۱۴۰۰ خرداد ۲, یکشنبه

پنجاه روز پس از عید پاک

 



داستان پنطیکاست به یک گزارش تاریخی‌ در بخش عهد جدید در کتاب مقدّس باز میگردد. در اورشلیم که یکی‌ از مراکز فرهنگی‌ حکومت روم باستان بود، مردم بسیاری جمع شده بودند تا مناسبتی را جشن بگیرند. دوستان عیسی، در یک خانه‌ای جمع شده بودند که ناگهان اتفاق نادر و غیر منتظره‌ای رخ داد.

کتاب مقدس گزارش میدهد

"ناگاه صدایی همچون صدای وزش تندبادی از آسمان آمد و خانه‌ای را که در آن نشسته بودند، به تمامی پر کرد. آنگاه، زبانه‌هایی دیدند همچون زبانه‌های آتش که تقسیم شد و بر هر یک از ایشان قرار گرفت. سپس همه از روح‌القدس پُر گشتند و آن‌گونه که روح بدیشان قدرت تکلّم می‌بخشید، به زبانهای دیگر سخن گفتن آغاز کردند." (اعمال رسولان باب ۲ آیات ۲ تا ۴)

و خیلی‌ از مردمی که به اورشلیم آماده بودند، شگفت زده شده بودند و فریاد می‌‌زدند:
"چون این صدا برخاست، جماعتی گرد ‌آمده، غرق شگفتی شدند، زیرا هر یک از ایشان می‌شنید که آنان به زبان خودش سخن می‌گویند. پس حیران و بهت‌زده، گفتند: مگر اینها که سخن می‌گویند جملگی اهل جلیل نیستند؟ پس چگونه هر یک می‌شنویم که به زبان زادگاه ما سخن می‌گویند؟"
(اعمال رسولان باب ۲ آیات ۶ تا ۸)

با واقعه پنطیکاست پیام عیسی به اقصا نقاط جهان گسترش پیدا کرد

در پنطیکاست، مسیحیان روح القدس را دریافت کردند. این بدان معنا است که خدا در آنها زندگی‌ می‌‌کند. گروه کوچک و ترسان شاگردان مسیح، به یکباره به زبان‌های گوناگون در وصف کار‌های عظیم خداوند شروع به سخن گفتن کردند.
ازآن حا ل به بعد، همه مردم جهان میتوانستند دربارهٔ محّبت عظیم عیسی بشنوند.
این خبر خوش به صورت پخش شد. خیلی‌ از مردم روش زندگی‌ قدیمی‌ خود را ترک کردند؛ چون نزد خدا آنها می‌‌توانستند از گناهان و تقصیراتشان آزاد شوند. آنها می‌‌توانستند اکنون زندگی‌ جدیدی را شروع بکنند. ایشان پیوسته با هم جمع می‌شدند تا بیشتر درباره عیسی تعلیم یابند. آنها با هم شاد بودند و همچون یک خانواده بزرگ با هم بودند.
پنطیکاست همچنین تولد کلیسای جهانی‌ مسیحی‌ نیز می‌‌باشد. کلیسا از روز اول، شامل افرادی با پیشینه رنگارنگ میشد.

پنطیکاست: امروزه



از قرن سوم میلادی، پنطیکاست جشن گرفته می‌شده است. همیشه این عید پنجاه روز پس از عید پاک بوده است. پنجاه به زبان یونانی، "پنطیکاست" خوانده می‌‌شود و اسم این عید آن آنجا گرفته شده است. در آلمان پنطیکاست یک جشن دوروزه است، به این معنی‌ که هم یکشنبه‌ پنطیکاست و هم فردای آن روز تعطیل رسمی‌ است. در این روز هاقلب مراسم کلیسایی برگزار می‌‌شود.

در مقایسه با کریسمس و عید پاک، رسوم کمی‌ در مورد پنطیکاست وجود دارد: برخی‌ کلیسا‌ها با رنگ سبز آراسته میشوند. اغلب در عید پنطیکاست، افراد به گردش میروند و در برخی نقاط در آلمان، آتشی به مناسبت پنطیکاست روشن می‌‌شود. در مناطق روستایی در روز پنطیکاست، نخست گله به چراگاه و یا چمنزار برده می‌‌شود. اغلب گاو‌های رنگ شده در این روز در بین گله دیده می‌‌شوند.

