۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۴, سه‌شنبه

عیسی مسیح کیست؟

از شرح زندگی عیسی مسیح که در چهار انجیل وجود دارد معلوم میشود که او واقعا انسان بود .گرچه پدر جسمانی نداشت ،ولی از طریق مادرش مریم ،از نسل داود یعنی پیامبر و پادشاه بزرگ اسرائیل بود .عیسی مانند تمام مردم از نظر جسمی و روحی رشد کرد . غذا میخورد و میخوابید.شغلش نجاری بود .او خسته شد و با تمام خوشیها و رنجها و ناراحتی های که برای مردم در این جهان پیش میاید ،کاملا اشنا گردید .بنابراین او قادر است در تمام تجربه های بشری با ما همدردی نماید.|(عبرانیان18:2و 15:4)
چون عیسی انسان بود،میتوانست ازدواج کند و فرزندانی داشته باشد ،ولی این کار را نکرد .بدون شک تصمیم او در این مورد با اطاعت کامل از نقشه ای که خدا برای او داشت اتخاذ گردید.
لکن هر چند عیسی واقعا انسان بود ،ولی از بعضی جهات با دیگران کاملا تفاوت های زیادی داشت.
تمام مردم ،حتی انبیا و مقدسین،گاهی از اطاعت خدا غفلت نموده اند .و بهمین دلیل گنهکار هستند .ولی عیسی در تمام زندگیش هرگز کاری یا سخنی یا فکری که بر خلاف اراده مقدس خدا باشد را انجام نداد. بنابراین او تنها انسان بیگناه میباشد.او نتنها گناهی نکرد بلکه اراده ی او با اراده ی خدا مطابقت کامل داشت.او در واقع یگانه انسان کاملی است که در این جهان خاکی زندگی کرده است.
اشخاصی که اعمال مسیح را دیدند شهادت دادند که قدرتش حیرت انگیز بوده است.
او نابینایان را بینا،افلیج ها را شفا،و مردگان را از قبر بیرون خواند و انها فورا زنده میشدند ،او به باد و طوفان فرمان میداد ،و 5000 نفر را با پنج قرص نان سیر میکرد .
ولی عظیم ترین عمل حیرت انگیز عیسی اینست که ،همانطوری که پیش گویی کرده بود روز سوم پس از مرگ قیام کرد .و به شاگردان خود ظاهر شد.
چه کسی غیر از عیسی توانسته است چنین اعمالی انجام دهد ؟
چه کسی را میشناسید که از مردگان برخیزد و دیگر نمیرد؟
هیچکس!بنابراین واضح است که گرچه عیسی واقعا انسان بود ،ولی از بزرگترین انسانها بزرگتر بود .
پس او کیست؟
عیسی خود ادعا کرد که پسر خداست.بعلاوه او خدا را معمولا (( پدر من )) خطاب میکرد. یکبار وقتی فرمود من و پدر یکی هستیم ،دشمنانش میخواستند او را سنگسار نمایند .زیرا تصور میکردند که او کفر می گویید .ولی ما به خوبی میدانیم که عیسی هرگز دروغگو و کفرگو نبوده است.
در تمام نوشتجات رسولان عیسی ،بارها تکرار شده که عیسی پسر خداست و تمام مسیحیان جهان این ادعا را همیشه قبول داشته اند.
البته توجه دارید که این اصطلاح مفهوم جسمانی ندارد بلکه دارای مفهوم روحانی می باشد.
بدیهی است که خدا هرگز با زنی ازدواج نکرده تا از او پسری داشته باشد .زیرا چنین کاری غیرممکن و غیر قابل تصور است.
در انجیل ،عیسی (پسرخدا) و (کلمه خدا )  هم نامیده میشود.
لقب پسر خدا همبستگی و یگانگی عیسی را با خدا که پدر واقعی او است نشان میدهد.ولقب کلمه خدا به ما می فهماند که خدا بوسیلهء عیسی مسیح با بنی نوع بشر سخن میگوید. در انجیل اینطور میخوانیم :((در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود وکلمه خود خدا بود همان در ابتدا نزد خدا بود .همه چیز به واسطه او افریده شد و بغیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت . در او حیات بود و حیات نور انسان بود ......وکلمه جسم گردید و میان ما ساکن شد . پر از فیض و راستی وما جلال او را دیدیم ،جلالی شایسته پسر یگانه ی پدر.))
اکنون میدانم که مایلید بپرسید:در صورتیکه خدا واحد است چگونه امکان دارد که عیسی مسیح پسر خدا بوده و با خدا یکی باشد ؟
در واقع این موضوع از اسراری است که فهم ان بالاتر از عقل محدود ما میباشد.
چه کسی غیر ازخود خدا می تواند به ذات و ماهیت الهی پی ببرد؟ولی باید متوجه باشیم که خدا قادر مطلق است و انچه بر خلاف اراده مقدس او نباشد ،برایش غیر ممکن نیست.
بعلاوه در طبیعت که توسط خدا افریده شده می توانیم ،هر چند به طور ناقص ،نمونه ای از این سر یا حقیقت الهی را مشاهده نمائیم.
خورشید را ملاحظه کنید که در اسمان قرار دارد و بقدری عظیم و پر حرارت است.که اگر به زمین نزدیکتر شود همه از بین خواهند رفت .خورشید نور خود را که در حقیقت با آن تفاوتی ندارد ،می تاباند و بوسیله ی ان به دنیای ما نور و حرارت می بخشد . بهمین طریق خدای بزرگ ما نور خود را که با خودش یکی است به دنیای ما می تاباند تا به ما حیات ببخشد .
خدا این نور را کلمه خود و پسر خود میخواند.این نور به صورت عیسی مسیح ظاهر شد که درباره خود فرمود:من نور عالم هستم ،کسی که مرا متابعت کند در ظلمت سالک نشود بلکه نور حیات را یابد.
هنگامیکه نور خورشید را مینگریم خورشید را مشاهده میکنیم.و همچنین هنگامی که عیسی مسیح را مینگریم خدا را می بینیم. عیسی مسیح فرمود:هرکس مرا دید پدر را دیده است.
بنابراین عزیزان
ما مسیحیان مطمئن هستیم که خدا خود توسط پسرش عیسی مسیح بسوی ما امده است.
امین امین
ویلیام م میلر

۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۲, یکشنبه

خدا کیست؟

عزیزان ،مسیحیان واقعی پیوسته به خدای واحد حقیقی ایمان داشته اند.
عیسی مسیح،به شخصی که از او سوال کرد که بزرگترین حکم خدا چه میباشد چه پاسخی داد:(( خداوند خدای ما خدای واحد است وخداوند خدای خود را بتمامی دل و تمامی جان و تمامی خاطر و تمامی قوت خود محبت نما که اول از احکام این است.))
(مرقس باب 12)
جمیع انبیای خدا در دوران قدیم اعلام داشته اند که خدا واحد است وعلیه بتها و همه کسانی که خدایانی غیر از خدای واحد حقیقی می پرستند فریاد اعتراض بر میاورند.
همچنین مسیحیان به خدای ایمان دارند که نه اغازی داشت و نه انتهایی خواهد داشت،زیرا خدا ازلی و ابدی است .ما به خدایی ایمان داریم که بر همه چیز اگاهی دارد و مالک تمام قدرتها میباشد .و تمام چیزهای دیدنی و نادیدنی را بوسیله کلام خود افریده است .
اگر کسی به خورشید و ماه و میلیونها ستاره بنگرد و سعی نماید حتی جزی از عظمت و شکوه افرینش را درک نماید طبعا با داود نبی هم صدا خواهد شد:((اسمان جلال خدا را بیان میکند و فلک از عمل دستهایش خبر میدهد.)) (مزمور 1:19)
حکمت و توانایی خدای ما چقدر عظیم است که نه فقط کهکشانها را در فضای لایتناهی و کوچکترین گلها و حشرات را در زمین افریده بلکه انها را حفظ میکند.خدا قادر مطلق است و میتواند هر چه بخواهد انجام دهد . او برای این جهان نقشه ای طرح نموده است و هیچ چیز قادر نیست او را از اجرای مقصودش باز دارد.
ما ایمان داریم که خداوند نه تنها عظیم و قادر است .بلکه عادل و قدوس نیز می باشد.و او از هر گونه ناپاکی مبرا است.
مسلم است که خدا چون انسانها دارای  بدن نیست و به زمان و مکان مشخصی محدود نمی باشد بلکه همیشه در همه جا حاضر است.
هر چند گاهی از دستها و چشمها و قلب خدا سخن میگوییم ولی این اصطلاحات جسمانی را برای بیان مقاصد رو حانی و معنوی بکار می بریم .
زیرا خدا که بسیار متعال و از ما خیلی بالاتر است ایمان داریم که در عین حال به ما خیلی نزدیک میباشد.بنابراین میگوییم که او ما را با چشمان خود میبیند و با دستهای خود محافظت می فرماید و ما را با قلب خود محبت مینماید .
گر چه جمیع صفات خدا برای ما اهمیت دارد ،ما مسیحیان مخصوصا شکر گزاریم که خدایی که او را  ستایش و نیایش میکنیم ،خدای محبت است.
این صفت الهی به قدری مهم بود که کتاب مقدس تاکید میکند که((خدا محبت است)) (یوحنا باب 8:4)
بعنی هر چه خدا میاندیشد و عمل میکند از روی محبت میباشد.
خدا محبت خود را به بنی نوع بشر به انواع مختلف ظاهر میسازد.که از ان جمله تامین احتیاجات بشری از قبیل باران ،افتاب،غذا،واب و پوشاک و فراهم ساختن سایر احتیاجاتی که برای زندگی انسان بر روی زمین مورد نیاز است.
او همچنین محبت خود را با فرستادن انبیاء به ما ظاهر ساخت .
ولی بزرگترین و حیرت انگیز ترین محبت خداوند نسبت به بشر فرستادن تنها فرزند خود عیسی مسیح بود تا بتواند دیوار گناه را که بین انسان و خداوند به وجود امده است را از بین ببرد و ما را با خداوند اشتی دهد .
عیسی فرمود:(( خدا جهان را اینقدر محبت نمود که پسر یگانهء خود را داد تا هر که بر او ایمان بیاورد هلاک نگردد بلکه حیات جاودانی یابد.))یوحنا 16:3)

ویلیام م.میلر