- انجیل یوحنا ۱۰: ۱۸
- ۱۸- هیچکس جان مرا از من نمیگیرد، من به میل خود آنرا فدا می کنم. اختیار دارم که آنرا فدا سازم و اختیار دارم آنرا باز بدست آورم. پدر این دستور را به من داده است. آمین!
- دوستِ خوبِ من، امروزه انسانهای بسیاری، به طرق گوناگون از صلیب استفاده میکنند، زیرا که صلیب مظهرِ ایمان مسیحی است.
- اما متاسفانه، تعداد بسیار اندکی از این انسانها، عمقِ واقعی محبتی را که صلیب گویای آن میباشد، درک میکنند.
- نمای صلیب، معرف دردناکترین روشِ اعدام انسان در طول تاریخ نیز هست.
- زمانی که میخواستند شخصی را بر روی صلیب اعدام کنند، اول سربازان برای مدتی وی را شلاق میزدند.
- این شلاق، از سه رشتهٔ چرمی که به هم بافته شده بودند و قطعاتی از استخون نیز در لابلای آن کار گذاشته شده بود، ساخته شده بود.
- وقتی این شلاق بر بدنِ شخص محکوم به اعدام زده میشد، قسمتی از پوست و گوشت او را از بدنش جدا میکرد.
- بنا براین جای تعجب نیست که چرا عیسی مسیح، قادر به حمل صلیب خود به سوی جلجتا بعد از آن که سربازان رومی او را شلاق زدند نبود.
- انجیل یوحنا ۱۹: ۱
- ۱- آنگاه به دستور پیلاطوس عیسی را شلاق زدند. آمین!
- انجیل لوقا ۲۳: ۲۶
- ۲۶- و چون او را میبردند، شمعون قیروانی راکه از صحرا میآمد مجبور ساخته، صلیب را بر او گذاردند تا از عقب عیسی ببرد. آمین!
- بعد از شلاق زدن، سربازان محکوم به اعدام را بر روی صلیب به پشت خوابانیده و دستهای او را تا حد امکان به دو جهت مخالف میکشیدند.
- این کشیدگی دست ها، موجب کشش عضلات و پوستِ کنده شده بر اثر ضربات شلاق گردیده و محکوم، درد شدیدی را متحمل میگردید.
- بعد از آن، سربازان میخهای مربع شکلی را با ضربات چکش به داخل موچ دستهای محکوم فرو برده به چوب صلیب داخل میکردند.
- بعد از آن، میخ دیگری در قوزک پاهای محکوم وارد و در چوب صلیب فرو میبردند.
- بعد از آن که محکوم با سه میخ به صلیب میچسبید، سربازان صلیب را بر افراشته و پایهٔ آن را در گودالی که از قبل کنده شده بود میانداختند.
- افتادن صلیب در گودال در حالی که محکوم بر روی آن میخکوب شده بود، موجب دریدگی بیشتر سوراخهای موچهای دست و قوزک پاهای او میشد و درد غیر قابل توصیفی را برای محکوم به همراه داشت.
- این درد اغلب موجب قطع نفس محکوم میشد.
- برای اینکه محکوم بتواند نفس بکشد، وی مجبور بود خود را بالا بکشد، و این یعنی فشار و دردِ باز هم بیشتر بر روی موچها و قوزکهای سوراخ در بدن شلاق خورده او.
- دوست عزیز من، عیسی مسیح، کاملاً انسان و کاملاً خدا بود!
- او شدیدترین دردهای فیزیکی را به معنی واقعی تجربه نمود.
- بعلاوهٔ این تجربهٔ جانکاه فیزیکی، او اندوه و رنج شدید عاطفی و روحانی را نیز تجربه نمود.
- زیرا قومی که او برای نجاتشان به این جهان آمده بود، او را طرد کرده و شاگردانش نیز منکر شناخت او بودند.