برخی‌ از رسومات قدیمی‌، امروزه دیگر نگه داشته نمی‌‌شوند و یا به ندرت اجرا می‌‌شوند. این جشنِ روح القدس، جشنی به جهت امید و خوشی‌ نیز هست. و هر دو این‌ها را ما در دنیای امروزه به فراوانی نیازمندیم.






آیا کتاب مقدس کتابی ویژه است؟

 

  

الف) اول از همه اینکه کتاب مقدس، الهامی الهی است. بر خلاف سایر کتب برجسته که نسبت به آنها قدرشناسی خود را نیز ابراز می‌کنیم تنها کتاب مقدس کتابی الهامی و الهی است، کتاب مقدس با هر نوع دیگری از نوشته و ادبیات تفاوت دارد؛ دلیل آن این است که کتب مقدسه توسط خدا الهام شده است: "تمامی کتاب مقدس الهام خداست" ( دوم تیموتائوس ۳: ۱۶ ). در واقع کلام دیگری که کلام خدا باشد غیر از کتاب مقدس وجود ندارد.

ب) حتی اگر ما خود زمانی نسبت به آن آگاهی نداشته باشیم، کتاب مقدس یکی از عواملی است که در شناخت شخصی ما نسبت به قلمرو روحانی از سهم بسزایی برخوردار است. "از آنرو که تولد تازه یافتید نه از تخم فانی بلکه از غیر فانی، یعنی به کلام خدا که زنده و تا ابدالآباد باقی است." ( اول پطرس ۱: ۲۳ ). کتاب مقدس نقشی حیاتی در توبه و تبدیل فرد دارد.


پ) کتاب مقدس توسط نویسندگان معمولی نوشته نشده است، بلکه توسط کسانی که تحت تاثیر روح القدس سخن گفتند نوشته شده است: "زیرا که نبوت به اراده انسان هرگز آورده نشد، بلکه مردمان به روح‌القدس مجذوب شده، از جانب خدا سخن گفتند" ( دوم پطرس ۱: ۲۱ ). این مسئله نشان می‌دهد که این کتاب با سایر کتابهای به نگارش درآمده کاملا متفاوت است.

ت) کتاب مقدس به منظور خاص انتقال اموری مهم نگاشته شده است. "لیکن این قدر نوشته شد تا ایمان آورید که عیسی، مسیح و پسر خـدا است و تا ایمـان آورده، به اسم او حیات یابید." ( یوحنا ۲۰ : ۳۱ ).

ث) کتاب مقدس کلام باقی و پاینده خداست که هرگز زایل نمی‌شود ( متی ۵: ۱۸ ؛ لوقا ۲۱: ۳۳ ).

   آیا همه باید کتاب مقدس را مطالعه کنند؟

الف) هر بار که کتاب مقدس را می‌خوانیم، آهسته آهسته به شناخت نویسنده آن نائل می‌شویم. در هر صفحه آن اطلاعاتی در رابطه با معرفت خداوند یافت می‌شود و در هر داستان با شخصیت و صفات و هویت او بیشتر آشنا می‌شویم.

ب) هر بار که کتاب مقدس را می‌خوانیم، شناخت بیشتری از خودمان پیدا می‌کنیم مثل اینکه در آیینه می‌نگریم. این حقیقت را در می‌یابیم که همه انسانها مانند یکدیگرند و همه آنها نیاز به امید یک نجات دهنده دارند.

پ) راه بهتری برای آموختن درباره روشهایی که خداوند از طریق آنها مردم را از گناه و بدبختی نجات می‌دهد غیر از مطالعه کتاب مقدس وجود ندارد. این صفحات به این دلیل نوشته شده‌اند تا بدانید که "از حیات جاویدان برخوردار هستید." ( اول یوحنا ۵: ۱۳ را مشاهده کنید). پس عاقلانه است که کتاب مقدس مورد مطالعه قرار گیرد. همچنین لوقا ۱۶: ۱۹-۳۱ و بطور خاص کلام پایانی که به کتاب مقدس اشاره دارد را ملاحظه کنید.



