۱۴۰۰ تیر ۴, جمعه

شناخت واقعی خداوند

 

د ر درون همه ما تمایل زیادی به شناخته شدن و شناختن دیگران وجود دارد. مهمتر از همه، بیشتر مردم تمایل دارند که خالق خود رابشناسند، حتی اگر به خدا ایمان نداشته باشند. امروز ما در دنیا با تبلیغاتی بمباران شده‌ایم که نوید راه‌های بسیار زیادی را برای ارضای بیشتر اشتیاق ما، برای شناخت بیشتر، داشتن بیشتر، و بیشتر بودن را می‌دهد. با این حال، وعده‌های پوچ ناشی از جهان هرگز قابل مقایسه با شناخت خدا نخواهد بود. "و حیات جاودانی این است که تو را خدای واحد حقیقی و عیسی مسیح را که فرستادی بشناسند" ( یوحنا ۱۷: ۳ ).

اولاً، ضروری است که بدانیم انسان به خودی خود، به دلیل گناهکار بودن، قادر به شناخت واقعی خدا نیست. کتاب مقدس برای ما آشکار می‌کند که همه ما گناهکار هستیم و از استاندارد لازم برای ارتباط با خدا برخوردار نیستیم. همچنین به ما گفته شده است که نتیجه گناهان ما مرگ است ( رومیان ۶: ۲۳ ) و ما بدون خدا و برای همیشه از بین خواهیم رفت مگر اینکه مرگ عیسی را بر روی صلیب به عنوان قربانی گناه بپذیریم. بنابراین، برای شناخت واقعی خدا، ابتدا باید او را وارد زندگی خود کنیم ( یوحنا ۱: ۱۲ ). برای شناخت خدا، هیچ چیز مهمتر از درک این حقیقت نیست که مسیح تنها راه شناخت واقعی از خداوند است ( یوحنا ۱۴: ۶ )


خدای کتاب مقدس فقط یکی از انبوه خدایانی نیست که ما بتوانیم یکی از آنها را انتخاب و یا پرستش کنیم. او با سایر خدایان فرض شده غیر قابل مقایسه است؛ او خدای خالق مطلق و نجات دهنده بشر است. کتاب مقدس همچنین خدایی را توصیف می‌کند که می‌خواهد با خلقت خود ارتباط برقرار کرده و با آنها در یک مشارکت واقعی باشد تا هدف و نقشه الهی را برای انها آشکار کند.

اگر وارد یک اتاق شلوغ شوید و از مردم بپرسید "خدا کیست"، انواع و اقسام پاسخها را بر اساس اعتقادات مذهبی یا غیر مذهبی مردم دریافت خواهید کرد. اگر با کسی که به کتاب مقدس ایمان دارد و به آن احترام می‌گذارد صحبت کنید، احتمالاً در مورد یک خدای قدرتمند خواهید شنید که همه ما را خلق کرده و از آنها مراقبت می‌کند

کتاب مقدس از ما نمی‌خواهد که دیدگاه‌های خدا را به راحتی درک کنیم. بلکه از ما دعوت شده است که از او شناخت پیدا کرده و در محبت ابدی او شراکت داشته باشیم. کتاب مقدس فقط به ما ایده‌های جدیدی نمی‌دهد تا درباره خدا فکر کنیم بلکه به ما قدرت شناخت  خالق خود و کشف دلیل وجود خود در جهان را می‌دهد.برکت خداوند با شما باشد و بماند تا ابد 

تبدیل انسان به فرزند خدا

 فرزند خدا شدن یعنی به قوم خدا تعلق داشتن. به عنوان فرزندان خدا، ایمانداران می‌توانند به برکت در این زندگی و معاشرت ابدی با خدا در زندگی بعدی امیدوار باشند. کسانی که خود را "فرزندان خدا" می‌نامند باید از همه جهات از الگوی خدا پیروی کنند.

هر آنچه که مسیح در پدر دارد، ما نیز داریم. ما در کتاب مقدس صمیمانه‌ترین رابطه مابین عیسی مسیح با خدای پدر را می‌یابیم و با ارزش‌ترین دیدگاه‌ها را درباره وحدت و برکات آن رابطه دریافت می‌کنیم؛ همچنین تمام موهبتهایی که به ما به ارث می‌رسد، همه آنچه که به عنوان فرزند خدا و وارث مشترک با مسیح دریافت می‌کنیم، در کتاب مقدس ثبت شده است.

انسان برای زندگی به عنوان فرزند خدا آفریده شد. گناه این هدف را مخدوش کرد و رابطه را با خدا قطع کرد. همانطور که از گناه توبه می‌کنیم و به او ایمان می‌آوریم، مسیح ما را به همان رابطه اصلی باز می‌گرداند. فرزندان خدا برای او در زمین زندگی می‌کنند و مشتاقانه در انتظار آینده‌ای با او در آسمان هستند.

شاید بهترین خبر در مورد فرزند خواندگی در خانواده الهی این باشد که به اعمال ما وابسته نیست. او صالحان را فرا نمی‌خواند، او گناهکاران را فدیه می‌کند. خداوند به ظاهر ما نگاه نمی‌کند تا تعیین کند که آیا ما را به فرزندی قبول می‌کند یا خیر. او بر اساس قومیت تبعیض قائل نمی‌شود. او به قلب ما نگاه می‌کند. همه گناه کرده‌اند و از جلال خدا قاصر هستند. ما فقط با ایمان و تنها از طریق فیض نجات یافته و فقط بواسطه مسیح است که به عضویت خانواده الهی پذیرفته می‌شویم.

وقتی که خانواده جدید خود را به رسمیت شناخته و می‌پذیریم و از آن استقبال می‌کنیم، دیگر دیوارهای خصومت از بین رفته و فرو خواهد ریخت. فقط در خانواده الهی می‌توان افراد کاملاً متمایز با یکدیگر را در کنار هم و برابر با هم دید.برکت خداوند با همه شما عزیزان