- از همهٔ اینها بدتر این که، زمانی که عیسی مسیح داوطلبانه گناه بشریّت را بر خود گرفت، خدای پدر از او روی بر گردانید.
- انجیل متی ۲۷: ۴۶
- ۴۶- نزدیک به ساعت سه ، عیسی فریاد زده ، گفت : «ایلی ایلی لَما سبَقتنی »، یعنی «خدای من ، خدای من ، چرا مرا تنها گذاشته ای ؟» آمین!
- و ۲قرنتیان ۵: ۲۱
- ۲۱- زیرا خدا بار گناهان ما را بر دوش مسیح بی گناه گذاشت ، تا ما بعنوان پیروان او، آنطور که مورد پسند خداست ، نیک و عادل شویم . آمین!
- دوستِ خوبِ من، اما عیسی مسیح مصلوب شدن خود را بیهوده نمی پنداشت.
- او مشتاقانه خون خود را پیشکش ما نمود و از این عمل خود بسیار خرسند بود.
- عبرانیان ۱۲: ۲
- ۲- به عیسی که ایمان ما را به وجود آورده و آن را کامل می گرداند چشم بدوزیم ، چون او به خاطر شادی ای که در انتظارش بود متحمل صلیب شد و به رسوائی مردن بر روی صلیب اهمیت نداد و بر دست راست تخت الهی نشسته است.
- دوست من، وقتی به یاد جفای دیگران در حق خودتان میافتید، به آنچه که عیسی مسیح برای گناهان شما متحمل گردید فکر کن.ه عظمت فداکاری که او برای شما انجام داده بیندیش.ازاعیسی مسیح سپاسگذاری کن و حال که زندگی دوباره ای در ایمان به او از وی دریافت نموده ای ان را برای جلال وی به کار ببر. ارامش عیسی مسیح همواره با شما
من این وب لاگ را در نام خداوند عیسی مسیح درست کردم تا بتوانم خدمتی کوچک داشته باشم و درکلام اوزندگی کنم
۱۴۰۰ اسفند ۱۷, سهشنبه
ایا به درک واقعی از صلیب رسیده اید ؟
سماجعت در دعا
یکی از دوستان مسیحی ما که خانم جوانی است، حدود ۵ سال پیش، درست پیش از وضع حمل، شروع کرد به شنیدن صدایی ناهنجار در گوش چپ خود. خودش میگفت که انگار صدای بلند یک کارخانه است. بهتدریج، صدا بلندتر شد و تمام سرش را فراگرفت، بهطوری که دیگر قادر به انجام کارهای روزمرۀ خود نیست. حتی از کارش نیز بیرون آمد. همۀ ما دوستانش، مرتباً برای شفای او دعا کرده و میکنیم. بعضی از دوستان حتی برای شفایش روزه گرفتهاند.
اما با وجود تمام این دعاها، این خانم هنوز شفا نیافته است. من خودم گاه وسوسه میشوم که دیگر برای او دعا نکنم و بپذیرم که شاید ارادۀ خدا این است که او بیمار بماند!
اما هر بار که این وسوسه به سراغم میآید، به یاد حکایتی میافتم که عیسی مسیح بیان فرمود تا تعلیم دهد که هرگز نباید از دعا کردن دلسرد شد. در این حکایت، بیوهزنی نزد قاضی میرود تا به داد او برسد. اما قاضیِ سختدل اعتنایی به او نمیکند. سرانجام، وقتی قاضی با سماجت این بیوهزن روبرو میشود، با خود میگوید: "هرچند از خدا باکی ندارم و به خلق خدا نیز بیتوجهم، امّا چون این بیوهزن مدام زحمتم میدهد، دادش میستانم، مبادا پیوسته بیاید و مرا به ستوه آورد!" (انجیل لوقا ۱۸: ۴-۵). این باعث میشود که برای این خانم با سماجت دعا کنم. آیا شما نیز برای نیازهای خود و دیگران، با سماجت دعا میکنید؟