيز ايراد نگيرند. زيرا هر طور كه با ديگران رفتار كنيد، همانگونه با شما رفتار خواهند كرد.

تفسیر ایه بالا به این موضوع اشاره میکند که : منظور عیسی مسیح از بیان اینکه از دیگران ایراد نگیرید این است که به منظور عیب جویی از دیگران و قضاوت در مورد انها صورت میگیرد ,بطوری که شخص برای بالا بردن خودش ,دیگران را ناچیز و خرد می کند .

همچنین در کتاب مقدس در دوم قرنتیان فصل 5 ایه 16 میخوانیم که : بنابراين، از اين پس برادران مسيحی خود را برحسب ظاهر و مطابق طرز فكر مردم دنيا، قضاوت نكنيد. زمانی من نيز دربارهٔ مسيح چنين قضاوت می‌كردم و بر اين باور بودم كه او يک انسان عادی است. اما اكنون ديگر چنين فكری ندارم.


نکته 7 : ) نکته بعدی که ما باید در ایمان مسیحی روزانه خود به ان اشاره کنیم این است که بخشش و گذشت را نسبت به دیگران داشته باشیم : همانطور که در کتاب مقدس 

می خوانیم در یوحنا فصل 8 فصل 1 داستان محاکمه زن بدکاره : این نکته مهم در مورد داوری دیگران است ! عیسی مسیح با گفتن این حقیقت که فقط شخصی بی گناه می تواند می تواند اول سنگ را بیندازد ,اهمیت ترحم و گذشت و بخشش را برجسته کرد . ایا وقتی دیگران را در گناه گرفتار میشود سریع درباره انها حکم و قضاوت می کنیم ؟ ما باید از این داستان یاد بگیریم که داوری کردن کار خداست و نه ما ! وظیفه ما بخشش و گذشت است . ما باید نگاهی صادقانه به زندگی خود بیندازیم و بپذیریم که طبیعت گناه الود دارید و وقتتان را بیشتر صرف یافتن راههایی برای کمک به دیگران بکنید و نه پیش داوری و قضاوت انسانها و تا جایی که میشود به همه انسانها کمک و محبت کنیم . 

و همچنین در انجیل متی فصل 18 ایه 21 میخوانیم که : 21در اين هنگام پطرس پيش آمد و پرسيد: «استاد، برادری را كه به من بدی می‌كند، تا چند مرتبه بايد ببخشم؟ آيا هفت بار؟خداوند به شما برکت بدهد