۱۳۹۶ آبان ۲۵, پنجشنبه

چرا خدا اجازه داد شیطان و دیوها گناه کنند؟

خدا هم به فرشتگان و هم به انسانها حق انتخاب داد. از آنجاییکه کتاب مقدس جزئیات زیادی راجع به شورش شیطان و فرشتگان سقوط کرده نمی دهد، به نظر می رسد که شیطان (احتمالاً بزرگترین فرشته در میان جمیع فرشتگان) متکبرانه خواست که بر ضد خدا شورش کند تا اینکه خدای خودش شود. شیطان (لوسیفر) نمی خواست که خدا را پرستش یا از او فرمانبرداری کند؛ او می خواست که خدا باشد (اشعیا 12:14-14). از مکاشفه 4:12 اینطور فهمیده می شود که شرحی مجازی از یک سوم فرشتگانی می دهد که خواستند از شیطان در شورشش پیروی کنند و تبدیل به فرشتگان سقوط کرده یا دیوها شدند.

اما برخلاف انسان، انتخاب فرشتگان برای فرمانبردای از شیطان یا وفادار ماندن به خدا انتخابی ابدی بود. کتاب مقدس هیچ فرصتی را برای فرشتگان سقوط کرده در اختیار نمی گذارد که توبه کنند و آمرزیده شوند. و همینطور کتاب مقدس اشاره نمی کند که احتمال دارد که تعداد بیشتری از فرشتگان گناه کنند. فرشتگانی که به خدا وفادار ماندند به عنوان "فرشتگان برگزیده" توصیف می شوند (اول تیموتائوس 21:5). شیطان و فرشتگان سقوط کرده، خدا را در تمام جلالش می شناختند. شورش برای آنها، با وجود اینکه خدا را می شناختند، بدترین شرارت بود. در نتیجه، خدا به شیطان و دیگر فرشتگان سقوط کرده فرصت توبه نمی دهد. علاوه بر این، کتاب مقدس هیچ دلیلی بر باور به این نمی دهد که درصورتی که خدا به آنان شانس بدهد، آنها بخواهند توبه کنند (اول پطرس 8:5)؛ خدا همان حق انتخابی را به شیطان و فرشتگان داد که به آدم و حوا داد، که او را اطاعت کنند یا نکنند. فرشتگان انتخابی با اراده آزاد داشتند؛ خدا هیچ یک از فرشتگان را تشویق یا اجبار به گناه نکرد. شیطان و فرشتگان سقوط کرده با اراده آزاد خودشان گناه کردند و از اینرو مستحق غضب ابدی خدا در دریاچه آتش هستند.

چرا خدا این انتخاب را به فرشتگان داد، درحالیکه می دانست که نتیجه چه خواهد شد؟ خدا می دانست که یک سوم فرشتگان می خواهند شورش کنند و از اینرو ملعون به آتش ابدی می شوند. خدا همچنین می دانست که شیطان شورش خود را با وسوسه کردن انسان به گناه ادامه خواهد داد. پس چرا خدا اجازه داد؟ کتاب مقدس صریحاً به این پرسش پاسخ نمی دهد. همین پرسش می تواند در قبال تقریباً هر اقدام شریرانه ای پرسیده شود. چرا خدا اجازه می دهد؟ در نهایت، این به حاکمیت مطلق خدا بر خلقتش برمی گردد. مزمورنویس به ما می گوید که "و اما خدا، راه او کامل است" (مزمور 30:18). اگر راههای خدا "کامل" است، پس می توانیم اعتماد کنیم که هر آنچه او انجام می دهد، و هر آنچه او اجازه می دهد، نیز کامل هستند. بنابراین، نقشه کامل از سوی خدا کامل ما این بود که اجازه به وجود گناه دهد. افکارمان، افکار خدا نیست، و نه راههایمان، راههای او، که در اشعیا 8:55-9 به ما یادآوری می کند.

چرا خدا قوم اسرائیل را برگزید تا قوم او خوانده شوند؟

در مورد ملت اسرائیل، در تثنیه 7: 7-9 کلام خدا به ما می گوید، "خداوند دل خود را با شما نبست و شما را برنگزید از این سبب که از سائر قومها کثیرتر بودید زیرا که شما از همة قومها قلیلتر بودید. لیکن از اینجهة که خداوند شما را دوست می داشت و می خواست قسم خود را که برای پدران شما خورده بود بجا آورد پس خداوند شما را با دست قوی بیرون آورد و از خانة بندگی از دست فرعون پادشاه مصر فدیه داد".

خدا ملت اسرائیل را انتخاب کرد تا از آن قوم، عیسی مسیح بدنیا بیاید – یعنی نجات دهنده از گناه و مرگ (یوحنا 3: 16). بعد از اینکه آدم و حوا در گناه افتادند (پیدایش 3)، خدا وعدة آمدن مسیح را داد. بعد خدا تایید کرد که مسیح از نسل ابراهیم، اسحاق، و یعقوب بدنیا می آید (پیدایش 12: 1-3). عیسی مسیح دلیل اصلی خدا برای انتخاب او بود که قوم اسرائیل را قوم خود خواند. خدا احتیاج نداشت که قوم خاصی داشته باشد، اما او این روش را انتخاب کرد. عیسی باید از یک قومی به این جهان می آمد، و خدا قوم اسرائیل را برای اینکار انتخاب کرد.

بهر حال، دلیل خدا برای انتخاب ملت اسرائیل تنها برای آمدن مسیح نبود. اشتیاق خدا برای قوم اسرائیل این بود که آنها بروند و به دیگران هم درمورد او بگویند. قوم اسرائیل قرار بود ملتی از کاهنان، انبیا، و مبشرین برای همة دنیا باشند. نظر خدا این بود که قوم اسرائیل قوم مجزایی باشند، ملتی که دیگران را بطرف خدا و وعدة او یعنی وعدة تامین یک نجات دهنده و فدیه دهنده ای که مسیح است هدایت کنند. قوم اسرائیل در بیشتر قسمتهای این وظیفه شکست خوردند. بهر حال منظور اصلی خداوند برای قوم اسرائیل که راهی برای آمدن مسیح یه این دنیا بود، بتمام و کمال در شخص عیسی مسیح انجام شد.