ت) بهترین راه برای رشد در ایمان و گام برداشتن برای شباهت بیشتر به خداوند این است که کتاب مقدس را بخوانیم. زمانی که این کار را انجام می‌دهیم فضائل و الگوهای رفتاری خدا را کسب می‌کنیم ( رومیان ۱۵: ۴ را ملاحظه کنید).

ث) والدین و معلمین ممکن است در رابطه با نوع رفتار ما در جمع، چیزهایی را به ما یاد داده باشند ولی کتاب مقدس است که آموزش آنها را توسعه می‌بخشد. علاوه بر دلایل بسیار خوب دیگر، کتاب مقدس به نگارش در آمده است تا ما بهترین نمونه‌ها و هشدارها را در اختیار داشته باشیم ( اول قرنتیان ۱۰: ۱-۱۳ را مشاهده کنید).

   آیا باید قوم خدا کتاب مقدس را مطالعه کنند؟

الف) خواندن کتاب مقدس مثل خواندن یک کتاب است، گرچه کتاب مقدس کتابی منحصر بفرد است و کلمات و داستانهای آن، از طریق صفحات چاپ شده، ذهن ما را تغذیه می‌کنند. اما هنگامی که کتاب مقدس و فصلهای مندرج در آن را مطالعه می‌کنیم، آنها را شکافته و در آنها کنکاش می‌کنیم و حقایقی را درک می‌کنیم که در غیر اینصورت هرگز قادر به فهم آنها نبودیم. هنگامی که کلمات را می‌خوانیم تصویری ذهنی در رابطه با امور پیدا می‌کنیم، اما وقتی در آن تفکر می‌کنیم آنوقت است که حقایق الهی را کشف می‌کنیم.

ب) تمامی کتابهای مندرج در کتاب مقدس در اتحاد و هماهنگی با هم بسر می‌برند. گرچه توسط نویسندگان متعددی به نگارش در آمده و در طی زمانهای متمادی گرد آوری و تکمیل شده است اما همچنان از استمرار و پیوستگی خاصی برخوردار است. در اعمال رسولان ۱۷: ۱۱ چنین می‌خوانیم: "اهل بیریه..... و هر روز کتب مقدس را بررسی می‌کردند". یوشع نبی می‌گوید: "...بلکه روز و شب در آن تفکر کن..." ( یوشع ۱: ۸ ).

اگر می‌خواهیم مانند کسی شویم که "کلام حقیقت را به درستی بکار می‌بندد" ( دوم تیموتائوس ۲: ۱۵ ) باید کتاب مقدس را علاوه بر آنکه به سادگی می‌خوانیم، مطالعه و بررسی نیز بنماییم. این به معنای اختصاص دادن زمان به کلام خداست!

پ) خداوند به مخالفین خود چنین گفت: "شما کتب مقدس را می‌کاوید" (یوحنا ۵: ۳۹ را ملاحظه کنید). حال اگر منتقدین و مخالفین مسیح، کتاب مقدس را برای مقاصد خود مطالعه و کنکاش می‌کنند، آیا نباید قوم خدا چنین نمایند اما به دلایل خویش برای رسیدن به هدفی عالی.

   چگونه باید قوم خدا کتاب مقدس را بخوانند و آن را بررسی کنند؟

الف) با قلبهایی مشتاق و همراه با انتظار. اگر کلام را با روحیه‌ای غیر مشتاق بخوانیم و بررسی کنیم، نمی‌توانیم توقع داشته باشیم که چیز زیادی حاصل کنیم."خوشا به حال گرسنگان و تشنگان ..." ( متی ۵: ۶ را ملاحظه کنید). برخی قبل از اینکه کلام خدا را مطالعه کنند با دعای مزمور نویس هم صدا شده آن را تکرار می‌کنند: "چشمان مرا بگشا تا از شریعت تو چیزهای عجیب بینم" ( مزمور ۱۱۹: ۱۸ را ملاحظه کنید).

ب) در زمانهایی منظم. آیا ما در زمانهایی منظم غذا نمی‌خوریم، کار نمی‌کنیم، نمی‌خوابیم و پرستش نمی‌کنیم؟ پاسخ واضح است در اینصورت آیا نباید زندگی خود را نیز چنان نظم دهیم که کتاب مقدس را نیز به همین شکل و بطور منظم بخوانیم ( مزمور ۱: ۱-۳ را ملاحظه کنید)؟